۵ پاسخ

خدا برات حفظش کنه مامان قشنگ🤰🏻🐳🩵🤱🏻🥹✨️

سلام عزیزم وقتتون بخیر
بنده تو کار بافت انواع عروسک،جغجغه،بندپستونک هستم
❌️ قیمتامم مناسبه
👍تو هر مدل و‌رنگبندی مدنظرتون باشه میبافم‌براتون
عروسکام ۳۵۰ الی ۳۷۰ت
جغجغه ۱۹۰ الی ۲۰۰ ت
بندپستونک‌۱۸۵ الی ۲۱۰ ت
💐نمونه بیشتر پی وی در خدمتم
جهت ثبت سفارش آیدی روبیکا و شماره تماس داده میشه خدمتتون

من داشتم این پیام تورو میخوندم دختر من تکون می‌خورد تو شکمم اونم خوشش اومد احساساتی شد فکنم 🥹🥲

خدا حفظش کنه برات 🥹✨

ای جونم چقدر حس خوب گرفتم
خدا حفظ کنه کوچولوتو🥹❤️

سوال های مرتبط

مامان پِسمَلی🪼🦭 مامان پِسمَلی🪼🦭 هفته بیست‌وچهارم بارداری
و سلام به ماه ششم بارداری...6️⃣🤰🏻
آخ آخ آخ از دیشب ساعت ۱۲ که دیدم رفتیم تو ۶ ماهگی اصلا یه حال عجیبیم....🥹🍓
هنوز باورم نمیشه که جدی جدی باردار شدم و این همه چالش و پشت سر گذاشتم...😍💙

تو این ۶ ماه اشک ریختم...گریه کردم....اولش که فهمیدم باردارم شوک شدم....تا چند وقت اصلاً نمیتونستم کنار بیام...🙄🦭
ولی همون میترا...همون دختر پریشون و سردرگم رسید به ۶ ماهگی و خیلی خوشحال....
خوشحال بخاطر وجود این مرد کوچولو تو وجودش🪽🩵


پسرر مامان...👼🏻
من از این که تو سهم من از این دنیا شدی خیلی خوشحالم جانکم...🩵🥹
پسرمم...از هیچی نترس...همیشه پشت سرتم،همیشه مراقبتم،من میشکنم تا تو بال بگیری...من میمونم تا تو بری،جان مادر همیشه این و بدون تو هر شرایطی هر اتفاقی بیفته من پشتمم..من از مامانم یاد گرفتم رفیق بودن و همدم بودن و ..هیچ وقت نترس مامان...چون من همیشه تو هر شرایطی اول رفیقتم بعد مادر...🩵🤱🏻

مرد کوچولوی من...مرسی که تا اینجا پا به پام انقد قوی اومدی و نور شدی تو تمام سیاهی های مامان 🐻🌻✨️


مرد ۱۹۰ گرمی من(آخه تو اخرین سونو انقدری بودی مامان جان👻)
گامبالو ریزه میزه من...من برای تو میمیرممممماااا که وقتی باهات حرف میزنم و از همه چی تعریف میکنم اونجوری مثل یه ماهی خودتو میزنی به شکمم و من و دیونه میکنی...🪽🦭💙

مامانننننن فقط منتظرم که بغلت بگیرم..با تمام چالشایی که میدونم پیش رومه و از این بیشتر میخواد بشکنتم...ولی منتظر اون روزیم که حرف بزنی و صدام کنی بهم بگی مامان و منم مثل رورایی که از مامانم میشنیدم...جانا مامان...بهت با تمام وجودم بگم جانا مامان ...چی میخواد نفسم 🥹🍓
پسرم مامان خیلی دوستت داره...خیلی خیلی برای دیدنت لحظه شماری داره 💙👼🏻🩵
۲۹/دی/۱۴۰۵🦫🐾🍓
مامان پسته پسر مامان پسته پسر ۲ ماهگی
از روی عادت قبل خواب گهواره رو باز کردم...
اولین چیزی که به چشمم خورد عوض شدن صفحه و تغییر حالتش بود‌...
برام نوشت که به نیمه راه رسیدیم!
خدای من
یعنی من و پسرم تونستیم نصف راهو بیایم،با اینکه تا به هم همو ندیدیم ولی از همه کس بهم نزدیکتریم
با اینکه تا یه حال صورت خوشگلشو ندیدم ولی ۵ماهه هدفمون هر دو یه چیزه
پا گذاشتنش به این دنیا
میفهمم که با اون تن کوچولوش چقدر داره برای زندگی تلاش میکنه
با خودم میگم
یعنی اونم دوس داره منو ببینه؟اونم مثل من به این فکر میکنه که صورت مامانش چه شکلی؟یعنی اونم مثل من دوسم داره؟
حتی از فکر کردن بهش هم قند تو دلم اب میشه
ناخوداگاه دستمو میزارم روی شکمم و نازش میدم،پسر کوچولوی من
هیچ وقت هیچ کس رو اندازه بابات دوس نداشتم ولی الان وقتی حس میکنم یه ورژن کوچولو ازش تو دلم داره وول میخوره و واسه زندگیش تلاش میکنه حس میکنم چقد خوشبختم
دلیل خوشبختیم بی مشکل بودن و اسون بودن شرایط زندگیم نیست
دلیلش فقط و فقط تویی ...که اومدی تا من مادر شم
صفتی که تا به حال هیشکی بهم نداده بود.
مادر