۵ پاسخ

یکم صبور باشی زمان همه چیو ثابت میکنه به شوهرت. اون وقته که شرمنده میشه.
الانم برای آرامش خودت اصلا در مورد خانوادش حرف نزن. برای اونا یه آدم خنثی بشو.

منم خیلی وقتا شر دوراهی موندن و رفتن گیر میکنم ولی در اخر میمونم نه فقط بخاطر دخترم بیشتر بخاطر خودم چون واسه این زندگی خیلی زحمت کشیدم خیلی سختی تحمل کردم الان که اوضاع بهتر شده عمرا بذارم برم 😌

یه چیزی بگم نمیدونم عقیده داری یا نه
من عقیده به دعا نوشتن ندارم ولی پارسال با زندایی شوهرم دعوام شد که مقصر اون بود طرف یکسال دعوا کش میداد با اینکه من ول کرده بود. تو این یکسال مدام با همسرم دعوا داشتم حتی همسرم به پسرم نگاه نمیکرد
تا پسرم خیلی شبا میترسید به عقیده مامانشون رفتن برا پسرم دعا بگیرن که طرف گفته بود اونی که باهاش دعوا کردن برا دختر ت و دامادت دعا گرفتن من اعتقاد نداشتم و میگفت طرف اعتقاد داشته باشه بشه طرف دعا زندایشو باطل کرد همسرم شد من روز اولش

تهدید کن من میدونستم نمیتونن نگه دارن بچه رو گزاشتم رفتم بچه موند رو دستشون به گوه خوردن افتاد اومد دنبالم الان موش شده

سلام بیا باهم حرف بزنیم منم بودم

سوال های مرتبط

مامان نیکا مامان نیکا ۱۷ ماهگی
مامانا یه مشورت من طبقه بالای مادرشوهرم زندگی میکنم ،تقریبا هر روز بعد از ظهر ک شوهرم می‌ره سر کار منم میرم خونه بابام تا شب ک شوهرم برگرده دنبالمون بیاد ،بعد اکثر روزا هم دخترم می‌ره طبقه پایین پیش مادرشوهرمو عمش یعنی خیلی ب عمه اش وابسته شده همش می‌ره سمت در ک منو ببر پیش عمه ،حالا سوالم اینجاست ک من نمی‌دونم وقتی اونجاست چجوری ازش نگه داری میکنن یعنی دلم شور میزنه چون چندباری ک خودم رفتم دیدم بچه از مبل بالا می‌ره و میدوعه من ترسیدم رفتم گرفتمش دیدم اونا میگن ولش کن داره بازی می‌کنه یا تو حیاط میبرنش چون دخترم هنوز ب راه رفتن خیلی کامل مسلط نشده ممکنه بیوفته من همیشه مراقبم ولی اونا یه گوشه نشستن و تماشا میکنن فقط ،یعنی یجورایی زیاد حساس نیستن و بیخیالن،حالا من میترسم مشکلی پیش نیاد واسه دخترم چون سهل انگاری و اتفاق یکباره نیفته ،از طرفی اگه نزارم بره شوهرم باد می‌کنه ک خونه بابات میبری اینجا چرا جلوشو میگیری از یه طرف خوده دخترمم خیلی وابستس چیکار کنم
پوشک بچه شیرخشک کودک لاغری نوزاد بچه نینی کوچولو