۱۷ پاسخ

پس. من داره راست راست بازی میکه شوهرم برمیدارتش میذاره بغلم😐
مرد ایرونی جماعت تا بدبختی زن رو به چشم نبینه آروم نمیشه😂

چ ضایع شده فقط ۴ تا
واسه چنین کاری یا باید نمیرفتی کلا یا اگه میرفتی بچه رو میزاشتی پیش کسی

مبارک باشه عزیزم

چقدر خوبه که شوهرتون اینقدر هزینه میکنع واست خدا رو شکر که من ادندونام قشنگ و بدون مشکل هستن وگرنه خدا میدونه باید با چه ریختی تو جمع میرفتم

عزیزم من با همسرم و پسرم رفتیم بازار...بیرون‌سرد بود هرچی به شوهرم گفتم تو نگهش دار خودم میرم پایین یه چرخی بزنم تو بازار یه کم برا خودم خرید کنم..گفت تنهایی نمیزارم بری..بچه رو هم با این سرد ببری اگه مریض بشه نمیبرم دکتر خودت میدونی
هیچی دیگه نرفتم موکول کردم به بعد و کلی خودخوری کردم🥲
چاره چیه باید ساخت

مبارکه عزیزم
نه ضایع نیس
انشالله دفعه بعدی تمومه

خیلی قشنگه مبارکه

مبارکه
منم امروز رفتم جرمگیری کردم دندونامو .و همین دندونای طبیعیمو دوست دارم

مبارکه عزیزم
هزینش چقد شده

مبارکت باشه گلم .....مردا همشون لعنت

قشنگه مبارکه چقدر شده هر واحد

خوبه کجا درست کردی چقد شده هزینه ش ؟؟

وای چقدر خشگل شده دندونات چقدر بهتون میاد

دونه چند کامپوزیت کرد

چجوری کامپوزیت می‌کنن ؟

گلم منم دندون هامو کامپوزیت کردم سال ۹۷ به نظرت چند سال دوام میارن

حالا خيلي زشته بنظرتون يه مدت اينجوري باشه تا نوبتم مياد باز دوباره🥴

سوال های مرتبط

مامان ایلماه🩷🫀 مامان ایلماه🩷🫀 ۹ ماهگی
پارت ۲۲
دکتر گفت :ممکنه این جواب درست نباشه
دوباره برات آزمایش می‌نویسم تکرار کنی
مسعود گفت :چطور مگه؟ مگه اوضاع چطوریه؟
دکتر گفت: اونچه که من دارم می‌بینم مشکل باروری هست حالا باز بخواب تا معاینتم بکنم
دکتر، مسعود را معاینه کرد و ازش چند تا سوال پرسید وقتی پرسید داروی خاصی مصرف می‌کردی یا نه ؟
مسعود که انگار بودن من در آن اتاق معذبش می‌کرد معلوم بود که دروغ می‌گوید و ناچاراً گفت نه
دکتر هم فهمید و دوباره سوالش را تکرار کرد که مسعود باز هم گفت نه
دکتر گفت: به هر حال این آزمایش باید تکرار بشه تا بتونم نظر دقیقتری بدم..
وقتی از مطب دکتر اومدیم و به مسعود گفتم: چرا جواب دکتر رو درست ندادی؟
مسعود که حسابی اعصابش خورد بود گفت: نیلوفر تو هم که همیشه به من گیر میدی میشه ول کنی آدمو؟ دست از سرم بردار...
گفتم: چرا اینجوری می‌کنی حالا مگه دنیا به آخر رسیده ؟
گفت :نه نرسیده هیچی نشده سوار شو تا برگردیم...
مسعود چند روز بعد دوباره آزمایش رو تکرار کرد اما باز هم همان جواب‌ها بود
مامان بَشِه❤️ مامان بَشِه❤️ ۱۱ ماهگی
رفتم پیش دکتر سونو رو دادم بهش گفت خوبه مشکلی نداره فقط دوتا کیست توی سرش داره و یدونه ضایعه تو قلبش چیز مهمی نیست
دنیا دور سرم چرخید نمیفهمیدم چی میگه ادرس بهترین دکتر شهرمونو داد گفت دوسه هفته دیگه برو پیشش اکوی قلب جنین بده خیالت راحت بشه
تاکیدم کرد که چیزی نیست تا یکی دوماه دیگه کیستت رفع میشن و مهم نیست ولی من این حرفا حالیم نبود از مطب اومدم و به مامانم گفتم مشکل داره به زور خودمو نگه داشته بودم مادربیچارمم جرات نمیکرد باهام حرف بزنه بغض کرده بود هرچی گفت بیا خونه ما نرفتم رفتم خونه خودمون دیدم کلید ندارم زنگ زدم شوهرم گفتم کلید ندارم بیا تو همین حین مادرم شوهرمو دیده بود توخیابون افتاده بود گریه گفته بود برو خونه
من دم‌در بودم اشکام بی صدا میریختن و منتظر شوهرم بودم شوهرم رسید درو باز کرد همین که رفتیم تو انقدررر گریه کردم انقدررررررر گریه کردم زجه میزدم گفتم دکتر اینطور گفته اونم میگفت خب مگه نگفته رفع میشه ولی من این حرفا حالیم نبود
حالا که فکر میکنم چقدر احمق بودم خب دکتر گفت مشکلی نداره چرا کولی بازی دراوردم
شوهرم هرکار میکرد نمیتونست ارومم کنه خلاصه چند روز گذشت و من اروم تر شده بودم ولی همسرم تا دوهفته توحال خودش بود و میترسید
هفته بیست و سه من رفتم برای اکو‌قلب جنین دکتر نزدیک نیم ساعت سونو کرد و گفت اون ضایعه تجمع کلسیمه و چیزی نیست سالمه گفتم دکتر گفتن توی سرش کیست داره میشه یه نگاه کنی نگاه کرد گفت یک میلیه داره از بین میره
کیستای سرش چهارمیلی بودن
خیالم راحت شد خاستم نفس راحتی بکشم که...