تجربه واکسن ۱۸ ماهگی🌸
دخترم دوهفته مریض بود که سرماخوردگی شدید بود عفونت داشت قرار بود ۳دی بزنیم که نشد و موند بعدشم دوتا دندون آسیاب و۴تا نیش دراورد ک خیلی سخت بود بچم خیلی اذیت شد
بالاخره ۵بهمن ینی دیروز زدیم واکسنشو و بشدت میترسیدم و استرس داشتم از بس همه میگفتن واکسن سختیه من نمیتونسم ببرم بزنم چون این یک ماه بقدری بچه اذیت شد نمیخاستم سر واکسنشم اذیت بشه
خلاصه دیروز زدم و موقعه زدن بدجوری ترسید خیلی بد گریه کرد اولین بار بود دیدم اینجوری گریه میکنه یه خوراکی یکی دست یکی پا برای جایزه ابنبات و پاستیل خریدم دادم بهش امدیم خونه نزاشتم زود بخابه ۲ ساعت بازی کردیم و بدو بدو حالش خوب بود بعد دو ساعت خابید بیدار شد گف پام درد میکنه اصلا ب روش نیاوردم گفتم پاتو ناز کن بدو بدو کنیم تو میتونی خلاصه همینجوری پاش اروم شد هر۴ساعت استا دادم دیدم درد داره پاش پروفن دادم بهتر بود تب نکرد فقط تنش گرم بود صبح ۴بیدار شد تا۶ بی قرار بود بعدش خابید الانم خوبه بازی میکنه ولی حال و حوصله نداره ۳روز بهداشت گف هر۴ساعت استا رو ادامه بده ایشالا که بگذره این ۳روز عوارض بعد واکسن ۱۸ ماهگی چیه؟
#فرزندپروری پوشک زایمان بارداری

۲ پاسخ

منم دیروز زدم پسرمن درد پا اون اولش که اومدیم خونه داشت بعدش خوب شد تا شب تب کرد دیشب تا ساعت ۴بیداربود ولی خداروشکر دیگه تب نکرد بهداشت به من گفت تا فردا این موقعها استا بده

برای پسر من عوارضی نداشت

سوال های مرتبط

مامان معجزه مامان معجزه ۱ سالگی
خب از واکسن ۱۸ماهگی پسرم بگم براتون مامانا
پسر من خیلی بد واکسنه .یعنی ۴تا واکسن قبلیارو که زدیم بشدت تب میکرد و اذیت بود .و هیچوقت شربت پاراکید تبشو پایین نمیاورد .یا باید شیاف میزاشتم یا پروفن میدادم .دیروز ساعت ۱۰ واکسنشو زدیم اومدیم خونه ی بابام اینا کلی توپ بازی کرد و بدو بدو کرد .ساعت ۲خوابید ولی انگار یکم بی قرار بود ‌ساعت ۴بیدار شد سرش داغ بود ولی از پیشونی و اینا تب نداشت .خیلییییییی پاش درد میکرد .مرتب هر ۴ساعت پاراکید دادم .اصلا نمیزاشت کمپرس سرد براش بزارم
خیلی بی حال بود و بشدت درد داشتو از دیروز ۱۰ صبح هیچی بجز شیرم نخورد .خداروشکر شب تب نکرد شدید و با همون پاراکید کنترل شد .فقط پاش درد داشتم و چون عادت داره تو خواب هی تکون بخوره نمیتونست بخوابه .دیدم خیلی درد داره یه بار بجای پاراکید پروفن دادم .۲ساعت خوابید ۶صبح بیدار شد دهنشو نشون میداد که گشنشه .یکم نون بهش دادم قشنگ خورد ۸بیدار شد و حالش خوب بود .فقط تا الان خیلی بامزه لنگون لنگون راه میره 😂و یکم میترسه زمین بزاره پاشو
خداروشکر تا الان این واکسن برامون مثل قبلیا خیلی سنگین نبوده چون واقعا از شدت استرس این واکسن قلبم درد میکرد
مامان پناه❤ مامان پناه❤ ۲ سالگی
سلام مامانا میخام تجربه واکسن ۱۸ ماهگی دخترم و بگم کارایی ک کردم و باعث شد خیلی راحتر از اون چیزی ک فکرشو می‌کردم واسترس داشتم بابتش بگم ،حتی از واکسن ۶ ماهگی هم راحتر بود ،،،،، من دخترمو ساعت ۱۲ ظهر واکسن زدیم و اومدیم خونه به دخترم قطره استامینوفن پاراکید دادم تا یه ساعتی باهاش بازی کردم ک دیگ خابش میومد خابید دیدم تو خاب ناله میکنه بیدار شد گفت مامان پام اییی و خیلی بیقرار بود گریه میکرد و اصلا و از من جدا نمیشد و دیدم تب خفیف داره اینم بگم اجازه کمپرس نمی‌داد وقتی خابید من دو سه بار حوله گذاشتم فریزر و گذاشتم روی پاش خلاصه بیدار شد خیلی بی قرار بود بهش پاراکید دادم و یکساعت بعدشم ایپروفون و همسرم بردش بیرون ،،، همون بیرون شد راه نجات یک دو ساعتی بیرون بود پارک رفته بود و سرسره و دنبال گربه خلاصه اومد دیدم یکم داغه و بهش شیر و استامینوفن دادم و یکم خابید براش کمپرس گرم گذاشتم و شکر خدا دخترم دیگ اذیت نبود هر شش ساعت بهش ایبوپروفن دادم و تا ساعت ۱۲ شب هر ۴ ساعت پاراکید بعدش هر ۶ ساعت ،دخترم دیگ راحت تا صبح خابید فقط منو همسرم محض احتياط تا صبح نوبتی بیدار بودیم و چک کردیم یکوقت تب نکنه صبح بیدار شد اوکیه بازی میکنه و تبم نمیکنه و ولی من تا شب میخام بهش این پاراکید و ایپروفون بدم ،،،، انشالله شما هم خیلی راحت براتون بگذره ،دختر من اصلا تب نکرد و همون راه رفتن باعث شد ک پاشم دردش خیلی کم باشه
مامان محمدجواد مامان محمدجواد ۱ سالگی
سلام مامانا
تجربه واکسن 18ماهگی
خب من چون واکسن4ماهگی را باتاخیر زدم بقیشونم محبور بودم با تاخیر بزنم، از دوماه قبل استرس این واکسنو داشتم چون همه ازش یه غول برام ساخته بودن که خیلی سخته، خلاصه دیروز برا اولین بار خودم تنها با پسرم رفتم بهداشت که واکسنو بزنه و تلفنا خراب بود و تاکسی نتونستم بگیرم پسرمم گیر داد ک بغلم کن (مسیرمون نزدیک نهایت 10 دقه) خلاصه رفتیم کاراشو کردیم واکسنو زدن ساعت تقریبا 8ونیم بود و با تاکسی رفتیم خونه مامانم، قبل رفتن بهش پروفن دادم اومدیم خونه مادرم تا 11 بازیش دادمو بعد خوابید تا تقریبا ساعت 1ونیم، بعد که بیدار شد خیلی تلاش کردم استا بدم تف میکرد اخر سر موفق شدم دادمو باز بازیش دادیم تا عصر ساعت 5 بعد خوابید تا6 باز بیدار شد 7 استا دادم بازی کرد تا 10،خوابید 11 استا دادم دیگه شب اصلا تب نکرد فقط چون پاش درد میکرد و پاشو میکشید موقع راه رفتن یکم اذیت بود ولی چیزی نگفت، شبم اصلا تب نکرد تا صب فقط دوبار بیدار شد ک تابش دادم خوابید صبحم صبحانشو دادم و اومدم سرکار،
حالا اینو بگم ک از استرس واکسن خودم ظهر لکه بینی داشتم و زنگ زدم ب دکترم گفت مروژسترون استفاده کن و فشارمم9 بود بقدری حالم بد بود ک بردنم سرم و امپول زدن بهم و اومدم، میخوام بگم اونقدرا ک میگن سخت نیست مثل واکسنای دیگس فقط چون راه میرن بچه ها پا درد اذیتشون میکنه، مامانایی ک نبردید هنوز لازم نیست خیلی استرس بگیرید
مامان توت فرنگی


🍓مه 🌙وا مامان توت فرنگی 🍓مه 🌙وا ۱ سالگی
تجربه واکسن ۱۸ماهگی
آنقدر تعریفای بد از واکسن ۱۸ماهگی شنیده بودم از یکماه جلوتر غصه میخوردم چون دختر من حتی راه نمیره اخه شنیده بودم تو اون دوره ک واکسن زده راه بره خیلی خوبه براش. ..
واکسن دخترمو ک زدیم خیلییی گریه کرد ولی خب کلا تو بهداشت گریه کرد بعد با شیرین عسل سرشو گرم کردم آوردمش خونه هم استامینوفن ندادم ک سرحال باشه و چهاردست و پا بره خداروشکر انرژی خوبی داشت بازی کرد غذا هم یکم خورد خوابید بعد دوسه ساعت تو خواب نق میزد دیدم داره داغ میشه استامینوفن دادم خوابید بیدار ک شد عالی بود بازی می‌کرد و اذیت نمیکرد موقع خواب دیدم داغ شد بازم بهش اینا دادم تب نکنه و تا صب چک میکردم داغ نشه خداروشکر نمی‌شد و صبح یذره داغ شد بهش استا دادم
من معمولا تا داغ نشه بهش استامینوفن نمیدم چون بدنش عادت میکنه و بی حالش میکنه ولی چهار چشمی مراقبم ک تب نکنه
خلاصه الان دوروزه و واسه ما ک واکسن سنگینی نبود خداروشکر اصلا اذیت نشدیم
کلا دختر من سر واکسناش زیاد اذیت نمیشه تنها واکسنی ک اذیت کرد واکسن ۴ماهگی بود ک فقط درد داشت و تبشم قابل کنترل بود
مامان گل پسر مامان گل پسر ۲ سالگی
سلام مامانای گل

میخوام بگم من واکسن پسرمو زدم اصلا اون غولی که از واکسن ۱۸ ماهگی ساختن نیست
اینقدر میترسیدم ولی خداروشکر بخیر گذشت
صبح پسرم فقط شیر خورد صبحونه نخورد بردمش بهداشت وزنش اصلا اضافه نشده بود چون چند بار مریض شده بود چون خودم میدونم چقدر لاغر شده بود و اشتها نداشت هفته بعد میبرمش متخصص اطفال از این بگذریم اول قطره خوراکی دادن بعدش یه واکسن به دست زدن یه واکسن به پاش همونجا با خودم قطره استامینوفن بردم بهش دادم بعدش بردم خانه کودک ولی برق قطع بود کرکره اش بالا نمیرفت منم دیدم پسرم توی خونه گرمه و قرق نداریم رفتم خونه مامانم اونجا به ذوق خواهرم و مادرم حسابی بدو بدو کرد و بازی کرد بعد ساعت دو خوابید و بیدار شد اصلا نتونست تکون بخوره تب هم داشت دوباره استامینوفن دادم و روی پاش نمیذاشت کمپرس‌ سرد بزارم چون خواهرمو خیلی دوس داره با اینکه درد داشت و گریه میکرد راه میرفت باهاش بازی میکرد ولی شاید دو سه قدم برمیداشت به جز شیر هم چیزی نخورد شب هم تبش ۳۸ شد که دو بار شیاف گذاشتم‌ فردا صبح راه می‌رفت ولی پاشو میکشید تب هم داشت هر ۶ ساعت قطره استامینوفن دادم
خلاصه اونقدر سخت نبود مثل بقیه بود فقط بعدش بی اشتها و یکم بداخلاق میشه که طبیعیه میگذره
برای ما که گذشت انشاالله برای شما هم راحت بگذره و نگران نباشید من که اینقدر اینجا تاپیک دیده بودم وحشت داشتم