۱۴ پاسخ

منم تک و تنهام بچه اولمه
خانوادم 1000کیلومتر ازم دورن
بچه ام گریه هو اصن نمیزاره ب هیچ کاری برسم شوهرمم رفته یه ماموریت کاری تا هفته اینده نیس کنارم
حالا خداروشکر کن میری خونت شوهرت کنارته خلاصه یه همدم داری
من الان خدایی نکرده اگ حالم بد بشه کسی رو ندارم بچمو بگم نگه داره برم تا درمانگاه

سخت گرفتی وگرنه منم شهر غریبم هیچکسی ندارم اینجا فقط ده روز خونه مامانم بودم تازه سزارین هم بودم

منم غریبم خانواده ام خیلی دورن،اولاش خیلی سخته اما کم کم عادی میشه برات هر چه بزرگتر بشه راحتتر میشه برات

خیلی سخته فعلا مامانم اومده پیشم اگه برع واقعا سختع

تحمل

.

من سره کوچه‌ی مامانمم
کلا ۱۰ روز کمکم کرد
بعد اومدم خونه و تا الان تنهام
مگر هرازگاهی یکی دوساعت نگهش داره من ترمیم ناخنی چیزی برم..
واقعا تنهایی بد دردیه

من تو شهر غریبم دوتا بچه دارم اولی ۶سالشه همسرمم از صب تا یازده دوازده شب سرکاره خیلی تنهام احساس میکنم افسردگی گرفتم ولی بازم بخاطر بچه ها سرپا باشم سخته ولی میگذره امروز حتی نرسیدم نهار درست کنم فقط از صب یه عالمه ظرف و لباس شستم

من تو شهر غریب نیستم ولی از مادرم دورم بنده خدا توانایی بچه داری هم نداره تا چهل روز پیشم بود ولی فقط دوهفته اول گذاشتم غذا بپزه و ظرف بشوره دیگه بعدش همه کارا خودم کردم و میکنم خواهرم و خاله ها و دایی هام هم تو همین شهرن ولی ازشون کمک نخواستم شوهرم هم وقتی خونس البته کمکم می‌کنه

من ی کوچه فاصله دارم اما ده روزه تنها کارامو انجام میدم باید عادت کنیم

۱هفته ک بمونی عادت میکنی

هیچی از صبح تا شب درگیرمم جمعه ها که همسرم‌خونس .جارو میکشم گردگیری میکنم دو تا خورشت درست میکنم فریز میکنم.در واقع همش در حال کارم

منم غریبم‌دوتا دارم سخته خیلی سخته از همه بیشتر تنهایی سخته مجبور تحمل و میگذرونیم اولش سخته کم کم جامیوفتی از همسرت کمک بگب توکارای خونه و بچه تا کمتر اذیت شی و انرژی داشته باشی

چاره ای نیس باید کارو زندگی و ول کنی فقط بچه داری کنی

میدونم سخته خیلی ولی از پسش برمیای

سوال های مرتبط