دارم بدترین روزای عمرمو میگذرونم فردای اون شبی که استخون پرید تو گلوی دخترم،داشتم بهش نون میدادم یه تیکه شو خورد یهو افتاد به سرفه کردن انقد سرفه زد یهو دیدم کبود شد سریع پشتشو زدم هرکاری کردم نفسش نیومد با بچه هام تنها بودم تو خونه دوییدم رفتم تو راه پله هرچی همسایه هامو صدا زدم کسی نبود به دادم برسه دوییدم که برم بیرون وسط راه مله نفسش دخترم بالا اومد .الهی که میمیردمو این صحنه هارو نمیدیدم بردیمش دکتر ازش عکس گرفتن یه دکتر گفت چیزی تو گلوشه ولی ۳تا دکتر دیگه گفتن نه نیس و براش چرک خشک کن و شربت سرفه نوشتن گفتن تا۱۳ام اگه خوب نشد بایدد ببربم از ریه هاش عکس و اندوسکوپی کنن.ویروس هم گرفته اب شد بچم.توروخدا براش دعا کنید.من با هربار سرفه اش میمیرمو زنده میشم همش میگم نکنه الان کبود بشه از اون روز اومدم خونه مامانم .قلبم داره در میاد از جاش ای خدااا به دادم برسه😭😭😭
اون ۲تا بچه ی دیگمم ویروسو گرفتن خیلی سخته خیلی

۱۷ پاسخ

فقط پیش تل گیر ببر

عزیزم اگه ناراحت نمیشی بگم بهت یه سر بچه رو پیش تل گیر ببر. قبل اینکه دکتر دیگه ببری حتمن اینو انجام بده بعد ببر دکتر. دکترا به این چیزا اعتقاد ندارن ولی واقعیه الکی پولتو خرج دکتر نکن وقتی چیزای قدیمی ثابت شده ست داداش من همیشه خدا سر استخون تو گلوش بود ته خیار حتی پسته که نمیتونست خیلی بجوه تو گلوش گیر میکرد. اگه اشتهاش کم شده آبریزش بینی داره دماغشو هی میخارونه یا سرشو به زمین میماله یا سرش داغه حتمن تل شده. اگه تو تهرانی شهرستان پیشوا جلیل اباد یکی هست خیلی کارش عالیه ما هم داداشمو هم ابجیمو می‌بریم پیشش. اصلا زمان نمیبره زیر ۱۰ ثانیه تمومه. بچه زیر دستش بیفته اصلا نمیزاره به گریه بیفته چنان سریع کارشو انجام میده تو یه لحظه تموم میشه خیالت راحت باشه. ولی سعی کن بهش غذاهای نرم بدی فعلا. کمک خواستی بگو بهم. نگران خودت و بچت شدم

بلا ب دور

ببر دکتر عکس بندازن
اگه چیزی نبود ببر تلگیر خیلی خوبه نوه خاله مامانم تب طولانی داشت از اشتها افتاده بود دکترا تشخیص نمیدان بردن تلگیر صبح روز بعد گفته گشنمه غذا بدین شبشم تبش افتاد

شماره یا عالم بزرگ بهت بدم براش سرکتاب بگیری

عزیزم درخواستم قبول کن

حمد میخونم براش
وای فوبیای منم اینه
الهی شکر که خطر رفع شده
نگران نباش عزیزم میگذره این روزها

اگر هم تو ریه باشه با یک خواب آور کوچک از بینی درمیارن انقدر نترس

چشم و نظرها!
صدقه براش بزار کنار
نذر کن به نیت حضرت علی اصغر یه چیزی بدی بیرون ،انشاءالله که هر چه زودتر خوب میشه.

پیش تل گیر هم ببر .شاید هنوز تو گلوش مونده .یه آدم درست پیدا کن حتما ببر .ضرری نداره

این حالتو من تجربه کردم وقتی آیه هنوز ۱۰ روزش بود. خونه مادر شوهرم بودم، اونا رفتن یه سر خونه خواهر شوهرم ،من و آیه تنها موندیم ، بهش شیر دادم یه دفعه گره خورد تو گلوش، هرچی زدم بین کتفاش، تو صورتش فوت ملایم کردم، بینیشو گرفتم ،این بچه فقط خر‌خر میکرد و رنگش به کبودی می‌رفت. منم تازه زایمان کرده بودم اولین بچه‌ام بود ، بلند شدم برم تو کوچه داد و فریاد کنم یکی به دادم برسه همین رسیدم تو حیاط آیه نفسش برگشت و همون لحظه مادرشوهرمینا رسیدن. فقط بچه رو دادم دستش و خودم ولو شدم کف زمین گفتم چی شده و به حال غش رفتم .

واقعا خیلی ترسناکه اون لحظات ، بخصوص صدایی که از گلوشون در میاد آدم واقعا دستپاچه میشه.

الهی خدا همه بچه‌های دنیا رو سلامت نگه داره برای پدر مادرشون .

عزیزم منم همیشع تایپیکاتو میخونم و برات دعا میکنم تنها نیستی عزیزم

ببرش قاروق گیر تو بگو در بیاره را رد کنه

وای تاپیکا این چند روزتو خوندم اشکم در اومد 😭😭خداروشکر بخیر گذشت

غذاهای آبکی و‌نرم بهش بده فعلا

عزیزم چله زیارت عاشورا بردار یا چله سوره یاسین خوب میشه اگرم نذر حاج اقا سوزنی کنی که اونم خیلی خوبه من همیشه حاجت گرفتم انشالله که خدب میشه درکت میکنم هیچی برا یک مادر سختر از حال بد فرزنداش نیست الهی ارامش و سلامتی و شادی برگرده به خانوادتون عزیزم

انشاءالله ک خوب میشه هیچ مشکلیم پیش نیاد خدا هیچ مادریو با بچش امتحان نکنه

سوال های مرتبط

مامان فسقلی ها مامان فسقلی ها ۳ سالگی
خانما توروخدا اصلا به بچه هاتون استخون گوشت یا مرغ ندین دستشون که بخورت حتما گوشتشو جدا کنین بهشون بدین.منو شوهرم امشب مردیمو زنده شدیم،شام قرمه گذتشته بودم توش گوشت دنده گوسفند بود بعد شام که داشتم ظرف میشستم یکدفعه شوهرم داد زد مهدیه بیا نیلا گلوش چیزی گیر کرده تا من برم مادرشوهرم برداشتش اورد داد بهم وقتی گرفتمش صورتش سیاهه سیاه بود چشماش بسته بود و کامل بیحال بود😭😭
فقط داد زدم مامان رفت بچه رفت مادرشوهرم گرفت داد به شوهرم انقد پشتشو زدن با پدرشوهرم تا همراه آب دهنش استخون اومد بیرون و نفسش برگشت ما همینجور داد میزدیم یا امام حسین بچم😭
الان که دارم مینویسمم حالم داره بد میشه همینجور میلرزیدیم.شوهرم بردش تو راه مله یخورده نفس بکشه رفتم دَرو باز کردم دیدم چشمای شوهرم پر اشک دخترمو بغل کرده😭
همش میگم خدایا شورت که دخترم چیزیش نشد.من اصلا استخون نمیدم دست بچه هام اینم نمیدونم دخترم چجوری برداشت داشت میخورد.الهی بمیرم براش انقد که مشتشو زده بودیم خودشم ترسیده بود گریه میکرد