۲۲ پاسخ

۷
چنتا نکته هم بگم

۱-بدن با بدن فرق داره من اصلا فکر نمیکردم تا پنج سانت و خونه تحمل کنم
تا ۶ـ۷سانت قابل تحمل بود میتونستم رد کنم با تنفس

۲-من زایمان دوم بودم زایمان دوم بدن آماده تره زودتر هم باز میشی من هشت و نیم بستری شدم ساعت ده دقیقه به۱۱زایمان کردم اصلا فکر نمیکردم دو ساعته انجام بشه

۳-من روند زایمانم خوب بود آمپول فشار نخوردم تجربه ی اون و‌ ندارم

۴ـدرد وحشتناکم حدود یکساعت و ربع بود حدود ۴ـ۵تا بخیه خارجی خوردم داخلی نخوردم وزن دخترمم فیکس سه کیلو بود

۵-واسه زایمان طبیعی حتما حتما بیمارستان خصوصی برید اصلا سمت دولتی نرید من غیر دکترم هیچکس بهم دست نزد اگه شرایط استفاده از وان و داشتین حتما بگیرید آب معجزه میکنه اگه دکتر دیر اومد حتما ماما همراه بگیرین
تاثیر پیاده روی و رابطه خیلی بالاست حتما انجام بدین
در آخر هم امیدوارم همه زایمان خوب و راحتی داشته باشن😍

۲
صبح دوشنبه بیدار شدم تو ترشحم یکم خون دیدم زنگ زدم گف بیا مطب ببینمت
رفتم مطب معاینه کرد گف سه سانتی برو ورزش کن اگه تا فردا منظم شد بیا اگرم نشد پنجشنبه بیا معاینه تحریکی کنم
خلاصه من اومدم خونه
خونه رو تمیز کردم بچم و فرستادم خونه ی مامانم رفتم پیاده روی اومدم ورزش کردم دوبار دوش آب گرم گرفتم یکبارم رابطه داشتم قرآنمم ک مونده بود ختم کردم خوابیدم
ولی درد داشتم همش خواب و بیدار بودم
ک تایم گرفتم دیدم هر پنج دقیقس ساعت هفت و نیم همسرم و بیدار کردم گفتم دردم منظمه پاشو بریم به دکترمم زنگ زدم گف برو منم الان میام ماما همراهم نگیر من زود میرسونم خودم و یه برف و بارون نازی هم قاطی میومد🥺
وسایل و برداشتیم رفتیم یه ماما معاینم کرد گفت پنج سانتی

۶
درد زایمان قابل مقایسه با هیچی نیست تا وقتی تجربه نکنی متوجه نمیشی چیه هر چقدم ک یکی بخواد توضیح بده تا وقتی برات پیش نیومده باشه قابل درک نیست
خلاصه بعدشم با دوتا سرفه جفت خارج شد اونم حسش عالی بود فقط بعدش تا نیم ساعت لرز داری خرما میذاشتن دهنم
من از قبل خرما و گردو آماده کردم بودم روشم ارده ریخته بودم
حدود سه چهاربار ماساژ رحمی انجام میدن ک‌ قابل تحمله

۵
رفتم بالا داشتم از درد زیاد بیهوش میشدم اینجا برش داد من اصلا نفهمیدم
هی میگف ماشالا ماشالا همینه زور بزن فشار ب پشتت بیار زود باش زود باش هممممه ی قدرتم و جمع کردم یه جیغ کشیدم با تمام وجودم زوووور زدم بچه لیز خورد اومد بیرون
قشنگیش اینجاسسسسسست نمیتونم بهتون بگم چ حسی بود بی اغراق میگم انگار از زمین کنده شدم رفتم رو ابرا انگار ن انگار اون همه درد داشتم میکشیدم حدود یکی دو دقیقه از حس و حال خوب و سبکی ک داشتم ب خواب رفتم یجوری همه چی آروم بود انگار اون دردا واسه من نبود ن خانی رفته ن خانی اومده من زاییده بودم ولی انگار خودمم تازه متولد شدم
خلاصه قابل بیان نیس حسش همونطور ک نمیشه درد زایمان و توضیح داد

۴
میگفتم ببر سزارین گف آهاااا منتظر همین جمله بودم وقتی زائو میگه ببر سزارین یعنی زایمان نزدیکه بذار معاینت کنم
معاینم کرد گف نه سانتی هر وقت فشار اومد ب مقعدت زور بزن از آبم بیا بیرون
دوس نداشتم بیام بیرون گفتم نهههه مونده هنوز😂 گف من دکترتم داره میگم تقریبا فول شدی بیا بیرون با التماس یکم دیگه موندم
فشار میومد بهم زور میزدم صدای قلب جنین و چک کرد دوباره معاینم کرد گف پاشو پاشو فول شدی
رفتم رو تخت گف الان زور نزن تو انقباض دستت و بذار زیر رونای پات زور بزن
تقریبا بین انقباضا دیگه ده ثانیه استراحت بود دردا اوجش بود دکترم گف موهای نی نی پیداس زود بریم اتاق زایمان لباس پوشید با سه تا ماما همراه ب زور خودم و رسوندم ب تخت زایمان

۳
لباسام و دادم همسرم رفتم دراز کشیدم ان اس تی بدم با آزمایش خون و ادرار
یکربع بعد دکترم اومد
گفتم من درد دارم میخوام راه برم گف بذار ان اس تی تموم شه بلند شو راه برو
همون حین معاینم کرد گف۷ سانتی کیسه آبت و پاره میکنم ک سر بچه بیاد پایین زودتر زایمان انجام بشه
حس پارگی کیسه آب عالیه یهو یه اب دااااغ ازت خارج میشه🥺 ولی بعدش یکم سوزش میگیری
ان اس تی تموم شد بلند شدم گف هر وقت دردت گرفت ورزش کن
دستشویی داشتم گف برو رو شکمت هم آب بگیر رفتم توالت یکربع آب گرفتم رو خودم خیلی حس خوبی بود واقعا آب معجزس اصلا دوس نداشتم بیام بیرون هروقت انقباض میگرف با آب داغ و نفس عمیق رد میکردم
ولی دستشویی مشترک بود نمیشد زیاد موند
اومدم بیرون گفتم آب حالم و خوب میکرد دلم میخواد برم تو وان دکترم ب پرستارا گف وان و پر کنن رفتم توش دردا زیاد شده بود و غیر قابل تحمل ولی اب داغ عالی بود دکترم میگرف رو کمرم تو انقباضا حال گربه میشدم عقب جلو میکردم بین انقباضا یه حس خوبی بود آدم خوابش میگرفت
میگفتم دارم میمیرم من مطمعنم میمیرم چرا نمیمیرم دکترم میگف نترسس چیزی نیس😂 میگفتم ماماااااان جااااان خاک پاتم چی کشیدی چهارتا طبیعی آوردی😭😭

با دکترم با هم رسیدیم بیمارستان تقریبا

عزیزم بیمارستان سیدالشهدا خصوصیه؟اتاقتون خصوصی وان داشت داخلش؟دکترتون کی بود؟

تجربه زایمانت خیلی خوب بود ممنون. ولی من نمیدونم چرا حس میکنم این زایمانم خیلی سخته اخه هنوز هیچ دردی ندارم

ای جونم مبارکت باشههههه

وای منو با خوندن این تجربه ات انقباض گرفت ولی براکسون هیکس با درد نیست ولی سفتی شدید شکمی ک همراه با نفس تنگی و درد دنده است
ممنونم ازت عزیزم

مبارکه عزیزم خداروشکر بسلامتی گذشت واست

خدا همچین زایمانی قسمت همه بکنهههه🥹

فقط یه روز قبل از زایمان درد داشتی
من الان سه چهارروزه درد پریودی دارم
کمردرد میزنه ب زیر شکمم ولی قطع میشه
بنظرت درد زایمانه یا ماه درده؟

مامان جانم اینم بگو چکار کنم که زودتر باز بشه پیاده روی چقدر داشته باشم؟

مبارک باشه عزیزم قدمش خیر باشه😍😍😍

ممنون از اشتراک تجربت عزیزم خدا نی نی نازتو حفظ کنه برات انشالله ماهم خداکمکمون کنه ب سلامت پشت سر بذاریم این مرحله سختو😊

سلام عزیزم من سرکلاژ بودم تا هفته ۳۷ شیاف میزدم دیروز سرکلاژمو باز کردم دکترم گفت دهانه رحمت نرمه ولی هنوز باز نیست من شکم سومم بنظرتون میتونم طبیعی بیارم از سزارین میترسم😭😭

بیمارستان خصوصی بودی ؟؟

من خیلی میترسم زیادددد

۸
هر سوالی هم داشتین بپرسین بهتون توضیح بدم😘♥️♥️

چطوری میگین کیسه اب پاره شدن حس خوبیه؟؟؟؟؟؟؟
من داشتم سکته میکردم با اینکه دکترم زیرپام نشسته بود

سوال های مرتبط

مامان آراد جون مامان آراد جون ۴ ماهگی
#پارت اول

از اونجایی ک من از اول تحت مراقب بهداشت هم بودم همش بهم میگفتن لگنت مناسبه زایمان طبیعی و دیگران هم تشویق میکردن ب زایمان طبیعی تصمیم من شد زایمان طبیعی چون من دیده بودم اونایی ک دور اطرافم زایمان سزارین کردن شاید حین زایمان چیزی حس نکردن ولی همین ک زایمان تموم شده چقد بعدش دچار درد و عوارض بعد از سزارین شدن خلاصه ک من از ۳۶ هفته دنبال پیدا کردن ماما همراه شدم رفتم ی کلینیک قرار بستم و قرار شد چهار جلسه فشرده برم ورزش کنم کنارش ورزش تو خونه و تغذیه مناسب و رابطه بدون جلوگیری پله و پیاده روی و شیاف گل مغربی هم داشته باشم
۳۷ هفته و ۲ روز بودم ک قرار شد برم جای دکترم برای معاینه لگنی
اینم بگم قبل رفتن ب معاینه دوسه روز بود هم زیاد ورزش میکردم هم پیاده روی نیم ساعت داشتم هرروز
هم اینکه ورزش های لگنی تو خونه و پله هم میرفتم چون خونمون پله زیاد داره
خلاصه شب شد رفتم دکتر تنها شوهرم نیومد چون سرکار بود منم دیگه از اونجایی ک فعالیت و تحرک و پیاده روی برام خوب بود از خدا خواسته بودم خودم رفتم معاینه ک کرد دکترم گف خیلی خوبه لگنت برای زایمان طبیعی دهانه رحمت بسته اس تا دوهفته دیگه هم زایمان نمیکنی سر بچه هم هنوز تو لگن نیومده منم باخیال راحت اومدم خونه البته بازم پیاده روی کردم بعداز مطب رفتن اومدم خونه و مشغول پختن شام شدم....
مامان رایان 💙 مامان رایان 💙 ۳ ماهگی
خب خانما میخام از تجربه ام از زایمانم براتون بگم 🥰پارت یک
من احتمال زایمان زودرس داشتم دو ماه شیاف پروژسترون مصرف کردم و پساری داشتم 36 هفته و 3 روز بودم دکترم پساری رو دراورد و بهم گفت برو ورزش کن من ورزش هامو شروع کردم و پیاده روی کردم 37 هفته و 6 روز رفتم دکتر ک گفت ی فینگری و معابنه تحریکی برام انجام داد دکتر و گفت ک اگه تا 25 اسفند دردت نگرفت برو بیمارستان برای زایمان من همون شب حس کردم حرکات بچم کم شده رفتم بیمارستان و معاینه کردو گفت همون ی سانته و معاینه نتیجع نداده و ان اس تی گرفتم گفتن برو و شیاف گل مغربی استفاده کن من همون شب شیاف و استفاده کردم و از فرداش کل روز و پیاده روی ورزش هامو انجام دادم و درد هم داشتم 25 ام شد من رفتم بیمارستان درد هم داشتم ولی منظم و شدید نبود معاینه شدم گفت ک یک سانت و نیم گفتم من و بستری کنین گفتن چرا میخایی با مکافات زایمان کنی گفتم اره میخام بامکافات زایمان کنم منو بستری کنین زنگ زدن ب دکترم و شرح حال دادن گفت ک بهش بگو ک من تو تعطیلات هم هستم نگران نباش و برو هرموقع درد داشتی بیا من با نا امیدی امدم و دیگه ورزش نکردم ولی شیاف گل مغربی رو مصرف میکردم
#فرزندپروری#زایمان
مامان فسقلی مامان فسقلی ۲ ماهگی
پارت دوم....

بعد دیگه ۳۶ هفته که رفتم بهم گف داروهامو قطع کنم و پیاده روی. ورزش رو شروع کنم و رابطه هم داشته باشم..‌. من فقط بیشتر پیاده روی کردم و یه چندباری اسکات میزدم چون لگنم درد میکرد این ماه اخر نمیتونستم اصلا...و هم اینکه ماه درد داشتم دل درد و کمر درد پریودی ولی قابل تحمل بودن ....بعد به دکترمم از اول گفته بودم من نمیخام تا ۴۰ هفته زایمان کنم حتی خودشم بهم گف تو تا ۳۷ یا ۳۸ هفته بیشتر نمیرسی ولی خب چون شیاف و امپول استفاده کرده بودم تو گهواره هم خیلیا رو دیده بودم که میگفتن دهانه ی رحم رو سفت میکنه میترسیدم طولانی بشه ولی خب خداروشکر برای من اینجوری نشد...
دیگه دکترم گف ۳۸ هفته بیا که معاینه ی لگنی و تحریکی انجام بدم ، دیگه منم که ۳۸ هفته و ۳ روز رفتم معاینم کرد راستش یه کوچولو درد داشت ولی قابل تحمل بود بهم گف خیلی لگنت و رحمت خوبه الان یه سانتی بعد تحریکی انجام داد شدم سه سانت.، گف برو ورزش کن و پیاده روی کن و شیاف گل مغربی برام نوشت که استفاده کنم(که اصلا به استفاده هم نرسید😅) که گف صددرصدتا اخر هفته زایمان میکنی ولی بنظرم دستش برام خیلی خوب بود..منم خیلی خوشحال شدم همون روز تا شب پیاده روی کردم و بعد رفتم دوش اب گرم گرفتم و کمرمو ماساژ دادم... دیگه بعد از ساعتای یک شب درد داشتم از درد پریودی بیشتر


ادامه پارت بعدی....