۲۸ پاسخ

بچه ها فرق دارن
دختر من دوس نداره با کسی که نمیشناسه حرف بزنه میاد پیش من بهم میگه دوس ندارم حرف بزنم باهاشون

به نظرم مشکل از هیچکدوم نیست، فقط آدم‌ها با هم فرق دارن. بهت حق میدم دلت برای پسرت بسوزه به هرحال مادری و دوست داری خوشحالی بچه‌ات رو ببینی. ولی خب تو زندگی مسائل و چالش‌هایی هستن که ما نمیتونیم اونا رو برای بچه‌ها حل کنیم.
همین که برای پسرت توضیح بدی آدمها با هم فرق دارن، بعضی‌ها زود دوست میشن و بعضی‌ها دیر، و البته این نکته رو براش تکرار کنی که خودش یه پسر خوب و دوست‌داشتنی هست، کافیه.

شاید بهتره این جمله رو نگی که مثلا دوست نداره با تو بازی کنه به جاش فقط موقعیت رو توضیح بده... مثلا کوچولو دلش میخواد بازی کردن تورو نگاه کنه یا شاید نی نی دلش میخواد تنها بازی کنه یا خودتو وارد بحث کن نی نی دوست داری بازی کنی؟

دقیقا دختر منم همینه میگه این دوست منه
سریع می‌ره بوسش کنه بغلش کنه

شاید خجالتی هستن ..من و خواهرم خیلییی خجالتی بودیم ..تو خانواده بابامم همه شون اینطورین
حتی کسی اسم بپرسه ازشون هیچکدوم نمیتونن جواب بدن .
پسرتون خوبه که اعتماد به نفس بالایی داره و میتونه با بقیه ارتباط برقرار کنه چرا حس میکنید عیبه که زود صمیمی بشه
اتفاقا بزارید تجربه کنه ادما رو بشناسه خیلی بهتره ..فردا پس فردا میدونه کدوم بچهای همسن و سال خودش مظلومن کدوما ظالم میتونه با دقت دوستشو انتخاب کنه

دقیقا دخترمنم اینطوری هرجاوارد میشه باصدای بلند سلام میده
یامیره پیش بچها
ولی بچها ۳تا۴سال بزرگترازخودش هولش میدن
یبار توخانه بازی کرومی داشت میرقصید بچهاحلقه زده بودن
دخترمن ازهمه کوچیکتر بود
میرفت پیششون بچها دستشو نمیگرعتن
بعد من گفتم میشه دستشو بگیرین بهم چشم غره رفتن
انگار پدرکشتگی داشتن😐😐😐😐😐

عزیزم خب ی سری بچه ها مثلا مث پسر من سریع با یکی مث پسرت صمیمی میشن یکی ن بچع گوشه گیر و اجتماعی نیی زیاد مث خودم من زیاد اجتماعی نیستم دیگ ادما هزار مدلن

دختر من برعکس پسر شماست
تا چنددقیقه اول اصلا صحبتم نمیکنه

منم حقیقا خیلی در مورد این قضیه باهاش کار نکردم.چون دختره و مسئله حساس تره
ولی از یه سنی به بعد تمایل دارم حتما اجتماعی بشه

وای دقیقااااااا پسر منو توضیح دادی ، یبار توی پارک بچم روی تاب بود کنارشم یه دختری داشت تاب میخورد من پسرمو تاب میدادم اونم باباش تابش میداد در حین تاب خوردن پسرم با شادی و خنده هی حرف میزد با دختره به بابای دختره نگاه میکرد اما پدر دختره حتی یه نگا به بچم نکرد دختره هم عین باباش منم از حرصم فقط میگفتم دانیال ساکت، بخدا همون جور بچه ها خوبن مال مابزرگ هم بشن ساده میشن اونای دیگه موذی میشن منم خیلی خل و چل و ساده ام بچمم بخودم رفته

چقد دلم‌ میخواست پسرم‌مثل پسرشما اجتماعی باشه ولی درست عین باباشه با هرکی گرم نمیگیره و دخترا رو ک اصلا محل نمیده🤣 ولی اگ یجا باشیم با غریبه ها بعد ۱ساعت ارتباط میگیره دوس نداشتیم اینجوری🥴🥴خیلیم مغروره 😐

اره منم دلم میسوزه واسه پسرم تازه بهضی وقتا دوست داره بچه هارو بغل کنه بوس کنه ،بهضی یچه ها وحشین هول میدن جیغ میزنن منم سر این نمیذارم نزدیک بچه پروها بشه ی وقت کتک نخوره

آروین هم روابط اجتماعیش خیلی خوبه و من همیشه تعجب میکنم ک بقیه بچه ها چرا مثل اروین نیستن زود قایم میشن یا اصلا واکنشی نشون نمیدن

الهی عزیزم پسر منم دقیقا هر بچه ای رو میبینه سری میگه دوستم بازی کسی. هم محلش نمیده الهی بگردم منم دلم مییسوززه آخه ما همش تو خونه ایم تنهاس برادراش بزرگن همبازی نیستن باهاش پسر من که بعضی اوقات گریه میکنه ک دوستم بیاد بازی برای پسر همسادمون اون کلاس دوم برعکس اون خوشش نمیاد از پسرم منم موندم میترسم باور کن بیرون برم از دستش چون میبینم اذیت میشه

وای این مشکل منه دقیقا از همون کوچولوتر بودنش دختر من خیلی اجتماعی بود و هر موقع یه بچه میبینه ذوق میکنه و دقیقا همین برخوردی که شما گفتین و از بچه ها دیدم همیشه ناراحت میشم و تو دلم میگم یعنی حق دختر من که اجتماعیه و عاشق بازی کردن با بچه هاس اینه؟که همه ازش فرار کنن و حس بد بهش بدن؟

آخی عزیزم درکت میکنم پسر منم دقیقا همینجوریه منم خیلی ناراحت میشم ولی کاری از دستم برنمیاد

دختر منم اصلا خجالتی نیس دقیقا مثل دختر شما منم اصلا دوس ندارم اینجوریه خیلی باهاش صحبت میکنم میگم که تا وقتی گسی باهات صحبت نکرد صحبت نکن باهاش همه دوست تو نیستن

نه مشکل از بچه شماس نه مشکل از بچه ی مردم ؛ ذات بچه ها خیلی متفاوته 🌸 اما بچه های خونگرم دوست داشتنی ترن درکل .

دخترمنم اینجوریه که با غریبه حرف نمیزنه

پسر منم خیلی زود اجتماعی میشه و دوست داره بازی کنه ولی بیشتر بچه ها دوست نمیشن یا بازی نمیکنن
من چیزی نمیگم میذارم خودش متوجه بشه که همه باهاش بازی نمیکنن باید در شرایط قرار بگیره

دختر منم اینجوره میخواد با همه گرم بگیره حتی ادم بزرگا وقتی دختر بزرگم‌با دوستش تلفنی صحبت میکنه اینم دوست داره صحبت کنه با تلفن ولی اکثرا توجه نمیکنن اره منم ناراحت میشم اما چاره ای نیست طبیعیه بعضی بچه ها به قول شما یا اجتماعی نیستن راحت ارتباط نمیگیرن یا به اصلاح باید مدتی بگذره تا یخشون باز شه

دختر منم از اوناست که اصلا صمیمی نمیشه گاهی هم خیلی خجالتیه و راستش من خودمم همینطور بودم و هستم تا بخوام با کسیجور بشم خیلییی طول میکشه😂

دقیقا دخترمنم هرجامیبرم بچه های دیگه نمیان پیشش ولی دخترم خیلی اجتماعیه وسلام میکنه منم باورکن سوال شده واسم که چرا

دختر مناز اون دسته بچه ک ارتباط نمیگیره 😄

آخی عزیزم کاش میشد میومد پیش پسرمن باهم بازی میکردن

من دخترم خیلی سرزبون داره ولی تو جمع اینطوری نیس که به همه تک تک سلام کنه یکم خجالت می‌کشه باهمه حرف میزنه ها ولی وقتی تازه بره تو یه جمعی یکم طول می‌کشه یخش بازشه
منم تو جمع کاریش ندارم اما تو خونه بهش میگم باید سلام بدیم به همه ودست بدیم بهشون
اما بعضی مامانا دقت کنی خودشونم سلام علیک نمیکنن هیچ ،جوابم نمیدن دیگه چه انتظار از بچه شون داشته باشیم

پسر منم دقیقاااا عین پسر شماس

چقدر پسر مهربونی وجقدر خوبه که انقدر اجتماعی و اضطراب اجتماعی نداره و مانکشن برقرار میکنه من تا این سنمم اضطراب اجتماعی دارم و نمیتونم باز کننده سر صحبت باشم
اما صحرا دوست داره که دوست بشه ولی احتیاط هم میکنه کسی باش حرف بزنه حرف میزنه

عین دختر من ، آنقدر دوست دارن با بچه ها بازی کنه ولی اکثرا بی تفاوتن...

سوال های مرتبط

مامان سامی مامان سامی ۴ سالگی
من یه مشکل خیلی بزرگ با پسرم دارم به نظرتون چیکار کنم،پسر من کلا لجباز و شیطون هست اما تو خونه قابل کنترله و اینطور نیس که بگم کار خطرناک میکنه،اما وقتی میریم خونه مادرشوهرم بچه های خواهر شوهرم هم هستن یکیشون ۷ سالشه اون دوتا دیگه کوچیکترن و آروم تر هر چی میگم با کوچیکا بازی کن اصلا سمت اونا نمیره فقط دنبال بزرگه میره بزرگه هم اذیتش میکنه گاهی،پسر منم بلد نیس بازی کنه درست فقط بدو بدو میکنه بلند میخنده،پسر خواهر شوهرمم وقتی دلش بخواد به بچه من میگه بیا بازی وقتی که پسر من سمتش بره داد میزنه که سامیار نیاد پیش من،خب من هزار بار بع پسزم گفتم نرو پیشش ولی بازم میره و شلوغ بازی میکنه هر چند پسر خواهر شوهرمم شلوغه اما پسر من نفهم تره مثلا اصلا سرسفره نمیشینه تو مهمونی هی میچرخه دور سفره میره سمت بجه ها واقعا معذبم دیگه نمیدونم چیکارش کنم،خانه کودک میبرم تو کوچه میبرم با بچه ها بازی کنه اما بازم وقتی پسر خواهر شوهرمو میبینه هیجان زده میشه اصلا دوس ندارم سمت اون بره چون اونم داد میزنه همه چیو تقصیر این میندازه
مامان پسری مامان پسری ۳ سالگی
واقعا دیگه کم آوردم پسرم جدیدا هرچی میبینه تو تلویزیون یا بیرون میگه میخوام و آنقدر تکرار میکنه تکرار میکنه و لج میکنه که حد نداره مثلا میگه ماشین قرمز میخوام میخوام میخوام ...هزاربار میگه اصلا حواسش پرت نمیشه اصلا یادش نمیره حتی سده یک هفته یکریز میگه موقع غذا ، خواب ، دستشویی یکسره بهانه میاره هرکی رومیزی میگه پدر یزرگ مادربزرگ همسایه ها رو تو راهرو میبینه مثلا میگه ماشین قرمز میخوام...ماشین قرمز ندارم...آنقدر میگه که من سردرد میگیرم قبلا بهش میگفتم باشه اگه از یکی خوشت آمد روز اسباب بازی برات میگیرم امروز روز اسباب بازی نیست یا بیا عکس بگیریم برای تولدت بگیریم قبلا قبول می‌کرد منم روزی که که برای اسباب بازی براش مشخص کرده بودم براش میگرفتم ولی الان اصلا قبول نمیکنه یکسره میگه ندارم ندارم ...بخر بخر ...آنقدر اسباب بازی داره که اتاقش جا نداره ولی با هیچکدوم بازی نمیکنه اصلا تنها بازی کردن رو دوست نداره یا من باهاش بازی کنم یا یکسره تو دست و پامه ...چیکار کنم بخدا جلوی دیگران آبرومون رو برده مثلا هفته به هفته میریم خونه خانواده ها اونا میبینن مثلا ده روزه داره میگه به چیزی میخوام اونا براش می‌خرن میگن از اون هفته بچه داره میگه یا هر دفعه همسایه ها رو میبینه اونا میگم سلام کوچولو یکسره میگه اسباب بازی ندارم ... میخوام ...ندارم ...میخوام ...