۱۳ پاسخ

من ب مامانم تلفنی گفتم از بابام خجالت میکشیدم در طول ۹ماه بابامم ب روم نیاورد😅دیگ ازمایش رفتم مطمئن شدم مامانم ب مادرشوهرم زنگ زد

من به همسرم گفتم و ابجی بزرگم
بعد از اینکه 4 ماه از بارداریم گذشت به خونواده ها و بقیه گفتیم😁😁

من تو اقدام بودم ۳ ماهی نشده بود بعد اون ماهم فکر میکردم نمیشه چون حس پریود داشتم حتی دراز کش اب جوش نبات میخوردم بخاطر درد و نوار گذاشته بودم همسرمم فکرکرده بود پریود شدم و نشده این ماهم اما همچنان خبری نبود نصف روز تاخیر داشتم ک بی بی چک زدم مثبت شد وقتی رفتم ازمایش دادم و مطمئن شدم براش ی باکس خریدم توش جوراب بچه گذاشتم
بعد چون نزدیک تولدش بود فکر کرد کادو تولدشه و خیلی سوپرایز شد حتی فیلمشم دارم اخه همیشه میگفت نمیتونی ازم پنهون کنی میفهمم بهش گفتم دیدی نفهمیدی
بعد با خواهرم داشتیم میرفتیم یجایی بهش گفتم ینفر حاملس و چون بدش میاد گفت واه دیگه کی گفتم حدس بزن یکم ک حدس زد گفتم عروس فلانی(اسم مادرشوهرم) یهو جیغ کشید🤣 گفت اشغال با این خبر دادنت
دیگه اون چون تو دهنش نمیمونه به مامانم گفت
خانواده همسرم بعد سونو قلب شیرینی خریدیم بردیم

من خیلی باحاله سوپرایز شوهرم...میخوام یه تاپیک بزارم کامل توضیح بدمم😁😁😍😍

من زمان پریودم بود لکه بینی و درد داشتم طبق روال هر ماه...بعد با دوستامون رفته بودیم قایق سواری .دردم بیشتر شد .گفتم وایی الان برم دستشویی دیگه افتضاح شدم .رفنم در کمال ناباوری دیدم خبری نیست .سک کروم .یواشکی بی بی چک گرفتم صبح زود رفتم زدم .روز پدر هم بود .تعطیلم بود....همسری رو پیچوندم رفتم بیمارستان ازمایش دادم .دوباره پیچوندم رفتم گرفتم دیدم بله مثبته...کادو گرفتم رفتم به هنسرن دادم .نوشنم بابایی روزت مبارک .اما به خانواده هامون نگفتم . صبر کردم سونو دادم ...دیدم اوکیه .روز سالگزد ازدواج مامان و بابام بود .کیک گرفتیم .روش نوشتم سالگرد ازدواجتون مبارک از طرف نی نی ...
بعدشم مامانم زنگ زد به مادرشوهرم اینا خبر داد...

برا مامانم اینا کیک خریدیم روش نوشتیم : بابابزرگ ،مامانبزرگ من دارم میام 😄،،،برا خونواده شوهرم یه جعبه کادوبود توش یه جفت کفش گذاشتم با برگه سونوی ۸هفتگی 😁

ما اون زمان یه شهر دیگه زندگی میکردیم و‌دور بودیم واسه همین تماس تصویری گرفتیم با جفت خانواده ها و همسرم بهشون اعلام کرد خیلی خوشحال شدن یهو شوهرم جوراب بچه بهشون نشون داد

من مثل چیز عر میزدم و میزدم توسرم اینقدخودمو و شوهرمو زدم ک همه اومدن منو ارومم کنن....

من بابا هر بار شوهرم و میدید میگفت بچه دار بشین انقد گفت که دیگ مامانمم هی می‌پرسید کلا همه در جریان مراحل بودن🥴

والا من چون خودم میخواستم دیگه ناگهانی نشد رفتم دکتر طبیعی شد و شوهرم و خانوادم در جریان بودن تا فهمیدم که تو بیبی چک نشون نداد ولی ازمایش دادم سریع گفتم به سورپرایز نرسید من ادم هولیم نمیتونم نگه دارم 😁

هیچی من به مامانم گفتم ۱۵روزه پریود نشدم گفت مبارکه پس خودمم نمیدونستم حاملم بی بی چک زدم گفتم اره حاملم 😂🤣بعد شوهرم به خواهرش گفت خواهرش به همه گفت

حالا چرا ۱۲ شب؟😅
خواب نبودن
ما شیرینی خریدیم بردیم گفتیم ک دارین مادرجون پدرجون میشین

زنگ زد شوهرم ب خانوادش گف فرانک بارداره. همین
ب مامانم گفت بیا اینجا کار مهم دارم باهات
بیبی چکمو نشونش داد🤣

سوال های مرتبط