۱۳ پاسخ

من انقدر کم بنیه شدم ک حوصله حرف زدنم ندارم چ برسه داد بزنم

به سختیییی

بعضی وقتا واقعا نمیشه داد نزد
یدونه ظرف شستن چیه با گریه می‌شورم
آخه بخوابه هم نمی‌تونم هیچ کاری کنم چون با صدا بلند میشه
هی میچسبه به پاهام از ته دلش یه جوری گریه می‌کنه بیا ببین
با اینکه هزار تا اسباب بازی جلوش میریزم بازی کنه به کارام برسم ولی مگه محل میده بهشون اصلااااا فققط میچسبه ب منم که بغلم کن
خودمم تنهام شوهرم خونه نیست

من آواز میخونم و یا خودمو سرگرم میکنم اصولاااا

سخته منم گاهی یهو با غضب نگاش میکنم یا یه کوچولو داد کوتاه میزنم

بایداون لحظه عصبانیت روی خودت متمرکز بشی وبه خودت فکرکنی نه به حرفای طرف مقابل نه به جومحیط
تمرین کن وباخودت بگو صبرکن ،تحمل کن،میتونی

قبلا عصبی میشدم میدیم بچه از صدای بلند می‌ترسه دیگه همون موقع گذاشتم کنار الان دندونامو میسابم بهم میگم لعنت بر شیطان بعدش بهش لبخند میزنم اسمشو صدا میکنم آروم میشه بعد یکمم بازی میکنم یادش میره

الان من‌همینم
خون خونم رو میخوره
اما تلاش می‌کنم جلوه ندم

من نمیتونم کنترل کنم دیگ روانی میشم

بعضی وقتا نمیتونم کنترل کنم

کنترل نمیکنیم

فدات من امروزشوهرم ابزارزیرخونه گذاشته بودپسرم انبردست برداشت حواسم نبودزدبه سرم کنترلم ازدست دادم میخاستم بزنمش یکهوجلوم گرفتم گفتم من بعدازدوسال نذرخدابهم داده ..کنترل کن سعی کن من دوتاپسردارم پسراولیم فوق العاده بدهست وفضول کلاس اوله بعضی اوقات همش دادمیزنم

مشکل منم هست

سوال های مرتبط