سفر تنهایی من و رز خارج از کشور با یه پرواز طولانی بود که به توقف تو آنکارا داشتم و هواپیما عوض کردم و مجدد پرواز
تو ۵ ماهگی رز رفتمی پیش خواهرم من و دخترم تنهایی سه هفته بودم بعد همسرم اومد و با هم برگشتیم واقعاااا اولش ترسیدم و اضطراب داشتم اما پام رو تو یه کفش کردم که میخوام امتحان کنم رز رو زدم زیر بغل و رفتم 😋 سخت بود؟ بله خیلی مخصوصا وقتی تو فرودگاه آنکارا دیدم پی پی کرده و کل لباساش کثیف بود و منم دست تنها با کلی وسیله و البته اینکه اصلا تو پرواز همراهی نکرد باهام ولی نتیجه اش چی شد؟ من پا رو ترسم گذاشتم و به خودم فهموندم من یه مادرم و میتونم تنهایی از پس هر سختی بر بیام اینارو میگم که بدونیم قرار نیست چون مادریم با زندگی خداحافظی کنیم باید ب گردیم به جامعه و خودمون رو به چالش بکشیم درسته سخته ولی شدنیه در اون خونه رو باز کنید برید بیرون معاشرت کنید و دوباره به زندگی اجتماعی سلام کنید
بنظرم هرچه بزرگ تر میشن مسافرت باهاشون سخت تره
تو همونی هستی که میخواستم باشم
زیباییی میبینم 😍❤️
چقدر خوب که برگشتی...
من به خاطر کلسیم و آهن یبوست شدییییید دارم و به خاطر حساسیت دخترم نمیتونم هر غذایی بخورم واقعا نمیدونم چیکار کنم...
خانومی چجوری به کار های خونه میرسی ؟؟واقعا کمکی نداری؟؟؟؟🤔🤔
من پنج ماهه که پسرم ب دنیا اومده جایی تنها باهاش نرفتم پسرم بشدت بهانه گیرهست عادت به ننو داره وقتی گشنه اش و یا خوابش بیاد فقط جیغ میکشه من دیگه ذله شدم افسردگی گرفتم چون نه میتونم با این مدلی که داره بیرون برم نه مهونی
سلام عزیزم...ببخشید شما شیر خشک میدین یا نه؟؟
من از خونه مامانم اینا یکمی دور بودم بعد عوض کردن خونه جدید دورتر شدم
تا سه ماهگی شوهرم نمیذاشت پشت فرمون بشینم یه روز دلو زدم ب دریا و کریر رو نصب کردم و بچه رو زدم زیر بغل
ولی الان دوماهه بخاطر جابه جایی خونه و خرید و فروش همه اش بند شدم تو چهار دیواری
حس میکنم بچه ام از بس منو میبینه خسته شده ازم😣
سعی میکنم برم بیرون ولی باز شوهرم استرس میده بهم با بچه کوچیک سخته پشت فرمون و اینا….
میگم کالسکه بردارم باز یه ترسی میندازه بهم
من چون بارداری سخت و زایمان بشدت سختتری داشتم بی نهایت ترسو شدم🥲
میدونم اون ادمی نیستم که از -۸ سالگی رو پای خودش بود و استقلال داشت و چقدر دلم برای خود شجاعم تنگ شده….
خیلی قشنگ نوشتی عزیزم
لذت می برم از تاپیک هایی که شیر میکنی
کاش صفحت نوتیفیکیشن داشت روشنش میکردم ، از وقتی که دوباره اومدی به عشق صفحت گهواره رو باز میکنم ❤️
با صفحه تو و تاپیکایی که میزاری حواسم بیشتر از قبل به خودم هست ومن بابت این موضوع به شدددددددددددت خوشحالم 🥰😍
راستش من می رم می تونم اما خوش نمیگذره اینم بگم همسرم خیلی همراه نیست نمی دونم نمی خواد یا نمی تونه چون نارسایی قلبی بود الان خوب شده ولی سفر رفتن با دوتا بچه سه ساله و ۶ ماهه دست تنها یکم خیلی سخته البته بگما هیچ وقت آدمهای غریبه رو دست کم نگیرید همیشه یکی هست کمک ولی…
امیدوارم منم بتونم پا روی ترسم بذارم و یه روزی بیام بگم من به همراه پسرام رفتیم فلان جا یا فلان کار رو انجام دادیم …. متاسفانه بیش از اندازه محافظه کار شدم !
اره منم یک مامان اولی بودم اولین سفر پسرم ۳ ماهه بود و دست تنها رفتم ولی سختیهای خودشو داشت ولی الان میبینم خوش گدشته و چ خوب که رفتم و پسرمم با محیط بیرون آشنا شده جایی میریم اذیتم نمیکنه
دختر من تا شهر دیگەای رفتم اونقدر حالش بد شد دیگە میترسم جایی برم🥲
چقدر قشنگ مینویسی 💕
جقد خوب که با دختری سفر رفتی😃
انشالله همیشه لبت خندون باشه گلم
شیر شب رو تونستی قطع کنی عزیزم؟
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.