۱۴ پاسخ

من ک بعد ده روز مامانم رفت اولش سخت بود نمیخوابید شب ها ولی از یکماه بگذره بهتر میشه الان دیگه اذیتم نمیکنه

من ۲۰روز خونه مامانم بودم الآنم مامانم شبا میاد اینجا روزا تنهاییم

من تا چهل روز مامانم و مادرشوهرم بودن بعد چهل روز مادرشوهرم گفتم بره گناه داره خسته میشه ماه رمضون هم بود مامانم تا دوماه موند چون دوقلو بودن بعد از دوماه هم هزشب یکیشونو میبرد خونه یک شب درمیون عوضشون میکرد تا سه ساال یکیش کلا به مامانم عادت کرد تا سه سال خونه مامانم بود الان هم دوتاشون پیش خودمن و چهارسالشونه حالا برای این یکی دیگ مامانم هست مادرشوهرم فوت کرده زن پدر شوهرمم خیلی زن خوبیه مثل مادرشوهرم اونم هست خاله و خواهر شوهرا و جاری هم میان کمک روزا از اونطرفم مامان جاریم و خواهرشم گفتن میخوایم بیایم بمونیم کمک خونه و اینا

من ده روز خونه خودم بودم مامانم و مادرشوهرم پیشم بودن بعدش ۱۰روزم رفتم خونه مامانم بعدش دیگه خودم بودم البته آخر هفته ها میام خونه مامانم تجدید قوا میکنم خیلی سخته اون یکی پسرم کلاس دومه رسیگی به درس اونم هست

مامانم ۱۰ روز موند سه روز رفت تنها شدم دیدم نمیتونم واقعا من امدم خونه مامانم فعلا اینجام

از روز پنجم تنها بودم خودم کارام رو می کردم

ده روز خونه مادرشوهرم بودم
پنج روز خونه مامانم

من تاده روزگیش خونه بابامینا بودم بعدش اومدم خونمون

وقتى ازت ميخوان برو بمون خونشون تا بتونى خودت تنها بمونى
دختر عموى من بچه اولش بود ٤٠ روز مامانش موند پيشش الانم باز تنهاش نميذارن مدام بهش سر ميزنن
من بچه اولمو ده روز مامانم موند ده روزم من رفتم موندم خونشون
ولى اين بچمو همون ده روز مامانم اومد موند و رفت من ديگه نرفتم خونشون

من ازروز یازدهم تنهاشدم نترس عزیزم ازپیش برمیای واسه زردیش اگه بالابه دستگاه بزاروگرنه لباس کم بپوش وتودمایه ۲۲تا۲۵نگهش داریوش خوب میشه شیرتم بهش زیادبده تامکیدن یادبگیرند بچه منم نمیتونست بخوره شیرخشک کنارش میدادم ولی اینقدرسینموتودهنش کردم کا راه افتادنافشم خودش میفته اصلاجایه نگرانی نداره نیازم نیست روش چیزی بزنی

من تا دو ماه 🥲

۱۰ روز اول مامانم بود باقیش خودمم

من ده روز خونه بابام بودم یازدهمین روز دیگه برگشتم خونه خودم

همش تنها بودم

سوال های مرتبط