۴ پاسخ

واقعا هست همچین چیزی دختر منم ۱۵سالشه همینجور ندیده ونشناخته خوشش میاد یأ بدش میاد

دقیقا منم همینم تنها نیستی

همچنین

منم همینم

سوال های مرتبط

مامان nini مامان nini ۱۴ ماهگی
همیشه دلم میخواست یکیو داشتم موقع حال بدیام میرفتم کنارش خودمو خالی میکردم اما نبود یوقتا میام خودمو اینجا خالی میکنم
یکساعته دارم گریه میکنم دخترم امروز خیلی اذیتم کرده چن باری اطرافیان برای اینکه دخترم بره بغلشون گوشی نشون دادن بهش اینم عادت کرده از عصری بخاطر گوشی داره گریه یمکنه که بازش کن منم انقدر فشار رومه سرش بدجور داد زدم بعدش از ناراحتیم فقط گریه کردم راستش من از بعد زایمانم یه ادم دیگه شدم حس میکنم افسرده شدم چون مدام به همه چی عصبانی میشم دخترم که گوشی میخواس سرش داد زدم از حرصم گوشیمو پرت کردم صفحش یکم شکست بعد زدم تو سرخودم و دخترمم گریه میکرد فقط حس میکنم روانم دیگه متلاشی شده کم اوردم دیگه حتی خواب هم ندارم از دستش ناشکری نمیکنم دخترم نباشه منم نیستم اما دیگه خستم نه کمکی دارم نه کسی که درکم کنه فقط میدونم دارم میمیرم یوقتا قلبم چنان تیرمیکشه که حس میکنم از فشار زیاد دارم سکته میکنم تو این یکسالو نیم خوابمم کم شده عصبانیتم زیاد من یه مامان بدیم که انقدر سر بچم داد زدم نتونستم خودمو کنترل کنم که دراینده بچم ضربه میخوره دیگه میخوام هرجور شده شیرخشکیش کنم حتی شده کامل از شیر بگیرم ولی برم پیش روانپزشک شاید ارامبخش داد یکم اروم شدم دخترم بیشتراز شیر به یه مادر با روان اروم نیاز داره...هعععی
فرزندپروری #پوشک #شیرخشک
مامان پسر مامان مامان پسر مامان ۱۵ ماهگی
دیشب یه تاپیک گذاشتم در مورد یه روش تربیتی که خیلی جاها خونده بودم درسته و در مورد بچه منم جواب داده بود،اما گفته بودم از انجامش حس بدی دارم و حالم با اون روش خوب نبود
جوری شما مامان ها به من پریدین که بمیرم برای اون بچه ،چطور دلت اومد و هزار جور حرف،انگار من مادر این بچه نیستم،وقتی اومدم میگم که ازین روش حس خوبی نداشتم به جای اینکه به من بپرین و حمله کنین،میتونستین ارومم کنین
من دیشب بعد خوندن پیام هاتون به حدی گریه کردم و جوری خودم و مقصر دونستم و تا صبح کنار بچه م خوابیدم و حس گناهی که داشتم،داشت منو خفه میکرد
خواستم بگم کاش به جای قضاوت سریع قبلش یکم فکر کنیم
من عاشق بچه مم و حاضر نیستم یه خار تو دستش بره
بعد کلی ادم اومدن به من گفتن بمیرم برای اون بچه
میدونین این کلمات چه اسیبی به مادر میزنه؟
جالبتر اینه که خیلی قبلترش یه مادری گفته بود اینقد خسته شدم که گاهی بچه م و میزنم و خیلی ها براش نوشته بودن طبیعیه،اروم باش،ادم گاهی کم میاره
چطوری کتک زدن بچه اینقد طبیعیه ولی منی که بچه م و فقط ۳۰ ثانیه تو اتاق خودش که پر از اسباب بازیه و برق هم روشنه تنها گذاشتم،من شدم مادر بده؟
خواستم بگم همیشه قبل حرفامون یکم فکر کنیم،هیچوقت اینقد سریع قضاوت نکنیم