اگه میتونی حتما با همسرت صحبت کن و از احساست براش بگو و اینکه چقدر بهش نیاز داری....(البته از این در که چقدر رابطه تون براتون مهمه و چقدر دلتون میخواد به هم نزدیک بمونید و این روزها به خاطر حالتون احساس تنهایی میکنید و... نه از این در که محکومش کنید چرا بهم توجه نمیکنی و حواست به بچه ست...)
خیلی این احساس طبیعیه عزیزم
یکی دوماه اول تا هرکدوم خودتون و نقش جدیدتون رو پیداکنید و بتونید در عین حال نقش همسری تون هم حفظ کنید زمان میبره و تا دوباره روابط جنسی هم برگرده و صمیمیت تون پررنگ بشه طول میکشه.
پیشنهادم اینه حتما باهم حرف بزنید و سعی کنید محبت های قبلی رو داشته باشید. بعدش که یکم بهتر شدید و از آب و گل در اومدید، بهترین کار اینه که زمان های دو نفره ایجاد کنید. شده ۱ ساعت هم بچه رو بذارید پیش کسی اینکارو بکنید و برید یه قدمی بزنید یه چیزی باهم بخورید و وقت بگذرونید. فقط به این فکر کنید اوایلش طبیعیه و دنیا به آخر نرسیده...
اگر هم خیلی حالتون بده نسبت به این موضوع از یه مشاور حرفه ای کمک بگیرید.
به حرف بقیه هم گوش ندید...خیلی ها هیچ تلاشی برای حفظ رابطه شون نکردن و نشستن تا فاصله ایجاد بشه اونا راهنمای خوبی نیستن و ناامیدتون نکنن...
عزیزم بنظرم همه این حرفارو ب خودش بزن . گاهی وقتا ب اقایون باید مشکلت رو بگی تا متوجه بشن اونا مثل خانوما قدرت تحلیل ندارن . نکته سنج و ریز بین نیستن. کلی نگرن. و اینکه ما ۹ ماه تو بدنمون بچه وجود داره اونا حسش نمیکنن. تازه وقتی بدنیا میاد احساس پدر بودن دارن و چند ماه اول خیلی هیجان زده ان. و ممکنه واکنش هاشون خیلی بیشتر از ما باشه نسبت ب بچه
بهش بگو عزیزم
من قبل دنیا اومدن دخترم میگفتم بعداینکه دخترتو دیدی منو فراموش نکنی من غصه میخورم ناراحت میشم فک میکنم دیگه دوسم نداری
چ بخوای چ نخوای ناخودآگاه این احساس میاد سراغ آدم
من گفتم و الان خیلی رعایت میکنه مثلا از سرکار میاد دخترمونو بغل میگیرع میگه من عاشق تو و مامانما دلم براتون یذره شده بود
حتی اگه بغلمم نکنه با شنیدن حرفش دلم گرم میشه
ذات زن اینه ک بشنوه و ذات مرد اینه ک ببینه
بگو عزیزم ب زبون بیار نریز تو خودت هزارجور فکر میاد سراغت
شوهرمن زمانی که حامله بودم وقتی بچه تکون میخوردمیگفتم دستتوبزارروشکمم
میگفت میترسم یه جوری میشم تونمیترسی یه چیزی توشکمت تکون میخوره🤣الان که دخترم به دنیااومده همش بغلش میکنه بوسش میکنه باهاش حرف میزنه حتی اسمشم خودش تنهایی انتخاب کردشبامن خوابم اون بابچه بیداره تابچه یه نق میزنه تابشنوه بغلش میکنه
من خودم از زمان حاملگی خیلی به شوهرم وابسته تر شدم الان شب ها همش با بچه حرف میزنه یا دستش رو شکممه یه حالی میشم میگم نکنه بچه دنیا بیاد من از یادش. برم واقعا درک میکنم شما رو یه کوچولو سخته
خخخخخخ چون پروشدیم
من خیلی ب شوهرم وابسته بودم ولی اون مثل من نبود الانم خودم دارم بیخیالش میشم چون برام دردناکه
🤣🤣
حسود نباش خب اون بچه هم نیاز ب محبت داره
سلام عزیزم. وقتی پیامتو خوندم احساس کردم حرف دل منو میزنی منم یک و نیم سال پیش زایمان کردم و الان دوباره باردارم چه بخای چ نخای بچه فاصله میندازه تقصیر بچه نیس تقصیر شوهراس
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.