۱۸ پاسخ

برعکس من تو حاملگی حسی بهشون نداشتم همین ک تو اتاق عمل دیدمشون اینقدر سفید و خوشکل بودن عاشقشون شدم

ای خدا فسقلیا واسه خودشون خانمی شدن😍😍😍

ای خدا ننه اینارو ببین خداحفظشون کنه ☺️☺️☺️

هیچوقت یادم نمیره وقتی زایمان کردم شب دومش زن داداشم اومد پیشم خیلیا خونمون بودن و منی که وااااقعا درد داشتن بخیه هام
وقتی همه ساکت شدن زن داداشم گف ، چه حسی داری بچت بعد ۹ ماه الان بغلته (، تازه ازدواج کردن بچه ندارن ، منم بچه اومه )
گفتم حس درد (این کلمه رو فک کنم تمام مادرها درک کنن ) و چشام پر اشک شد ، بعد یهو گفت واااااا چطور دلت میاد بچت الا حس میکنه میشنوه بگو حس عشق شور شوق ، الا ناراحتش میکنی ، عمم گف راست میگه اوایل زایمان تنها حست درده
شاید حرف بدی نزد ولی برا من تو اون جمعیت تو اون حال و احوال که بقیه یه جوری نگام میکردن انگار بچه خودمو دوست ندارم و باهام سرسنگین شدن خیلی سخت بود

اااای جااان عززیزم😍 منکه از ۶ روزگیشون ب بعد نتونستم بخودم برسم دوتا عکس قشنگ بگیرم🫠🫠🫠 ماشالا الله خدا از چشم بد حفظتون کنه عزیزم🧡

ووای خدا دوتا فرشته 😍
من همیشه میگم واقعا همه بچه‌ها فرشته هستن ،وقتی میان اصلا زندگی رنگ و بوی دیگه ای میگیره 🌱⚘️

کمکی‌داری شما؟😓

عزیزم دوقلو های منم ۴ ماه و ۶ روزشونه هنوز نمینشونم .بنظرت از این به بعد برا نشستنشون تمرین کنم ؟

اسمشون چیه عزیزم

ای جان خدا حفظشون کنه عزیزم

وای ۲ تا 🫠🫠🫠🫠

منم اوایل اینجوری بودم حسی نداشتم ولی الان ی جوارایی شده همه زندگیم

تصویر

وای خوداا چقد شیرینن دخملا 😍🥰🫀خدا حفظشون کنه برات عزیزم 🩷..اره واقعا برای من خیلی سخت بود کنار اومدن باهاشون

خدا حافظشون باشه عزیزم

برا منم همینه شرایط 😁

خدا حفظشون کنه ❤️

وای خدا شیرینا رو ببین🥲

خداقوت...من بایدونه سرویس شدم

سوال های مرتبط