۸ پاسخ

اخ اره من تو بارداری فقط میخابیدم خیلی میچسبید اما از روزی ک بچم دنیا اومده دیگ خاب کنسل شده😂🥲

وای من تو بارداری راحت میخوابیدم خوابمم زیاد بود ولی بچه به دنیا اومده خواب کنسله جوری که زیر چشمام سیاه شده باز شانس اوردم شب میخابه اکثرا

دقیقا😂

وای من ک تو حاملگیم اصن درست نمیتونسم بخابم الان باز بهتره کم میخابم ولی میچسبه خابه
تو حاملگی یا از تهوع بیدار میشدم یا جیش داشتم یا پهلوم درد میگرف رون پام میگرف پاهام ضعف میرفتن یا معدم سنگین بود
هر شبش ی داستانی داشتم

من ک بارداری میخوابیدم ولی چه خوابیدنی!! زهر مار بود،هم سنگین بودم،هم عادت نداشتم رو پهلو باشم هم اینکه‌هر ۱۰دقیقه جیش داشتم،هم درد پهلو و کشاله ران داشتم ،اما الان باز بهتره اگ‌یک ساعت مثلا بخوابم مفید و سالم میخوابم😅

من کل بارداریم بی خوابی داشتم به زور روزی ۳ ساعت میخوابیدم الان هم که دوقلوها اومدن کم خوابی و بازم به زور روزی ۳ ساعت میرسم بخوابم

ماه اخر همه سنگینن و خابیدن عذابه واقعا من ک ن تو بارداریم درست خابیدم ن الان خاب دارم دیگ رسما دارم رد میدم
نمیدونم چرا انقدم خابمون میاد تو بارداری شب تا صبح مینشستم میگفتم بچه بیاد حداقل سرگرم اون باشم انقد شب تاصبح درودیوار نگاه نکنم حالا الانم فقط میگم یه ساعت عمیق بخابم چی میشه 😂🫠

😭😭😭😭😭

سوال های مرتبط

مامان دلانا مامان دلانا ۶ ماهگی
وقتی دخترم نمیخابه عصبی میشم، دلیلش اینه که وقتی ازدواج کردم رفتم طبقه پایین مادرشوهرم، تازه دفاع پایان نامه کرده بودم، خسته بودم، دنبال کار بودم، صبحا دیر بیدار میشدم خستگیم بره چون شبا نمیتونستم بخوابم، صبح وقتی شوهرم میرفت سرکار میاومد در خونه رو میزد بیدارم میکرد که پاشو زن نباید خیلی دیر بیدار شه، بعد کار پیدا کردم، میرفتم سرکار، اخر هفته ها عصری میخوابیدم میگفت تو خیلی میخوابی چاقی، درحالی ک یه دخار داشت تازه شوهرش داده بود، هر وقت زنگ میزدی خواب بود، یکبار منم گقتم اگه ادم با خوابیدن چاق شه باید دختر تو بترکه، دیپه از اون وقت چیزی بهم نگفت. ولی حس گناه خوابیدن همیشه بامنه، باردار بودم همش،یاد اون روزا نمیتونستم بخوابم، حس میکنم بچم تاثیر گرفته از بیخوابی های من، چون منم چشام میرفت از بیخوابی ولی نمیتونستم بخوابم. تا ماه اخر سرکار رفتم ولی دخترش خورد خوابید، دختر خواهرشوهرم دو هفته از دختر من بزرگتره، اونم عین مامانش همش خوابه.
تو زندگیم بهترین کاری که کردم این بود که از پیش مادرشوهرم بلند شدم، طلا گرون میشه افسوس میخورم بعضا که طلاهامو دادم ولی امشب ک دخترم نمیخوابه دوباره یاد اون روزا افتادم میگم ارزش داره همه چیتو بدی ولی پیش خاندان منفور شوهر نباشی واقعا