۴ پاسخ

اتفاقا امروز یه بازی کردیم که من برنده شدم آلا گفت عه من میخواستم برنده شم، بهش گفتم ناراحت شدی؟ گفت نه، گفتم مهمه حتما برنده شی؟ گفت نه یه وقتایی آدم میبتزه یه وقتایی میبره، خدایی خیلی خوشم اومد, بعدم بهش گفتم تو بازی باید خوش بگذره برد و باخت مهم نیست

پسر من اصلا تحمل باخت رو نداره انقدر گریه میکنه که خدا میدونه
بیشتر مواقع اجازه میدیم برنده بشه ولی گاهی هم نه و همون گاهی این بچه قشقرق به پا میکنه کلی براش توضیح میدم ولی فایده نداره

مرسی گلم بابت مطالب مفیدت

❤️❤️😍😍😍😘😘😘

سوال های مرتبط

مامان دخترام♥️🧡 مامان دخترام♥️🧡 ۵ سالگی
سلام گلی ها
سوال اول از کتاب «۵۰ سوال مهمی که بچه ها میپرسند»
سوال:
چرا من همیشه برنده نمیشم؟؟؟

کشف معنای سوال:

بچه ها تو سن ۴ تا ۸ سال تازه وارد اجتماع شده و هنوز تمرین زیادی برای کنترل احساسات ناخوشایندشون نداشتن( هر چند ممکنه بعضی بچه ها ذاتا اینکار رو بلد باشن در این صورت شما واقعا خوشبختی😍)
اکثر کودکان موقع باخت ب تلاش کم و بیش نیاز دارند تا بتونن حس ناامیدی و عصبانیت رو در خودشون کنترل کنن
تو این سن آنها باخت رو جزئی از خودشون میدونن و جدا کردن ارزش خودشون از دستاورد بازی کار مشکلی هست براشون

اول از همه باز هم به اهمیت الگوسازی باید اشاره کنیم، حتی موقع رانندگی یه جوری رفتار نکنید که هر کسی اول رفت اون برندس یا غذا خوردن بچه حس رقابت ایجاد نکنید و در موارد پیش اومده در زندگی برای شخص خودتون سعی کنید با برد و باخت درست کنار بیاید به عنوان یه الگو

ب عنوان والدین الان شما موظفید ک کمک کنید بچه با باخت کنار بیاد نه اینکه به زور اونو برنده کنید

ادامه در کامنت
مامان دخترام♥️🧡 مامان دخترام♥️🧡 ۵ سالگی
برگرفته از کتاب مادر یک دقیقه:

فک کنید که در بچگی چه زمانی بهترین رفتار رو داشتید؟؟
قطعا زمانی که حس خوبی نسبت به خودتون داشتید
پس این کتاب میگه باید تا جای ممکن کمک کنیم بچه هامون حس خوبی نسبت به خودشون داشته باشند تا در نتیجه بهترین رفتار ازشون سر بزنه
این کتاب از سه راز مهم حرف میزنه
اهداف یک دقیقه ای
تشویق یک دقیقه ای
تنبیه یک دقیقه ای

در قسمت تحسین یک دقیقه ای میگه بچه رو زیر نظر داشته باشید و در حین انجام کار خوب مچش رو بگیرید( اکثرا ما در حین کار بد فقط اینکار رو میکنیم) میگه بلافاصله برید پیشش دست بذارید رو شونش و بهش زل بزنید و با لبخند بگید که دیدم فلان کار رو انجام دادی( کامل کار رو توضیح بدید)
حالا احساس خودتون رو بگید( واقعا این کار بهم حس خوبی داد؛ خوشحالم کرد، افتخار کردم و ...) چند ثانیه سکوت و فقط ب چشماش نگاه کنید تا عمق احساس بینتون جاری شه و سپس در آغوش بگیریدش😍
غافلگیری و توجه به کار مثبت بچه ها باعث میشه بیشتر تلاش کنند که کار خوب انجام بدن ولی برعکس توجه فقط به کار منفی باعث لجبازی و کاهش اعتماد ب نفسشون میشه
مامان دخترام♥️🧡 مامان دخترام♥️🧡 ۵ سالگی
پارت اول
خلاصه ای از استرس و اضطراب کودکان

در رابطه با اضطراب اجتماعی:👇🏻👇🏻👇🏻
وقتی بچه سختشه در جمع قرار بگیره
مهمترین چیز الگوگیری هست
حتما خودتون در جمع ها شرکت کنید، بگو بخند کنید، و اون رفتاری ک دوست دارید فرزندتون داشته باشه رو انجام بدین

مجبورش نکنید سلام کنه، مثلا موقع ورود قبلش بگید اگه دوست داشتی میتونی سلام کنی، چون سلام کردن یک رفتار خوب هست

رو اخلاقیات بد اجتماعیش تمرکز نکنید، برعکس روی اخلاقیات مثبتش تمرکز کنید و مثلا اگه سلام کرد یا تو جمع حرف زد بعذا بهش بگی دیدم سلام کردی، خیلی خوشم اومد، رفتار خوبی بود، دوست داشتم و ...

بهش یاد بدید چجوری دوست پیدا کنه، کتابهایی در این رابطه براش بخونید، مثلا کودک باید بدونه که برای اینکه با کسی ارتباط. بگیره باید بهش لبخند بزنه، سلام کنه یا اسمش رو بپرسه، یا مثلا بگه چه لباس قشنگی داری و ... اینارو باید به کودک آموزش بدید با هم دیگه در موردش حرف بزنید، و با عروسک هاش بازی کنید که مثلا تو پارک یا تو مهمونی ان و قراره دوست شن

بهش یاد بدید چه رفتارهایی باعث ناراحت شدن دیگران میشه( مثلا استفاده از لوازمشون بدون اجازه و ...)

اصلا کودک رو برای رفتارهای اجتماعی اشتباهش سرزنش نکنید ؛, مثلا نگید دیدی فلانی چه بچه خوبی بود سلام داد یا سلام نکردی کار بدی کردی و ...،. فقط رو ویژگی های مثبتش تمرکز کنید این معجزه می‌کنه مثلا بگید دیدم بهش لبخند زدی برای شروع عالی بود و ...
مامان دخترام♥️🧡 مامان دخترام♥️🧡 ۵ سالگی
مقابله با اضطراب اجتماعی( خجالت کشیدن)
پارت دوم

کودک باید احساسات خودش رو بشناسه
حتما بعدا براتون تاپیک میذارم
باید بدونه که چه حسی داره، و کم کم می‌فهمه که دیگران هم چه حسی دارن
یکی از این حس ها حس خجالت هست
وقتی کودکتون با احساساتش آشنا باشه راحت به شما میگه من خجالت میکشم
اصلا انکار نکنید
نگید خجالت نداره که و ...
یا نگید جلو بقیه دختر من خجالتیه
یا حتی اگه بقیه گفتن جلوش بگید نه اتفاقا کافیه یکم باهاتون آشنا شه

از تجربیات مشابه کودکی خودتون بگید
بچه ها خیلی از شنیدن خاطرات کودکی شما لذت میبرن
بگید که مثلا منم که بچه بودم این احساس رو داشتم و خجالت می‌کشیدم یا اینکه الان من هم وقتی وارد یه جمع تازه میشیم یکم خجالت میکشم ولی سعی میکنم لبخند بزنم و برای خودم دوست پیدا کنم تا توی جمع راحت شم
بگید باید تو جمع خوش بگذره بهمون، پس باید سعی کنیم که زودتر از حس خجالت راحت شیم
تو مهمونی ها حتما حواستون باشه که کامل از بچه پذیرایی شه و نظرش رو بپرسید که چایی میخوری و ...
حتما قصه هایی بگید که یک نقش اصلی خجالت میکشه و بعد با تکنیک‌هایی که بهش معرفی میکنید( لبخند زدن، تعریف از ظاهر دیگران و ...) دوست پیدا کرده و دیگه بجای احساس خجالت احساس شادی پیدا کرده