مامانا تجربه اولین مهد دخترم
امروز صبح رفتم دخترمو اسم بنویسم برا مهدکودک
مربی خودشون نبود مربی کلاس بچه های پنج شش ساله بود که. بهم گفت فردا ساعت هشتو نیم صبح صف دارن بچه ها
صف صبحگاه
گفتم من دیرتر میارم و برا نه و نیم ده صبح میارم دخترم رو
گفت مشکلی نداره
خوراکی باید بزاری براش برا فردا
تا اولین جلسه بیاری تا مربی باهات حرف بزنه و بگه چی نیاز هست
این از این
اونجا یه دختر بچه شش ساله از کلاس بقلی بود خیلی بی ادب بود طوری که من خیلی حرصم گرفته بود هی دخترمو اذیت میکرد نمیزاشت تکون بخوره هی داد میزد نکن نیا برو دست نزن تو اینو نداری اونو نداری من حرفی نزدم گفتم بچس دخترم ناراحت اومد پیشم گفتم مامان توجه نکن و ناراحت نشو اونم حوچولوعه کم کم باهات مهربون میشه!
یهو ،مامانش دیدم جلوی خودم اینقدر بد بابچه حرف زد که من موندممممم🙄🙄🙄🙄🙄🙄
به بچه داد زد و جررررر داد بچه بیچاره رو بعدم بچه هی حرفا زشت زد به مامانش
دو دل شدم که بچمو ببرم مهد اصلا یا تازه میره بی ادبی یاد میگیره از ابن بچه اون شش ساله و کلاس بقلیه
بچه من سه سال و دوماهشه و کلاس کوچکتر هاس
چه کنم؟؟؟

۱۱ پاسخ

دقیقا منم ی روز بردمش مهد
از این رفتار ها دیدم منصرف شدم
اما همش دخترم میگ منو ببر
مهد چرا دیگ نمیبری
موندم از بهار وقتی هوا بهتر شد ببرمش دوباره
گفتم شاید اون موقع پیش دبستانی هام نیان

به نظرم یک مهد دیگه پیدا کن ک فقط هم سن سالای خودش باشن

ببین اینطور که من تحقیق کردم یه سری خوبی ها داره یه سری بدی ها این موردم که شما میگی ممکنه واقعا چون بالاخره چند ساعت در روز رو اونجا هستش.حالا سبک سنگین کن بیین مزایاش واسه شما بیشتره یا معایبش

الان ببری مریض میشه چون مادرهای شاغل بچه هاشون مریض هم باشن میارن

فعلا کوچلو هست نبربزار توخونه کیفشو بکنه یه کمی پخته ترشه عجله نکن اونقد میره تواجتماع همه چیزویاد میگیره

عزیزم سعی کن مهدی ببریش ک محیطش کوچیکتر باشه و تعداد بچه ها کم باشه
و مهد پیش دبستانی باهم نباشن.

در مورد اینکه حرف بد یاد میگیره هم باید بگم دیر یا زود بچه ها وارد اجتماع میشن
و چه بخوایم چه نخوایم یاد خواهند گرفت باید بلد باشیم و مدیریت کنیم.

هر روز مریض میشه نبر

مگه تفکیک سنی نداره مهد

سلام عزيزم منم اصفهانم
شما كدوم مهد هارو تحقيق كردين و رفتين؟
من فيلك تويه ابادانا رفتم خيلي عالي بود اما گرون

عزیزم. اصلا به این فکر نکن که بچم میره مهد بی ادب میشه. جامعه همینجوره به هررر حال رو شخصیتش تاثیر میزاره.سعی کن به عنوان مادر حمایتش کنی و بهش بگی هرکی بهش حرفی زد یا کاری کرد بیاد بهت بگه

اشتباه گفتم اون دختر بچه فک کنم پنج سال و نیم بود

سوال های مرتبط

مامان سام مامان سام ۳ سالگی
مامانا من پسرم مهد نوشتم تو فرهنگسرا نیم دولتی حساب میشه و نیم وقته . پسر من تا حالا بدون من جایی نمونده تا به این سن الان تو مهدش میگه توهم بیا تو من میرم تو کلاس خیلی راحت با بچه ها ارتباط میگیره خیلی راحت میشینه حرف مربیش گوش میده . همزمان یه بچه دیگه ای هم هست به نام نیکان این بچه همش در حال ریخت و پاش و بچه ها رو بزنه اصلا نمیشینه کار انجام بده . یه بار هم یه بچه رو زده بود مادرش اومد گفت بچه ات یه دکتر نشون بده یه جوری داد و فریاد و شوهرش از سرکار کشوند مهد که چرا این خانم این حرف زده . مادر اونم میارن تو کلاس ولی باز حریف پسر نمیشه . الان دیروز مدیر اومد سرکلاس گفت اینطوری نمیشه مادرا نباید اینقدر بیان اگر نمیتونن کوچولوهاشون خرداد ماه اسم نمینویسیم . من با مربیش صحبت کردم گفت سام مشکلش جدایی وگرنه اوکیه نیکان عدم تمرکز داره اون نمیتونیم بنویسیم حالا مادر شروع کرده هرجا میره و میاد میگه سام و نیکان همش بچه من با خودش جمع میبنده که ما هم ننویسن یا اگر مینویسن باهم باشه .حالا من موندم چه واکنشی نشون بدم اگر تند برخورد کنم جرم میده میترسمم به بچه اش یاد بده سام بزنه برخورد نکنم خب ما هم داره با طناب خودش میکشه ته چاه . چیکار کنم؟ .