۹ پاسخ

آره
وقتی که سرباز بود من باردار بودم پسرمم یه سالو نیم بود که گفتم بیا با حقوق سربازی واسه خودم طلا بخرم اون موقع گرمی ۴ بود حقوقشم ۱۲ بود گفتم طلا بخرم پس‌انداز کنم سربازی که تموم شد واسه خودمون ماشین بخریم چندماهی که جم کردم باباش زیر گوشش خوند نذاشت همه شونو خرج کرد الان میگه کاش پولامو میکردم

منم شنیدم ولی چه میشه کرد وقتی یادم میاد دیگه به مرز جنون میرسم میخوام بچه هامو بذارم ولی با گریه آروم میشم و فراموش میکنم بع بچه هام نگاه میکنم هر روز کاره منه گریه از حرفاش

منم ۳روز بعد از زایمانم با مادرشوهرم حرفم شد. مادرشوهرم هم رفته بود زنگ زده بود شوهرمو انداخته بود به جونم اونم اومد خونه. پیش مامانم خواهرام. حرفایی زد که نباید. میزد. خیلی دلمو شکوند. پنج سال ارزوی بچه دار شدن داشتم اونم تو بهترین روزای زندگیم. یه خاطره تلخ گذاشت تو دلم. حس میکنم ۵۰ درصد علاقم از اونوقت بهش کم شد دو سه بارم بخاطر همین نازایی بهم سرکوفت. زده. اون حرفاش اصلا از ذهنم نمیره

اره پیش اومده چیزی که اصلا توقعشو ازش نداشتم چون همیشه اونو بهترین و بی عیب و نقص ترین مرد دنیا میدیدم و با اون کار ب شدتتت دلم و قلبم شکست و از چشمم خیلی افتاد
تا جدا شدن میخاستم برم ولی بازم با مردای دیگ مقایسه کردم دیدم خوبیاش از بقیه بیشتره ، الانم سعی میکنم به خوبیاش فک کنم ولی بازم گاهی یادم میوفته و تو صدم ثانیه ازش بدم میاد ولی باز خودمو مشغول میکنم ک بهش فک نکنم و با شوهرم بدخلقی نکنم
تا اخر عمرمم یادم نمیره

نه خوشبختانه

بله متسفانه کاریش نمیشه کرد خودش باید درست میکرد اوضاع رو کاری میکرد که فراموش کنم ولی نکرد

اره چون ذاتا کینه ای هستم

آره و سعی کردم مدام به یاد بیارم چقدر خصلت های خوبی داره و چقدر کارای خوب دیگه ای کرده

نه
همیشه وقتی ازش ناراحت باشم بهش میگم و اون هم تلاش میکنه و از دلم در میاره

سوال های مرتبط