برگرفته از کتاب مادر یک دقیقه:

فک کنید که در بچگی چه زمانی بهترین رفتار رو داشتید؟؟
قطعا زمانی که حس خوبی نسبت به خودتون داشتید
پس این کتاب میگه باید تا جای ممکن کمک کنیم بچه هامون حس خوبی نسبت به خودشون داشته باشند تا در نتیجه بهترین رفتار ازشون سر بزنه
این کتاب از سه راز مهم حرف میزنه
اهداف یک دقیقه ای
تشویق یک دقیقه ای
تنبیه یک دقیقه ای

در قسمت تحسین یک دقیقه ای میگه بچه رو زیر نظر داشته باشید و در حین انجام کار خوب مچش رو بگیرید( اکثرا ما در حین کار بد فقط اینکار رو میکنیم) میگه بلافاصله برید پیشش دست بذارید رو شونش و بهش زل بزنید و با لبخند بگید که دیدم فلان کار رو انجام دادی( کامل کار رو توضیح بدید)
حالا احساس خودتون رو بگید( واقعا این کار بهم حس خوبی داد؛ خوشحالم کرد، افتخار کردم و ...) چند ثانیه سکوت و فقط ب چشماش نگاه کنید تا عمق احساس بینتون جاری شه و سپس در آغوش بگیریدش😍
غافلگیری و توجه به کار مثبت بچه ها باعث میشه بیشتر تلاش کنند که کار خوب انجام بدن ولی برعکس توجه فقط به کار منفی باعث لجبازی و کاهش اعتماد ب نفسشون میشه

۶ پاسخ

گلی اسم کتاب
هست مادر یک دقیقه؟؟

من شروع کردم مدتی این کار رو
کاش بتونم گیر دادنامو کم کنم خوش اخلاق تر شم😮‍💨

😘😘

بسیار عالی ....😍😍

🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹

ممنون عزیزم ♥♥♥

سوال های مرتبط

مامان دخترام♥️🧡 مامان دخترام♥️🧡 ۵ سالگی
پارت اول
خلاصه ای از استرس و اضطراب کودکان

در رابطه با اضطراب اجتماعی:👇🏻👇🏻👇🏻
وقتی بچه سختشه در جمع قرار بگیره
مهمترین چیز الگوگیری هست
حتما خودتون در جمع ها شرکت کنید، بگو بخند کنید، و اون رفتاری ک دوست دارید فرزندتون داشته باشه رو انجام بدین

مجبورش نکنید سلام کنه، مثلا موقع ورود قبلش بگید اگه دوست داشتی میتونی سلام کنی، چون سلام کردن یک رفتار خوب هست

رو اخلاقیات بد اجتماعیش تمرکز نکنید، برعکس روی اخلاقیات مثبتش تمرکز کنید و مثلا اگه سلام کرد یا تو جمع حرف زد بعذا بهش بگی دیدم سلام کردی، خیلی خوشم اومد، رفتار خوبی بود، دوست داشتم و ...

بهش یاد بدید چجوری دوست پیدا کنه، کتابهایی در این رابطه براش بخونید، مثلا کودک باید بدونه که برای اینکه با کسی ارتباط. بگیره باید بهش لبخند بزنه، سلام کنه یا اسمش رو بپرسه، یا مثلا بگه چه لباس قشنگی داری و ... اینارو باید به کودک آموزش بدید با هم دیگه در موردش حرف بزنید، و با عروسک هاش بازی کنید که مثلا تو پارک یا تو مهمونی ان و قراره دوست شن

بهش یاد بدید چه رفتارهایی باعث ناراحت شدن دیگران میشه( مثلا استفاده از لوازمشون بدون اجازه و ...)

اصلا کودک رو برای رفتارهای اجتماعی اشتباهش سرزنش نکنید ؛, مثلا نگید دیدی فلانی چه بچه خوبی بود سلام داد یا سلام نکردی کار بدی کردی و ...،. فقط رو ویژگی های مثبتش تمرکز کنید این معجزه می‌کنه مثلا بگید دیدم بهش لبخند زدی برای شروع عالی بود و ...
مامان دلوین و ماهلین مامان دلوین و ماهلین ۵ سالگی
شوهرم اومد باهاش مشورت کردم در مورد ماهلین توروخدا نگید پیله کردید به بچه به خدا پیله نکردم دکترا یه جوری حرف می زنند آدمو به شک و ترید می اندازن در صورتی که خودمون کلامون رو قاضی می کنیم می فهمیم امروز با شوهرم حرف زدم گفتم ببین تمرینایی که با ماهلین انجام دادم رد ببین خداییش این بچه الان دیگه مشکل آی کی یو داره ؟؟این تمرینات سخت رو انجام میده اینو میگم چون دکترشم فقط رو همین محور داره کار می کنه و همه چیو ربط میده به آی کی یو چه خجالتی بودنش چه نگفتن مساله ی پی پیش که مشاورش یه حرف خوبی زد بجه ای که مشکلش حاد باشه جیش رو هم نمی تونه بگه چه برسه به پی پی و به من گفت واسه خجالتی بودنشم تو کلاس های تائتر شرکتش بده و بعدشم تو مهد کلاس جدا بزاریش خوب میشه الان خاله ها تمرینات ماهلین رو ببینید خداوکیلی بچه ای که آی کیوش پایین باشه می تونه این هارو حل کنه ؟؟من نهایتا یکی دوتاش رو راهنمایی کرده باشم بقیه رو خودش انجام میده بدون کمک گرفتن از من بدون حضور دلوین چون دیگه نوبتی باهاشون کار می کنم دکترشم همینارو کار می کنه نمیگم از اول خیلی خوب بوده واقعا ضعیف بود ولی با ۶ و ۷ ماه درمان از نظر من اوکی شده و دکترشم از الان به بعد فقط به فکر جیب خودشه چون به محض اینکه گفتم ماهلین خیلی خوب شده ۱۲ تا صفحه رو به خوبی حل کرد میگه نه اصلا این بچه آی کیوش پایینه و جالب تر اینکه ملاحضه بچه رو هم نمی کنه جلو خودش میگه و اعتماد به نفسش رو شدیدا پایین میاره من با شوهرم تصمیم گرفتیم دیگه نبریمش از مهر هم که میره مدرسه بهترم میشه خودمم کلی کتاب از قبل گرفتموباهاش کار می کنم دیگه نمی برمش چون بچم آسیب می بینه به نظرم حالا تمرینایی که باهاش می کنم یکی یکی میزارم شما خودتون قضاوت کنید
مامان دخترام♥️🧡 مامان دخترام♥️🧡 ۵ سالگی
مامان دخترام♥️🧡 مامان دخترام♥️🧡 ۵ سالگی
فرزندپروری
تربیت کودک

سلام گلی ها صبحتون بخیر
دیدم ک گاها شکایت میکنید که نمیشه اعصابمون نمی‌کشه، بچمون خرابکاره و ...
بهتون بگم م تربیت کودک اصلا کار یک روز و دو روز نیست
یه پروسه طولانیه
ولی خب اینبار می‌خوام در مورد خودتون بگم
تا حال شما خوب نباشه نمیتونید این حال خوب رو به فرزندتون منتقل کنید
دکتر هلاکویی میگه بچه رو از دوسال به بعد هل بدید تو جامعه
بذارید بره مهد، روزی چند ساعت از خودتون دورش کنید
پس اگه شاغل بودید و علاقه مند به کار کردن هستید برگردید ب سرکارتون
دنبال علاقه هاتون برین
بخاطر بچه خودتون رو متوقف نکنین
چون بعدا اون بزرگ میشه و می‌ره دنبال زندگیش، حالا شما توقع دارین چون بخاطر اون از همه چیزتون زدین، حالا اون تماما برای شما باشه، دقیقا عین مادرهای قدیم میبینین مادرشوهرا مخصوصا چقد به توجه پسراشون نیاز دارن! و کلی مشکلات هم برای خودشون درست میکنن هم شما
چرا؟؟ چون وقت وقتش به خودشون اهمیت ندادن فقط بچه رو دیدن و بخاطر اون از همه چیزشون زدن
بعدا کسی ازتون تشکر نمیکنه که آنقدر حساس بودین ک نذاشتین بچه یه خار بره تو پاش!!
برای خودتون روتین داشته باشین، حتما حتما ورزش کنین، مکمل بخورین، کتاب بخونین، به تغذیه و تناسب اندامتون اهمیت بدین، آب زیاد بخورین، چای سبز بخورید
خلاصه که تو زندگی اول خودتون رو ببینین هر چی که حالتون رو خوب می‌کنه برین دنبالش و اصلا بخاطر بچه خودتون رو وقف نکنین
بچه ها حال خوب و نشاط مارو می‌خوان نه یک مادر افسرده راکد که فقط افتخارش اینه که من تمامم رو بخاطر تو گذاشتم
مامان دخترام♥️🧡 مامان دخترام♥️🧡 ۵ سالگی
سلام گلی ها
سوال اول از کتاب «۵۰ سوال مهمی که بچه ها میپرسند»
سوال:
چرا من همیشه برنده نمیشم؟؟؟

کشف معنای سوال:

بچه ها تو سن ۴ تا ۸ سال تازه وارد اجتماع شده و هنوز تمرین زیادی برای کنترل احساسات ناخوشایندشون نداشتن( هر چند ممکنه بعضی بچه ها ذاتا اینکار رو بلد باشن در این صورت شما واقعا خوشبختی😍)
اکثر کودکان موقع باخت ب تلاش کم و بیش نیاز دارند تا بتونن حس ناامیدی و عصبانیت رو در خودشون کنترل کنن
تو این سن آنها باخت رو جزئی از خودشون میدونن و جدا کردن ارزش خودشون از دستاورد بازی کار مشکلی هست براشون

اول از همه باز هم به اهمیت الگوسازی باید اشاره کنیم، حتی موقع رانندگی یه جوری رفتار نکنید که هر کسی اول رفت اون برندس یا غذا خوردن بچه حس رقابت ایجاد نکنید و در موارد پیش اومده در زندگی برای شخص خودتون سعی کنید با برد و باخت درست کنار بیاید به عنوان یه الگو

ب عنوان والدین الان شما موظفید ک کمک کنید بچه با باخت کنار بیاد نه اینکه به زور اونو برنده کنید

ادامه در کامنت
مامان دلوین و ماهلین مامان دلوین و ماهلین ۵ سالگی
مامانا یه مشورتی داشتم باهاتون البته راه حل گذتشتن جلوی پای من که دوقلو دارم خیلی سخته خیلی الان با شما در میان میزارم فرداکه می برمش پیش روانشناسش با اون هم مشورت می کنم که یه راهی رو جلوی پام بزاره
انروز در کمال ناباوری دیدم ماهلین بدون هیچ غلطی و اشتباهی ۱۱ صفحه از کتاب های هوشی رو انجام داد البته اینو بگم قبلا در این حد نبود حتی وقتی تنهایی کار می کردم باهاش بعد الان امشب که خودش تنها بود و خواهرش نیست در کمال تعحب دیدم ۱۱ تا صفحه رو بدون غلط حل کرد 😳اصلا هم لجبازی نکرد احساس می کنم وجود خواهرش خیلی اعتماد به نفسشو پایین میاره هنش یا میگه بلد نیستم یا به زور انجام میده خدا شاهده وقتی دلی باشه ماهلین ۲ صفحه به زور کار می کنم همش باید بکم‌زود باش انجام بده شاید رفتن دلوین دنبال باباش امشب یه تلنگری بود که من به مشکل اصلی برسم از اون طرف میگم‌نکنه وجود دلی هم باعث شده که اینجوری کنه و تو خودش پی پی کنه خلاصه سرتون رو در نیاره حسابی این بچه منو گیج و گنگ کرده حالا به نظرتون من دلوینو چی کار کنم وقتی اونم عست چه جوری با ماهلین کار کنم ؟؟دلوین به هیچ عنوان نمیزاره یکی یکی بشینیم جیغ و گریه که منم می خوام مشق بنویسم😃😃راه حل شما چیه؟؟
مامان دخترام♥️🧡 مامان دخترام♥️🧡 ۵ سالگی
پارت دوم
کتاب مادر یک دقیقه ای

یادتون بیاد از زمانی که کارنامتون رو می‌بردین خونتون، احتمالا از بین ده تا درس پنج تاش ۲۰ بود، سه تاش ۱۷ و یکی ۱۵ و یکی ۹
خب قطعا اون چند نمره خوب اصلا توسط والدین ما دیده نمیشدن
چه حجم استرسی به ما وارد میشد

خب این کتاب چی میگه؟؟
مادر یک دقیقه ای با دیدن کارنامه بچه، میگه وااای تو پنج تا درس رو ۲۰ گرفتی و سه درس ۱۷
این واقعا خوشحال کنندس
چقدر عالی واقعا مشخصه که خیلی تلاش کردی حتما خودت هم از داشتن نمره ۲۰ خیلی حس خوبی داری؛ حالا باید برای داشتن این نمره ۲۰ تو کارنامت حسابی جشن بگیری و امروز بازی کنی
بعد از اتمام اون روز
در روزی که برای هدف‌گذاری مشخص شده به کودک میگیم خب حست از داشتن نمره ۲۰ چی بود؟ از داشتن نمره ۹ چی بود؟ و قراره چه برنامه ای براش داشته باشی؟

( من خودم یادمه یه بار یه امتحان ریاضی ک بیشتر سوالات هوش بود معلم کلاس پنجم ازمون گرفت، من ۱۱ شدم بیشترین نمره کلاس و بقیه همه ۴ و ۵ شدن، و مامان و بابام به شدت منو دعوا کردن!! من تا چند روز استرس داشتم و ریشه الان استرسی بودنم هم قطعا یکیش برمیگرده به این موضوع ها)
مامان دخترام♥️🧡 مامان دخترام♥️🧡 ۵ سالگی
چیکار کنیم که از لجبازی بچه جلوگیری کنیم؟

لجباز شدن بچه ها علت های مختلفی داره
باید اول ریشه رو بشناسیم
کمبود توجه: مهمترین عامله، بچه اگه کمبود توجه داشته باشه بهترین سلاحش برای جلب توجه لجبازیه، براش فرقی ندارد توجه مثبت یا منفی فقط میخواد دیده شه
عامل بعدی شکل گیری حس استقلال طلبی هست، اصلا هدف لجبازی نیست ولی بچه دوست داره خودش تصمیم گیری کنه پس بهتره بهش حق انتخاب بدین
بچه ها نمی‌فهمن که الان تصمیم بزرگی برای زندگیشون گرفتن یا کوچیک، پس شما به عنوان یه والد آگاه سعی کنید تصمیمات کوچیک رو بذارید خودشون بگیرن که حس استقلالشون کامل شه
بهتره مثلا موقع حاضر شدن بگید به نظرت کدوم قشنگتره؟ اینو انتخاب میکنی یا اونو؟؟

عامل بعدی زیاد نه شنیدن هست، سعی کنید زیاد از نه استفاده نکنید و فقط و فقط برای موارد خیلی مهم استفاده کنید
سعی کنید تو یه سری چیزها سخت نگیرید و استفاده از نه رو تا حد امکان محدود کنید

عامل بعدی اقتدار شما هست، فقط و فقط وقتی بگید نه که واقعا نظرتون نه هست، نه اینکه با کمی بدقلقی بچه نه تبدیل به آره شه
اگه اعصاب مقابله با سرسختی کودک در برابر نه شنیدن رو ندارید و قراره تسلیم شید پس از همون اول بگید بله تا اقتدارتون آسیب نبینه
مامان مسدود شدیم مامان مسدود شدیم ۵ سالگی
#پارت40

-نمی‌تونم مینو منتظر منه، می‌ترسه اگر خونه نباشم باید برم خونم.

وقتی صداقت در حرف‌هایش باعث شد راهنما بزند و مسیر را به سمت پایین شهر دور بزند.

هر دو تا مقصد سکوت کرده بودند و‌ ملورین هر از گاهی به کیسه داخل دستش نگاه می‌کرد و لبخند می‌زند.

با این وسایل خورد و خوراک چند ماهشان جور شده بود و فقط مجبور بود پول داروهای مینو را بدهد.

محمد با دیدن ملورین آب دهانش را به سختی قورت داد، مثل اینکه واقعا محتاج بود که با چند تا بسته خوراکی اینطوری خوشحالی می‌کرد.

با یک دست فرمانش را گرفت و دستش را جلو برد، ملورین خودش را جمع کرد و به محمد نگاه انداخت.

در داشبورد را باز کرد و کاندوم و قرص‌ها را کنار زد، دستش را بیشتر دراز کرد و حواسش را به جلو داد.

دستش که به پول هایی که در داشبورد خورد برداشت و به ملورین گفت:
-در داشبورد رو ببند.

ملورین سر تکان داد و این کار را انجام داد، در حال رسیدن به مقصر بودند که یک دسته تراول دستش داد.

دختر همونطور به دست محمد خیره شده بود که توی هوا تکانش داد.
-بگیر دستم خشک‌شد.

-این چیه؟
-بگیرش.

ملورین از دستش گرفت و سوالی به نیم‌رخش نگاه کرد.
-برای خرج دوا و درمون خواهرت به دردت می‌خوره.

ملورین بغضی کرد این خانواده بیشتر از هر کسی به دادش رسیده بودند، همسایه‌های چندین ساله‌اش که اصلا برایشان اهمیتی نداشت که با چه چیزی دست وپنجه نرم میکرد
مامان دخترام♥️🧡 مامان دخترام♥️🧡 ۵ سالگی
فرزندپروری
تربیت کودک

بعضی از مهمونی هایی که میریم تو دلم واقعا از رفتار مامانا با بچه هاشون غمگین میشم
رومم نمیشه چیزی بگم
وقتی مهمون میاد براتون یا می‌رید مهمونی و خب اونا به بچه توجه میکنند و میگن سلام عزیزم و فلان، هی بچه رو عصبی نکنید که سلام کن، چقد بی ادبی ، با توان
سلام کرده، شما نشنیدن و ...
اصلا اصلا این رفتار رو نکنین که بچه از جمع گریز میشه
فقط با لبخند به بچتون نگاه کنید و فقط توضیح بدید که اجازه بدید بچم یکم باهاتون آشنا شه و تمام
و اینکه تو جمع هی سر بچتون داد نزنید!! اونم شخصیت داره برا خودش، با این کارتون اعتماد بنفسشو نابود میکنید
فقط ببریدش یه گوشه و قوانینی که از قبل براش مشخص کرده بودین برای تو جمع و مهمونی رو یادآوری کنید
تو جمع فقط از خوبی هاش بگید، نقطه ضعفاشو نگید!!!و اجازه هم ندید هیچ کس بد بچتونو بگه
مثلا دیروز خونه خالم بودم، خالم و دخترخالم در مورد پسردهترخالم انقد گفتن آره این انقد بچه بدیه، فحش میده، مارو میزنه، مهد نمیره!!!
لطفا احترام بچتون رو از هر کسی تو جمع بیشتر نگه دارین