خانما توروخدا اصلا به بچه هاتون استخون گوشت یا مرغ ندین دستشون که بخورت حتما گوشتشو جدا کنین بهشون بدین.منو شوهرم امشب مردیمو زنده شدیم،شام قرمه گذتشته بودم توش گوشت دنده گوسفند بود بعد شام که داشتم ظرف میشستم یکدفعه شوهرم داد زد مهدیه بیا نیلا گلوش چیزی گیر کرده تا من برم مادرشوهرم برداشتش اورد داد بهم وقتی گرفتمش صورتش سیاهه سیاه بود چشماش بسته بود و کامل بیحال بود😭😭
فقط داد زدم مامان رفت بچه رفت مادرشوهرم گرفت داد به شوهرم انقد پشتشو زدن با پدرشوهرم تا همراه آب دهنش استخون اومد بیرون و نفسش برگشت ما همینجور داد میزدیم یا امام حسین بچم😭
الان که دارم مینویسمم حالم داره بد میشه همینجور میلرزیدیم.شوهرم بردش تو راه مله یخورده نفس بکشه رفتم دَرو باز کردم دیدم چشمای شوهرم پر اشک دخترمو بغل کرده😭
همش میگم خدایا شورت که دخترم چیزیش نشد.من اصلا استخون نمیدم دست بچه هام اینم نمیدونم دخترم چجوری برداشت داشت میخورد.الهی بمیرم براش انقد که مشتشو زده بودیم خودشم ترسیده بود گریه میکرد

تصویر
۱۸ پاسخ

اخ الهی بگردم گریم گرفت😭😭

من همچین اتفاقی با ابنبات افتاد برام ، کوچیکم نبودم خیلی ۵ سالم بود. ولی خفه شدم قشنگ ، چند ثانیه دیرتر دراومده بود مرده بودم ، همون لحظه ام مامان و بابام ب معنای واقعی داشتن میمردن ، خیلی بد بود خیلی ، الان فوبیا دارم نسبت به خوردن آب نبات و چیزای سفت ، تا میخورم اول با دندونم شکلات رو خورد میکنم تا کوچیک بشه و اژ گلوم رد شه ، به هیچ عنوانم به دخترم ندادم تا الان و به هیچکس اجازه نمیدم بده دستش ،چندبار مادرشوهرم یواشکی داد بهش حیثیت نزاشتم براش🥴

دقیقا دو شب پیش این اتفاق برا دختر منم افتاد منتهی ما ماکارونی رشته ای داشتیم 😭😭😭دخترم ی لحظه دور از جونش حس کردم خفه شد تمام کبود کبود و بیحال افتاد
ن تونست درش بیاره ن قورتش بده
خودم از هول دست کردم تو حلقش درش اوردم
شوهرم اینقد گریه کرد ک نگو
خدا برا هبچکسسس نخاد
تو تاپیکامم هست ک مسخصه اون شب چقدررر حالم بد شده

الهی شکر که بخیر گذشت، الهی که همیشه سلامت باشه و لبخند شو ببینی
فقط یه تلنگر بوده

الهییییی🥺🥺🥺🥺خدا رحمش کرد براش صدقه بده خیلی مواظب باش عزیزم

خدا رو شکر که بخیر گذشته، اینجور مواقع باید بچه رو سر و ته کرد و با دوتا دست پایین قفسه سینه رو به سمت بالا فشار داد

حتما حتما یه صدقه براش رد کن

واای الهی بگردم من با خوندنشم اعصابم خورد شد اشکم در اومد
اسپند براش دود گن تخم مرغ بشکن
بلا ب دور 😢😢

فردا یه فقیری چیزی پیدا کن یه غذایی پولی چیزی بهش بده

من هیچ وقت با گوشت استخون دار غذا درست نمیکنم .من که بزرگم تو گلوم گیر میکنه چه برسه به بچه قلم هم میپزم ابش رو از صافی رد میکنم .دیگه هیچ وقت گوشت استخون دار نخر

خداروشکر

خداروشکر به خیر گذشته💜
صدقه بده

خداروشکر
سجده شکر بجابیار

واسه دختر منم همچین اتفاقی افتاد دخترتون چند ماهشه؟

وای عزیزم خداروشکر بخیر گذشته. رو زبونتون یکم نمک بزنین

الهی شکرکه بخیرگذشت خدابرات حفظش کنه 🥺🥺🥺

آخ خدا .چقدر بد .خداروشکر که بیرون اومد حالش خوب شد .من هنوزم تو این سن چیزای سفت نمیدم از ترسم.

الهی بگردم خدارو شکر که بخیر گذشت نمک بزار رو زبونتآب قند بخور حالت جا بیاد

سوال های مرتبط

مامان فسقلی ها مامان فسقلی ها ۳ سالگی
مامان دلنیا💞 مامان دلنیا💞 ۳ سالگی
مامانا تجربه اولین مهد دخترم
امروز صبح رفتم دخترمو اسم بنویسم برا مهدکودک
مربی خودشون نبود مربی کلاس بچه های پنج شش ساله بود که. بهم گفت فردا ساعت هشتو نیم صبح صف دارن بچه ها
صف صبحگاه
گفتم من دیرتر میارم و برا نه و نیم ده صبح میارم دخترم رو
گفت مشکلی نداره
خوراکی باید بزاری براش برا فردا
تا اولین جلسه بیاری تا مربی باهات حرف بزنه و بگه چی نیاز هست
این از این
اونجا یه دختر بچه شش ساله از کلاس بقلی بود خیلی بی ادب بود طوری که من خیلی حرصم گرفته بود هی دخترمو اذیت میکرد نمیزاشت تکون بخوره هی داد میزد نکن نیا برو دست نزن تو اینو نداری اونو نداری من حرفی نزدم گفتم بچس دخترم ناراحت اومد پیشم گفتم مامان توجه نکن و ناراحت نشو اونم حوچولوعه کم کم باهات مهربون میشه!
یهو ،مامانش دیدم جلوی خودم اینقدر بد بابچه حرف زد که من موندممممم🙄🙄🙄🙄🙄🙄
به بچه داد زد و جررررر داد بچه بیچاره رو بعدم بچه هی حرفا زشت زد به مامانش
دو دل شدم که بچمو ببرم مهد اصلا یا تازه میره بی ادبی یاد میگیره از ابن بچه اون شش ساله و کلاس بقلیه
بچه من سه سال و دوماهشه و کلاس کوچکتر هاس
چه کنم؟؟؟
مامان فندق کوچولو مامان فندق کوچولو ۳ سالگی