دختر من نه دایی داره نه خاله خانواده شوهرم که سالی یک بار ببینه شاید شهر غریب هم هستیم میریم خرید یا بیرون یکی بهش یه چیزی بگه یه جوری میزنه زیر گریه من دلم کباب میشه خیلی میبرمش بیرون ولی خب مامانم میگه خودتم اینجوری بودی ولی الان آنقدر اجتماعی هستم تعجب میکنم
دقیقا دختر من دیگه روانی شدیم هروقت میریم شهرستان خونه پدرشوهرم دقیقا هرروز هررر ساعت غر میزنه و گریه و غریبگی میکنه در حدی که من عصبی میشم میخوام گریه کنم
عزیزم ناراحت نشی. چون بچتو بیرون نمیبری جاهای شلوغ نمیبری فقط تو خونه و محیط خلوت نگهش داشتی واسه همینه. الان بچه من هرچی شلوغتر باشه دورش بچه بیشتر باشه بیشتر بهش خوش میگذره اصلا انگار ماوجود نداریم کیف میکنه باهاشون بازی میکنی یکی میاد خونمون اینقد ذوق میکنه. سعی کن بچتو اجتماعی کنی چون هرچی بزرگتر بشه خیلی واست سخت ترمیشه
بچه منم چون همش تو خونه اس غریبه که میبینه میچسبه به من جاهای شلوغ راحت نیست
چون شهر غریبم
و هر بچه ای یه تایپ شخصیتی داره دیگه
اونابچشون زیادبیرون جاهای شلوغ بردن عادی شده
دخترمنم چسبیده بهم جدانمیشه
بچه ی من اینجوریه ساییده منو غریبگی میکنخ
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.