۳ پاسخ

اره عزیزم در این موارد باید تذکر بدی ولی از روش درست
با صدای آروم و مهربون
بهش بگو اگه نمی‌خوای بازی کنی برو پایین

اگه دیدی از رو نمیره خانوادشو صدا کن
بچت باید یاد بگیره پرخاش کار درستی نیست
و این که اول خودش حرف بزنه اگه نشد حتما بزرگتر ها رو در جریان بزاره تا این که خودش شروع کنه به دعوا و پرخاش
شاید طرف مقابل نفهم باشه یهو بچه رو حل بده یا بزنه
به نظرم بعد هر اتفاق باهاش حرف بزن

بوده. من وقتی حس میکنم بچه ای میخواد اذیت کنه اول میرم نزدیک خودمو نشون میدم و مستقیم بهش نگاه میکنم که بفهمه من مامان این بچم.معمولا حواسشونو جمع میکنن وقتی میبینن پدرمادر بچه نزدیکه دیگه اذیت نمیکنن

آره بابا مداخله کن من بودم جرشون میدادم

سوال های مرتبط

مامان سامی مامان سامی ۴ سالگی
من یه مشکل خیلی بزرگ با پسرم دارم به نظرتون چیکار کنم،پسر من کلا لجباز و شیطون هست اما تو خونه قابل کنترله و اینطور نیس که بگم کار خطرناک میکنه،اما وقتی میریم خونه مادرشوهرم بچه های خواهر شوهرم هم هستن یکیشون ۷ سالشه اون دوتا دیگه کوچیکترن و آروم تر هر چی میگم با کوچیکا بازی کن اصلا سمت اونا نمیره فقط دنبال بزرگه میره بزرگه هم اذیتش میکنه گاهی،پسر منم بلد نیس بازی کنه درست فقط بدو بدو میکنه بلند میخنده،پسر خواهر شوهرمم وقتی دلش بخواد به بچه من میگه بیا بازی وقتی که پسر من سمتش بره داد میزنه که سامیار نیاد پیش من،خب من هزار بار بع پسزم گفتم نرو پیشش ولی بازم میره و شلوغ بازی میکنه هر چند پسر خواهر شوهرمم شلوغه اما پسر من نفهم تره مثلا اصلا سرسفره نمیشینه تو مهمونی هی میچرخه دور سفره میره سمت بجه ها واقعا معذبم دیگه نمیدونم چیکارش کنم،خانه کودک میبرم تو کوچه میبرم با بچه ها بازی کنه اما بازم وقتی پسر خواهر شوهرمو میبینه هیجان زده میشه اصلا دوس ندارم سمت اون بره چون اونم داد میزنه همه چیو تقصیر این میندازه
مامان دلنیا💞 مامان دلنیا💞 ۳ سالگی
مامانا تجربه اولین مهد دخترم
امروز صبح رفتم دخترمو اسم بنویسم برا مهدکودک
مربی خودشون نبود مربی کلاس بچه های پنج شش ساله بود که. بهم گفت فردا ساعت هشتو نیم صبح صف دارن بچه ها
صف صبحگاه
گفتم من دیرتر میارم و برا نه و نیم ده صبح میارم دخترم رو
گفت مشکلی نداره
خوراکی باید بزاری براش برا فردا
تا اولین جلسه بیاری تا مربی باهات حرف بزنه و بگه چی نیاز هست
این از این
اونجا یه دختر بچه شش ساله از کلاس بقلی بود خیلی بی ادب بود طوری که من خیلی حرصم گرفته بود هی دخترمو اذیت میکرد نمیزاشت تکون بخوره هی داد میزد نکن نیا برو دست نزن تو اینو نداری اونو نداری من حرفی نزدم گفتم بچس دخترم ناراحت اومد پیشم گفتم مامان توجه نکن و ناراحت نشو اونم حوچولوعه کم کم باهات مهربون میشه!
یهو ،مامانش دیدم جلوی خودم اینقدر بد بابچه حرف زد که من موندممممم🙄🙄🙄🙄🙄🙄
به بچه داد زد و جررررر داد بچه بیچاره رو بعدم بچه هی حرفا زشت زد به مامانش
دو دل شدم که بچمو ببرم مهد اصلا یا تازه میره بی ادبی یاد میگیره از ابن بچه اون شش ساله و کلاس بقلیه
بچه من سه سال و دوماهشه و کلاس کوچکتر هاس
چه کنم؟؟؟