۲۵ پاسخ

هیچکدوم
هر کس ریتم زندگی‌خودشو داره
نباید توقع داشته باشی
خودت بلند شو انجام بده بگو ببخشید بچه گرسنه بود من شیر میدم ضعف میکنم،اجازه بگیر انجام بده

معلومه خانواده شوهرت 😐چقدر بی نظم غذا خوردنشون که

مهمون داری بلد نیستن باید بهشون میگفتی من شیر میدم زود گرسنه میشم تا نهار درست میشه یه چیزی ب من بدید

خونواده شوهر منم اینطوری هستن هر وقت میری بسکویتی چیزی بزار داخل کیفت با خودت ببر

ماشاالله چقد شما زرنگی و با نظم حوصله خوشم اومد 🥰❤️

هر خونه ای یه ریتمی داره عزیزم خودت پاشو درست کن ریتم خودتو برپا کن تا یاد بگیرن 😁

فعلا باید کنار بیای صبحونه تو کامل بخور

معلومه که اینا

عزیزم وقتی قراره یه مدت بمونی خب خودت پاشو یه فکری برای ناهار شام بکن غریبه که نیسی

ولی بگو من بچه شیر میدم حداقل بین صبحونه نهار برو ساندویچی چیزی درست کن بخور

واسه خودت شیر و پنیر اینا بگیر قایمکی بخور تو اتاق😂یا بین صبحونه و نهار برو بیرون

هیچکدوم اشتباه نیست
ریتم و شرایط زندگی هرکی ی مدله
من ی خاله دارم تا چند سال پیش چون هم خودش هم همسرش شاغل بود بچش مدرسه میرفت ساعت ۱۰ شب همه خواب بودن همونا الان ک همسرش شغلش آزاد شده و خودشم دیگ نمیره سرکار و دخترش دانشجو شده تا ۲ ۳ بیدارن
من خودم همیشه شب بیدارم راحت تر ب کارام میرسم
البته بگما من مثلا صبحانه پسرم دیر بیدار میشه میخوره بلافاصله ناهار میذارم شام هم ساعت ۷ حاضره دیگ ولی نمیشه خورده گرفت
یکی دیگ از خاله های من صب بچه هاش میزنن بیرون یکی دانشگاه یکی با سرویس مدرسه شوهرش ساعت کارش دست خودشه
ی وقتا خاله من ساعت ۲ از خواب بیدار میشه ولی شب تا ۶ صب هم بیدارن

ولی بجز این صحبتا کار خانواده همسرت هم اشتباهه وقتی مهمون دارن نباید اینجوری با ریتم خودشون برن جلو من یا خالم یا هرکی موقع مهمون داری با ریتم اصولی میریم جلو

مال ما هم همینه اینجوری میکنن پانشی بری خونشون حالا میان خونه ما مث گاو میخورن من همیشه از تعداد بیشتر درست میکنم ولی هیچی تو سفره نمیمونه میری خونشون کلا ۴ سیخ کباب میذاره واسه ۶ نفر یا ۹ شب تازه میاد میپرسه شام چی میخورید هر چیم بگی درست کن ی بهونه میاره یا میگه گوشت و فلان چیز ندارم تو خونه

واااای داری مادر شوهر من و میگییی ،من شمال زندگی میکنم می رفتم مشهد یعنی دیوانه میشدم ،هیچی سر جا نبود ،ساعت دو شب می‌خوابیدم یک شب شام می‌خوردیم
حالا مثلا ما بودیم زود درست میکردن
بعد جالبه مادر شوهرم به من می‌گفت مامان تو چیکار می‌کنه سریع همه کاراشو می‌کنه

منکه میرم خونه مادرشوهرم گشنم بشه به شوهرم میگم خودشونم میدونن شیرمیدم مثلا یکم حواسشون هست

حالا همه گفتن سیک زندگیشونه ولی من پرام ریخت حقیقتا
نمیشه یه تخم مرغ برا خودت آبپز کنی؟ بگو من بچه شیر میدم زود ضعف میکنم
یا اینکه با همسرت و بچه برین بیرون یه چیزی بخورین برای روزای بعد هم به همسرت توضیح بده که بهشون بگه یه کم زودتر آماده کنن بالاخره شما مهمونی اونجا

حالا برعکس خانواده شوهرمن خیلی زود ناهارو شامو میخورن من میگم هنوز ادم گرسنه نشده 🤣🤣🤣

اگه چند روزی مهمونی باید سر وقت آماده کنن ملاحضه مهمون رو کنن

خانواده شوهر منم همین جوری هستن آخر هفته دو روز میرم اونا بخاطر همسرم ساعت دو شب می‌خوابن یازده بیدار میشن
ناهار ساعت ۶ میخورن شامم ندارن خیلی مزخرفه زندگیشون با اینکه خواهر برادر همسرم کلاس دوم ، پنجم هستن ولی مادر شوهرم اصلا به فکر نیست

حتما سبک زندگیشونه حالا یا درست یا غلط ....
خودت درست کن ی تخم مرغ ک میتونی درست کنی ضعف نکنی

وقتی با مادر شوهر باهم بودیم چون سنشون زیاده باید نهار ۱۲ نیم.شام بعد نماز مغرب میخوردن.صبونم ک صب زود بیدار میشدن میخوردن خودشون.خودم با اینکه صبا دیر بلند میشدم ولی نهار شام ب موقع اماده میکردم
الان از وقتی جدا شدم نظمو بهم زدم عین مادرشوهرت هر وقت گشنمون بشه درست میکنم😂ولی زندگی نظم نداشته زاشه بده.همون ندقع ک خونه مادر شوهر بودم خوب بود

هیچکدومتون گلم
روش زندگی اونا با شما متفاوت هست- اونا ادم بزرگن بچه ندارن شیر نمیدن-شما بیدار شدی صبحانه اماده کن ازشون بپرس نهار چی میخوان خودت درست کن شما بخورید.

هرکسی سبک زندگی خودشو داره هیچکدوم اشتباه نمیکنید و اینکه یجا با کسی که سبک زندگیش متفادته بخوای بمونی واقعا سختهههه

خوانواده شوهر منم اینجورن کاری کردن منم اینجورشدم

اینا😕،نمیتونی خودت پاشی درست کنی

سوال های مرتبط