اگر تو یه شهرید و امکانشو دارید چرا اذییت میکنی خودتو؟! تا هر موقعی که فکر میکنی آماده ای ازش کمک بگیر ، یا خودت برو یا اون بیاد پیشت . مامان منم تا ۱۰ روز بکوب موند بعد هرازگاهی میره خونسچن هر ازگاهی من میرم خونه اونا یه سه چهار شب هم تنها موندم
خیلی طبیعیه منم بعد ده روز خواهرم ک رفت همینکه پاشو از در گذاشت بیرون زدم زیر گریه احساس تنهایی داشتم حس اینکه نتونم از پسش بر بیام احساس ترس خیلی سخت بود واسم اون شب اما گذشت الان دوماه و نیمه شده پسرم از پسش بر اومدم
ی حس عجیبی دارم خودمم نمیدونم چمه فقط بی هوا اشکم میاد حالا ببینم تا فردا چطور میشه ایشالله با خودم کار کنم بهتر بشم چون ی بچه دیگم دارم نمیخوام اونم اذیت بشه
خیلی سخته منم دارم دیونه میشمم حس میکنم دیگه توان ادامه دادن ندارم😭😭
اصلا سعی نکن بیوفتی تو خونه برو خونه مامانت برو بیرون هر روز حتی شد ی دور بزن
خودتو سرگرم کن روزا تو خونه یه آهنگ ملایم بذار سعی کن یه رب هم که شده نی نی رو بعد شیر دادن و خواب کردن بده دست باباش از خونه پیاده برو بیرون شده فقط بری سوپر مارکت یه چیز کوچولو بخری اما از خونه برو بیرون
بنظر من یکی از علتهای افسردگی مدام تو خونه موندنه
به منی فکر کن که تک و تنها تو شهر غریب با دوتا بچه بدون هیییچ کمکی
ولی میدونم خدا همیشه با منه و بهم نگاه میکنه صدامو میشنوه و هیییچ چیزی بالاتر از این نیست که خدا همیشه کمکم کرده
حق دارین ولی سعی کنین قوی باشین، هر زمانم که مادرتون پیشتون بمونه بالاخره باید بره سر زندگیش، پس سعی کنین هر طور شده قوی بمونین
خب چند روز برو پیش مادرت بمون
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.