۲۵ پاسخ

بچه رو بذار تو کالسکه یا کریر جلوی در حمام باز کن ببینتت بعد دوش بگی

عزیزم خودتو با هیچکس مقایسه نکن شرایط و خصوصیات فردی هرکسی متفاوته قرار نیست تو بهترین و کاملترین باشی به هرحال تغییر بزرگی تو‌ زندگیت افتاده زمان میبره تا باهاش کنار بیای و از طرفی هم به مرور بچه ات رسیدگی بهش کمتر میشه وقتت آزاد تر میشه دنبال بی نقص بودن نباش که هرچی بیشتر صد خودتو بزاری بیشتر ازت میخان منو همین مقایسه و همین تفکرات که چرا فلانی میتونه و من نمیتونم مریضم کرد یکسال درگیر افسردگی بودم البته باعث حال بد من دیگران بودن که مدام اینو اونو به رخم میکشیدن و مقایسه ام میکردن هم خودمو هم بچه مو مقایسه میکردن

منی ک یک روز در میون حموم بودم پری روز بعد یک هفته رفتم حموم 😭😂😂منی ک همیشه سر صورتم تمیز بود الان میتونم سیبیل گرو بزارم 😂😂 شونه کردن موها ک بعد چند روز انجام میشه 😂
شیوه کردن دست و پا به خاطره ها پیوست😂😂

من خونه ی مادر شوهرم بودم اینجوری بودم با اینک هیچ کاری نداشتم نه غذا درستن نه شستن .بازم وقت کم مباوردم دخترم ساعت 5 خورده یا صبح بیدار می‌شد تا 7 دیگ بعد اون جنازه میشدم تا 11 صبح باز دخترم بیدار می‌شد دیگ وقت نمی‌کردم صبحانه بخورم.ناهار بخورم .
دیگ اومدم خونه ی خودم دخترمم باز همون ساعت بیدار میشه ..
بعد ظهرا کمی خوابع منم میخابم باهاش
ولی غروب که میشه بیدار میشه نمیتونم شام بزارم 😂😭وقت شام درست کردن دارم زمانی که خوابه ولی دیگ توانش ندارم

منم همینم عزیزم
گاهی اوقات کم میارم میزنم زیر گریه

منم همینم والا،فعلا مهمترین شغل رو داریم اونم مادریه

دقیقا منم همینطور بودم🤭الانم تقریبا همونطوریم

همینیم
حالا فکر کن تو غربت هم باشی

من هم کارای خونم و خودمو انجام میدم هم به بچم میرسم بدم میاد خوته زندگیم کثیف و بهم ریخته باشه غذا هم درست میکنم هم ناهار هم شام

وای حمومو نگو من وقتی میخوابونمش نمیتونم برم میترسم بیدار بشه پس در نتیجع حموم من۱۲یا۱شب ک همسرم خونه باشه و پیش فراز.اون موقعم نمیتونم موهامو خشک کنم سردرد میشم

البته بعد از سه ماهگی راحت میشی تا سه ماه خیلی سخته

من چون شیره خودمو میدم روزی چند بار میرم بدنمو میشورم ولی در کل خسته ام و تمام وقتم برای بچه اس ولی خب میخوابه یه کوچلو به کارام میرسم من اینجوریم که یه بار در طول روز که ۲ ساعت میخوابه باهاش میخوابم استراحت میکنم بقیه تو چرت نیم ساعت که میره کارامو میکنم حالا هر وقت خوابید بعد بیدار شد میرم پیشش شیر و کارایه دیگه

من نیز😭

منم الان همینم. ولی رفته رفته بهتر میشیم
من ک اینجوری ام نسبت به دو هفته پیش بهتر مدیریت زمان دارم .ولی کلا آره عزیزم من مثل توام.چاره نیس مادر بودن تمام وقت ترین شغل دنیاس

منم اینجوریم
حموم‌واقعا نمیتونم برم‌هفته یکبار یا دوبار🥲
غذا دیگ ناهار باید اماده باشه همسرم‌میاد سرگرمه بلند کیشم درست میکنم ظرفها یکساعت اینا تاخیر
منم میبنم هیچکار بزا خودم‌نکردم

همسرتون كمك نميكنه؟؟

دقیقا منم همینم
اتفاقا دیشب داشتم به همسرم میگفتم به هیچی جز پسرمون حتی فکر هم نمیکنیم و تمام کارها و حرفامون در مورد پسرمونه
دلم برای خود قبلیم تنگ شده من🥺

منم همینطورم
اگه خواهر یا مادرت یا یه نفر که باهاش راحتی بگو بیاد بچه رو بسپار بهش بکارات برس

دقيقا منم اينطوريم مثل شما به حموم حساس بودم يكي دو روز درميون حتما ميرفتم حموم ولي الان بزور وقت ميكنم وقتي هم ميرم ١٢شب ميشه😵‍💫😐😂

منم دقیقا همینم عزیزم میگذره همشش خیلی خستم

نه منک درروز به همه کاراهام میرسم با اونک یه بجه دوساله هم دارم شیر میدم مبخابونمش بعدش به همه کارهام میرسم هرروز هم میرم حمام یه جوری برنامه ریزی کن وقتی میخابه تو همون یک ساعت به همه کارهات برسی من واقعا اونجوری اعصابم بهم میریزه ک کاراهای خودم بمونه باید تا شب همه کاراهام تموم بشه

من بچه اول اینطوری بودم ولی دومی نیستم و واقعا برام سوال هست چطوری بچه اول ب هیچ کاری نمیرسیدم حتی غذا درست نمیتونستم بکنم

اره همینجوری

منم اینجوریم

ماهم همینیم خواهر

سوال های مرتبط