۱۰ پاسخ

یه بار محکم‌ داد بزن سرش جلو پدر شوهرت بگو مگه نگفتم این کارو نکن دخترمو عصبی کردی شبا خواب میبینه اگه میخوای اینجوری کنی نیا
گور بابای اینجور آدمایی که بخواب باهاشون رفت و آمد کنی یا نگران باشی ناراحت نشن

به بچت یاد بده اومد باهاش بازی نکنه
اسباب بازی هاش قایم کن نده دستش
پدر شوهرتم هر وقت خواست بیاد دیدی با اون اومده بهونه بیار بگو خونه نیستیم

به شوهرت بگو بهشون تذکر بده

ببین پاشو ببر که دیگه پدرشوهرت هم خواست بیارتش خوده بچه نیاد هر کار کنی پشت سرت حرف میزنن پس کار خودتو کن به یه ورتم نگیر که چی میشه و چی میگن مهم اینه خودت و بچت شاد باشی

به خجالت فکر نکن به بچت و آرامشتو فکر کن اینبار یه رفتاری با اون بچه کن که دیگه نیارتش بگو بچه ی بی ادب بگو دختر من کوچولو هستش کی این چیزای بد و بهت یاد داده بگو دیگه نیا اینجا

پسر من نسبت به پسر خواهرشوهرم اینطور علاقه داره مادرشوهرمم مسلما بچه دخترشو بیشتر دوست داره انقدر اذیتش میکنن به زور بهش یاد دادن بگه دادش حالا که یاد گرفته میگه من پسرعمتم داداشت نیستم اون پسر منو میزنه میگن اشکال نداره بازیه ولی پسرمن میزنتش دستشو محکم میکشن میگن نزن با این که بچه ی اون ۹ سالشه بچه ی من ۳ سال و نیم ازشون متنفر هر بلایی سر زندگی ما اومد اونا زیر آتیشش رو روشن کردن الهی خیر بچه هاشو نبینه

هر وقت اومد پشت در صدا آهنگ و زیاد کن گوشیتم زنگ زدن بگو نشنیدم اه اه

بگو اگر قراره اذیت کنی دیگ خونمون نیا دست به اسباب بازیاش نزن
تیر خلاص بزن بشه

تمرکز خیلی جدی بده ب پسر جاریت بگو بچشت نباید اذیتش کنی بگو شبا خواب بد میبینه اگه اذیبتش کنی اخم کن بهش

ول کن بابا

سوال های مرتبط