تجربه من از زایمان طبیعی 🙂
من شده بودم ۴۰ هفته و ۱ روز و اصلا هیچ دردی نداشتم رفتم بیمارستان برا ان اس تی معاینه هم کرد گفت نیم سانتی و هنوز سر بچه نیومده تو لگن گفت برو هنوز یه هفته دیگ وقت داری اومدم خونه بعد دو سه ساعت یکم درد پریودی داشتم که گفتم نه درد زایمان نیس دیگ ساعت ۷ شب دیدم دل دردم هی میگیره ول می‌کنه و شد ۳ دقیقه ای سریع رفتم بیمارستان معاینه کردن گفتن دو سانتی بستری شدم و رفتم تو زایشگاه و باز معاینه کرد گفت شدی ۳ سانت و منو دقیقا هر یک ساعت معاینه کردن هر یه ساعت ۱ سانت باز میشدم تا ۷ سانت صدام در نیومد درد داشتم ولی چیزی نمیگفتم تو ۷ سانت هم میشه ابمو خودشون پاره کردن که دردام بیشتر شد دیگ از ۷ سانت سرمو میکوبیدم به در دیوار و انقباضم شده بود ۱ دقیقه ای و به ۱۰ سانت که رسیدم فقط دوست داشتم بمیرم فقط گریه میکردم خیلی فشار و درد روم بود و خیلی زور زدم سر بچه نمیومد بیرون و برش زدن و با چند تا زور از ته دل بچم بدنیا اومد 🥺🥹
و من از واژن تا مقعد و کنار رون پام بخیه خوردم 🥲
همون ماساژ رحمی بعدش هم خیلی اذییتم کرد چون ۵ ،۶ بار اومدن ماساژ دادن خیلی اذییت شدم
و نمی‌دونم براچی برا من سوند هم میذاشتم که اونم یکم سوزش داشت فقط
و من زایمانم ۷ ساعت طول کشید و واقعا سخت بود و همین الان هم برا بخیه هام خیلی اذییتم و همه اینا فدای سر بچم 🥹
و معاینه تا ۳ سانت برا من درد داشت از اون به بعد هیچی نمی‌فهمیدم از معاینه

۹ پاسخ

مبارکه عزیزم قدم نو رسیده
وقتی برش میزنن ک نباید انقد بخیه بخوری ک
چرا اپیدورال نزدی خب عزیزم ک درد نکشی انقدر
ب منم سوند وصل کردن آخرش و ماساژ رحمی دادن ولی چون بی حسی داشتم نفهمیدم چیزی

مبارکه عزیزم قدمش پر خیر و برکت باشه براتون

ای جانم عزیزممم🥺♥
خب خداروشکر ک بسلامتی زایمان کردی قشنگم🙃💖
ی سوال.. نمیدونی چندتا بخیه خوردی عزیزم؟
منم مثل شما بخیه زیاد خوردم ولی خو برش نزدن...
(اعع نمیدونم چرا برا منم سوند گذاشتن اونم دو سه بار..خیلیم سوزش داشت مخصوصا موقع بیرون آوردنش😅)

از ۷ سانت تا ده سانت ک خیلی شدید بود چقد طول کشید؟

مبارکه عزیزم شوهرت چیشد عوض شد اومد پیشت؟

مبارکه عزیزم ، کدوم بیمارستان زایمان کردی

مبارکه عزیزم 😍
بچت درشت بود؟ برای چی اینقدر پارگی و بخیه داشتی؟

سلام عزیزم خداروشکر ک بسلامتی زایمان کردی منم مس تو بودم دقیقا همیجوری بچم ب دنیا اومد الان ده روزه بخیه هام هنوز نی افتاده خیلی اذیتم میکنه

مبارک عزیرم...خدا سلامتی بده

سوال های مرتبط

مامان آیسِل🌜✨ مامان آیسِل🌜✨ روزهای ابتدایی تولد
تجربه زایمان طبیعی رو‌بگمم که مردمممم قشنگگگ
از ظهر ساعت ۱۱ ۱۲ درد داشتم کمبود دردم اومدم معاینه گفت ۱ سانتی برو. تا شب که دردم خیلی زیااااد شد به‌ماما همراهم گفتم گفت درداتو خونه بکش برو رفتم زیر اب گرم از ساعت ۱۱ تا ساعت ۳ صبح که رفتم گفت ۳ سانتی ساعت ۶ صبح بستری شدم با درد خیلی شدیدددد که شده بودم ۵ سانت ماما همراهم خیلی کمکم کرد تو ابگرم رفتم که واقعا درد و کم میکرد
بعدش ساعت ۹ صبح شدم ۷ سانت کیسه ابمو پاره کردن بچه مدفوع کرده بود انقدر ورزش کردم تا شدم ۹ سانت بچه سرش گیر کرده بود ۱ ساعت طول کشید تا بدنیا بیاد وقتی ام اومد کبوددد بودد
گذشت بعد چندساعت دیدن داره ازم لخته میاد اومدن با اون همه بخیه هایی که داشتم معاینه ام کردن خیلی دردناک بود واقعا که گفتن دوتا جفت داشتی یکیش دفع شده این یکی نشده
۳تا پرستار اومدن هرکدوم چندتا تیکه دراوردن تا دکتر اومد یدفعه خونریزی خبلی شدید کردم فشارم رفت رو ۸ تب و لرز کردم خون میخاستن بهم تزریق کنن تا اون یکی جفت ام دفع شد خیلی عجیب غریب بود😑😶😭😭
مامان دلسا و پارسا💙 مامان دلسا و پارسا💙 ۲ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی پارت ۲💜
دیگه به مامانم گفتم و گفت بریم بیمارستان منم هیچ دردی نداشتم رفتم دوش آب گرم گرفتم و اومدم خیلی ریلکس آرایشم کردم آماده شدم که بریم رفتیم بیمارستان گفتم ترشح خونی داشتم ضربان قلب بچه رو چک کرد و فشارمو گرفت بعدم رفتم معاینه گفت ۲ سانت بازی بعد معاینه یکم دردام شروع شد نوار قلب بچه هم گرفتن و منو فرستادن بخش زایمان مامانم هم باهام اومد که خیلی خوب بود بودنش ساعت ۴ بود درد داشتم اما قابل تحمل بود ساعت ۵ آمپول فشار زدن دردام دیگه داشت شروع میشد و هی شدید تر میشد ساعت ۶ شدم ۳ سانت همینجور دردام شدید بود گفتم سرم و باز کنید برم پیاده روی کنم و آب گرم بگیرم به شکمم واقعا آب گرم دردامو کمتر میکرد ماما اومد چند تا ورزش گفت انجام بدم حالم دیگه خیلی بد بود دردام داشت غیر قابل تحمل میشد ساعت ۷ شدم ۴ سانت باز بودم من نمی‌دونم از استرس بود یا چی تب کرده بودم و هی تبمم چک میکردن ساعت ۷ دوباره اومدن معاینه و گفتن شدی ۸ سانت سه چهار ساعت دیگه زایمان می‌کنی وای من گفتم میمیرم تا ۴ ساعت دیگه دردام خیلی خیلی شدید شده بود ۱ ثانیه فاصله داشتن ماما می‌گفت دردهای خودتم آمپول نزدیم همون اول زدیم اونه ساعت ۸ اومد معاینه من شده بودم ۸ سانت گفت عالیهههه آفرین خیلی خوب پیش رفتی به مامانم گفتم دیگه شما برو بیرون برا زایمان آماده شدن نیم ساعت بعد اومد گفت فول شدی دیگه آماده زایمان شدیم می‌گفت هروقت درد داشتی چونت و بچسبون به بدنت و روند پاهات و بیار بالا و جیغ نزن فقط زور بزن گفت سر بچه معلومه برش داد اما من هیچی نفهمیدم بعد فقط می‌گفت زور بزن یه نفس و کم نیار با تمام وجودم زور میزدم خیلی سخت بود