۱۵ پاسخ

اصلا رو نمیده ولی بچه های خواهر شوهرمو ببینه منو آدم حساب نمیکنه

دختر من علاوه بر مادربزرگش وقتی همسرم از سرکار میاد هم دیگه دور از حضور شما محل سگ بهم نمیده
انگار دشمن خونیه باهام
به شدت لج باز و لوس و بهونه گیر هم میشه
ولی وقتی تو خونه تنها میشیم کلا از این رو به اون رو میشه🙁

پسر منم وقتی مامانمو‌میبینه منو یادش میره😂البته من مشکلی ندارم چون مامانم از منم بیشتر حواسش هست و دوسش داره

اونقدر ک ی هفته ده روز میمونه اراک من برمیگردم تهران

هرروز صبح میره اگه بگم نمیریم گوشی میبره اتاق زنگ میزنه ب مامانم میگه من ببر

دختر من بیشترین وابستگی رو به خودم داره، بقیه خیلی براش مهم نیستن، در حدیه که فقط باهاشون بازی میکنه

اره دختر منم

کاش پسر منم شب میموند جایی ی شب راحت میخابیدم،بشدتروابسته خودم شده جدیدا سربرگرذونه نباشم گریه میکنه

ما ک از هم دوریم از خدامه وقتی میرم میچسبه بهشون راحتم

مادرشوهرمو که خیلی کم میشناسه حتی در حد سلام علیکم نیست باهاش.
با مامانم خیلی راحته
ولی کلا بدون من تنها جایی نمی مونه.خیلی وابستس به من.

پسر من زن عمو هاشو از من بیشتر دوست داره بهشون میگه مامان همش بوسشون می‌کنه شب به جا جمع باشه بخوابیم می‌ره پیش اونا می‌خوابه من نزدیکش بشم میگه برو اون طرف ، اصلا منو نمی‌بینه ولی برام مهم نیست چون بلاخره در نهایت من مادرشم من زاییدمش

نه تنها مادربزرگ دختر من عمه و خالش رو هم ببینه همین رفتارو باهام میکنه ولی من اونقدرا هم برام مهم نیست 😄

طبیعیه .تو این سن همینجورین دختر منم تا مامانم باشه همه کاراش رو باید مامانم انجام بده

بمن‌نمیگه برو و بد باشه باهام ولی خونه مامانم راحت میمونه

آنقدر که دو شب می‌ره میمونه خونه مامانم😀😀

سوال های مرتبط