۱۶ پاسخ

چی شده؟

خدا به بچه هاش صبر بده به خانومش منم بچه بودم بابام فوت شد خیلی سخته خیلیی مامان من که افسرده شده بود تا دوسال هیچی نمیکرد من داداش کوچیکم آواره بودیم همسایه ها گاهی دلشون میسوخت غدا می‌پختن میاوردن برامون یا باداداشم سیب زمینی سرخ میکردیم نمیریم فقط 😭😭😭 مامان من و باباش عاشق هم بودن خیلی مرد خوبی بود خیلییی همیشه آدمای خوب میرن 💔 همسایمون شوهرش بد بود آرزوش بود بمیره ولی الان چندساله تکون ام نخورده

عزیزم وقتی پیامتو خوندم خیلی ناراحت شدم مرگ یهویی خیلی سخته بابای منم وقتی نه سالم بود تصادف کرد وفوت شد خیلی سختی کشیدیم ولی مادرم کم تذاشت برامون خدا رحمتش کنه بازم وصع مالیشون خوبه محتاج کسی نمیشن دیگه چی میشه کرد حکمت خداس

روحش شاد خدا صبر بده

خدا رحمتش کنه😔😔😔خدا به مادر و زنش صبر بده😔😔😔
حالا راننده شاسی بلنده خودشو معرفی کرده یا فرار کرده؟

روحش شاد خدا ب خانوادش صبر بده

خیلی سخته خیلی خدا صبر بده
شوهر خواهر بزرگم تصادف کرد ابحیم یه پسر هشت ساله داشت یکی هم سه ماهه تو شکمش..
باز خواهردیگم باردار بود ۶ماهه خودش تصادف کرد مرد ... کسی ک کشیده می‌دونه چقد سخته من ک دارم روانی میشم بااینکه دوسال گذشته.....

حالا روزای سخت تر واسشون تو راهه😔😔😔خدا صبررر بده فقط
من واسه جفت عمه هام این روزا رو دیدم😔😔امان از دنیای نامرد
روحشون شاد

چی شدههه هدیه

روحش شاد خیلی ناراحت شدم 😔

خدا صبربده روحش شاد 🥲

چش شده کیه ...
خدا رحمتش کنه عزیزم🖤

خدا رحمتشون کنه 🥲

الهی عزیزم😭😭😭😭😭😭😭😭
روحشون شاد باشع 🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤
خدا صبر بده بهتون🖤😭🖤😭🖤😭🖤😭🖤😭🖤

روحش شاد🖤

خدا رحمتش کنه
جوونه چرا مرده

سوال های مرتبط

مامان هیما💕 مامان هیما💕 ۱ سالگی
رفته بودم باغ کتاب هیما رو بردم خانه بازی
همزمان با ما یه پسر بچه اومد ۲ سالش بود تقریبا هم سن هیما
از وقتی اومدم قشنگ نشست یه جا شروع کرد به بازی کردن با اسباب بازی‌ها از جاشم تکون نمی‌خورد مامانشم که یه دور رفت پیشش نشست به مامانش گفت برو می‌گفت نیا پیش من
حالا هیما دائماً دست منو گرفته بود و به من می‌گفت بیا با همدیگه باید بازی کنیم و اصلاً تنهایی بازی نمی‌کرد!
به مامانش گفتم چیکار کردی انقدر راحت با خودش بازی می‌کنه گفت هیچ کار خاصی نکردم ولی از بچگی کلاً خیلی مستقله و خودش بازی می‌کنه به منم میگه دخالت نکن ی می‌گفت من خودم برای اینکه احساس کنه که من پیششم هی میرم پیشش می‌شینم ولی پسرم دائما خودش دوست داره با خودش بازی کنه منم کلی می‌تونم آشپزی‌های رنگی و جالب انجام بدم!!!
یعنی عمیقاً بهش حسودیم شد و اونجا بود که فکر کردم یعنی فقط هیما اینجوریه؟! الان مثلاً نمی‌ذاره من روی مبل بشینم میگه باید روی زمین بشینی کنار من تا من یکم بازی کنم تازه اینکه خیلی خوبه معمولاً همش میگه بغلم کن یا بیا باهام بازی کن🥲
مامان نیلای خانوم مامان نیلای خانوم ۲ سالگی