۲۰ پاسخ

۷
چنتا نکته هم بگم

۱-بدن با بدن فرق داره من اصلا فکر نمیکردم تا پنج سانت و خونه تحمل کنم
تا ۶ـ۷سانت قابل تحمل بود میتونستم رد کنم با تنفس

۲-من زایمان دوم بودم زایمان دوم بدن آماده تره زودتر هم باز میشی من هشت و نیم بستری شدم ساعت ده دقیقه به۱۱زایمان کردم اصلا فکر نمیکردم دو ساعته انجام بشه

۳-من روند زایمانم خوب بود آمپول فشار نخوردم تجربه ی اون و‌ ندارم

۴ـدرد وحشتناکم حدود یکساعت و ربع بود حدود ۴ـ۵تا بخیه خارجی خوردم داخلی نخوردم وزن دخترمم فیکس سه کیلو بود

۵-واسه زایمان طبیعی حتما حتما بیمارستان خصوصی برید اصلا سمت دولتی نرید من غیر دکترم هیچکس بهم دست نزد اگه شرایط استفاده از وان و داشتین حتما بگیرید آب معجزه میکنه اگه دکتر دیر اومد حتما ماما همراه بگیرین
تاثیر پیاده روی و رابطه خیلی بالاست حتما انجام بدین
در آخر هم امیدوارم همه زایمان خوب و راحتی داشته باشن😍

۲
صبح دوشنبه بیدار شدم تو ترشحم یکم خون دیدم زنگ زدم گف بیا مطب ببینمت
رفتم مطب معاینه کرد گف سه سانتی برو ورزش کن اگه تا فردا منظم شد بیا اگرم نشد پنجشنبه بیا معاینه تحریکی کنم
خلاصه من اومدم خونه
خونه رو تمیز کردم بچم و فرستادم خونه ی مامانم رفتم پیاده روی اومدم ورزش کردم دوبار دوش آب گرم گرفتم یکبارم رابطه داشتم قرآنمم ک مونده بود ختم کردم خوابیدم
ولی درد داشتم همش خواب و بیدار بودم
ک تایم گرفتم دیدم هر پنج دقیقس ساعت هفت و نیم همسرم و بیدار کردم گفتم دردم منظمه پاشو بریم به دکترمم زنگ زدم گف برو منم الان میام ماما همراهم نگیر من زود میرسونم خودم و یه برف و بارون نازی هم قاطی میومد🥺
وسایل و برداشتیم رفتیم یه ماما معاینم کرد گفت پنج سانتی

۶
درد زایمان قابل مقایسه با هیچی نیست تا وقتی تجربه نکنی متوجه نمیشی چیه هر چقدم ک یکی بخواد توضیح بده تا وقتی برات پیش نیومده باشه قابل درک نیست
خلاصه بعدشم با دوتا سرفه جفت خارج شد اونم حسش عالی بود فقط بعدش تا نیم ساعت لرز داری خرما میذاشتن دهنم
من از قبل خرما و گردو آماده کردم بودم روشم ارده ریخته بودم
حدود سه چهاربار ماساژ رحمی انجام میدن ک‌ قابل تحمله

۵
رفتم بالا داشتم از درد زیاد بیهوش میشدم اینجا برش داد من اصلا نفهمیدم
هی میگف ماشالا ماشالا همینه زور بزن فشار ب پشتت بیار زود باش زود باش هممممه ی قدرتم و جمع کردم یه جیغ کشیدم با تمام وجودم زوووور زدم بچه لیز خورد اومد بیرون
قشنگیش اینجاسسسسسست نمیتونم بهتون بگم چ حسی بود بی اغراق میگم انگار از زمین کنده شدم رفتم رو ابرا انگار ن انگار اون همه درد داشتم میکشیدم حدود یکی دو دقیقه از حس و حال خوب و سبکی ک داشتم ب خواب رفتم یجوری همه چی آروم بود انگار اون دردا واسه من نبود ن خانی رفته ن خانی اومده من زاییده بودم ولی انگار خودمم تازه متولد شدم
خلاصه قابل بیان نیس حسش همونطور ک نمیشه درد زایمان و توضیح داد

۴
میگفتم ببر سزارین گف آهاااا منتظر همین جمله بودم وقتی زائو میگه ببر سزارین یعنی زایمان نزدیکه بذار معاینت کنم
معاینم کرد گف نه سانتی هر وقت فشار اومد ب مقعدت زور بزن از آبم بیا بیرون
دوس نداشتم بیام بیرون گفتم نهههه مونده هنوز😂 گف من دکترتم داره میگم تقریبا فول شدی بیا بیرون با التماس یکم دیگه موندم
فشار میومد بهم زور میزدم صدای قلب جنین و چک کرد دوباره معاینم کرد گف پاشو پاشو فول شدی
رفتم رو تخت گف الان زور نزن تو انقباض دستت و بذار زیر رونای پات زور بزن
تقریبا بین انقباضا دیگه ده ثانیه استراحت بود دردا اوجش بود دکترم گف موهای نی نی پیداس زود بریم اتاق زایمان لباس پوشید با سه تا ماما همراه ب زور خودم و رسوندم ب تخت زایمان

۳
لباسام و دادم همسرم رفتم دراز کشیدم ان اس تی بدم با آزمایش خون و ادرار
یکربع بعد دکترم اومد
گفتم من درد دارم میخوام راه برم گف بذار ان اس تی تموم شه بلند شو راه برو
همون حین معاینم کرد گف۷ سانتی کیسه آبت و پاره میکنم ک سر بچه بیاد پایین زودتر زایمان انجام بشه
حس پارگی کیسه آب عالیه یهو یه اب دااااغ ازت خارج میشه🥺 ولی بعدش یکم سوزش میگیری
ان اس تی تموم شد بلند شدم گف هر وقت دردت گرفت ورزش کن
دستشویی داشتم گف برو رو شکمت هم آب بگیر رفتم توالت یکربع آب گرفتم رو خودم خیلی حس خوبی بود واقعا آب معجزس اصلا دوس نداشتم بیام بیرون هروقت انقباض میگرف با آب داغ و نفس عمیق رد میکردم
ولی دستشویی مشترک بود نمیشد زیاد موند
اومدم بیرون گفتم آب حالم و خوب میکرد دلم میخواد برم تو وان دکترم ب پرستارا گف وان و پر کنن رفتم توش دردا زیاد شده بود و غیر قابل تحمل ولی اب داغ عالی بود دکترم میگرف رو کمرم تو انقباضا حال گربه میشدم عقب جلو میکردم بین انقباضا یه حس خوبی بود آدم خوابش میگرفت
میگفتم دارم میمیرم من مطمعنم میمیرم چرا نمیمیرم دکترم میگف نترسس چیزی نیس😂 میگفتم ماماااااان جااااان خاک پاتم چی کشیدی چهارتا طبیعی آوردی😭😭

تجربه زایمانت خیلی خوب بود ممنون. ولی من نمیدونم چرا حس میکنم این زایمانم خیلی سخته اخه هنوز هیچ دردی ندارم

ای جونم مبارکت باشههههه

وای منو با خوندن این تجربه ات انقباض گرفت ولی براکسون هیکس با درد نیست ولی سفتی شدید شکمی ک همراه با نفس تنگی و درد دنده است
ممنونم ازت عزیزم

مبارکه عزیزم خداروشکر بسلامتی گذشت واست

خدا همچین زایمانی قسمت همه بکنهههه🥹

فقط یه روز قبل از زایمان درد داشتی
من الان سه چهارروزه درد پریودی دارم
کمردرد میزنه ب زیر شکمم ولی قطع میشه
بنظرت درد زایمانه یا ماه درده؟

مامان جانم اینم بگو چکار کنم که زودتر باز بشه پیاده روی چقدر داشته باشم؟

مبارک باشه عزیزم قدمش خیر باشه😍😍😍

ممنون از اشتراک تجربت عزیزم خدا نی نی نازتو حفظ کنه برات انشالله ماهم خداکمکمون کنه ب سلامت پشت سر بذاریم این مرحله سختو😊

سلام عزیزم من سرکلاژ بودم تا هفته ۳۷ شیاف میزدم دیروز سرکلاژمو باز کردم دکترم گفت دهانه رحمت نرمه ولی هنوز باز نیست من شکم سومم بنظرتون میتونم طبیعی بیارم از سزارین میترسم😭😭

بیمارستان خصوصی بودی ؟؟

من خیلی میترسم زیادددد

۸
هر سوالی هم داشتین بپرسین بهتون توضیح بدم😘♥️♥️

چطوری میگین کیسه اب پاره شدن حس خوبیه؟؟؟؟؟؟؟
من داشتم سکته میکردم با اینکه دکترم زیرپام نشسته بود

سوال های مرتبط