۶ پاسخ

حرفت واقعا حق بود هرروز یه درد جدید پیدا میکنم... حالا فکروخیال و بقیه چیزا بماند

دردای جسمی یه طرف چالشاش یه طرف....من دیگه واقعااااا کم اوردم😮‍💨

من هردو رو تجربه کردم سر دخترم خیلی سرحال بودم با اینکه خیلی چاق شده بودم همه کارامو میکردم اصلا احساس نمیکردم حامله ام. ولی الان سر پسرم داغونم همه ی بدنم درد میکنه کسلم دوست دارم زود زایمان کنم . هیچ کاری نمیتونم بکنم خونمو گوه برداشته نمیتونم 10 دقیقه بیشتر سرپا وایستم یا راه برم. انگار استخونام شکسته من درکت میکنم ولی چیکار کنیم باید بسازیم . دیگه آخراشیم خدا بزرگه

ماما تو کلاس امادگی زایمان میگفت انتظار درک شدن از طرف حتی مادرتون رو نداشته باشید چون زنا زود یادشون میره چیا کشیدن برا بارداری و زایمانشون،برا همین میتونن بازم حامله شن.وگرنه با همون یکی بیخیال میشدن.هرکی هرچی گفت و هرچقدر درک نکرد مهم نیست.گفت شما مراقب خودتون باشید و خودتون حسابی با خودتون مهربون باشید مخصوصا بعد زایمان اصلا از کمک گرفتن خجالت نکشید و نخواید سوپر قهرمان باشید.والا تاجایی که خودمم شنیدم زنای قدیم رو بعد زایمان انقد تحویل میگرفتن.بهترین روغن زرد و خوراکی ها ی مقوی و رسیدگی های زیاد.

واي دقيقا
اينايي كه برميگردن ميگن ماهم حامله شديم مثل تو انقدر ناز نكرديم.بخدا ناز نيست واقعا خيلي روزاي سختي رو داريم ميگذرونيم.شرايط سخت جسمي به كنار هزارتا فكر خيال هم داريم كه قراره چي بشه تو مملكت.

هفت تا بچه دارید؟

سوال های مرتبط