۶ پاسخ

باهاش صحبت کن ولی تذکر تند نه. بچه ست. بهش بگو هر چی خواستی به مامان بگو وبدون اجازه مامان باکسی نباید بری.

بابا عمه اش هست زیاد سخت نگیر

وا عمس دیگه دختر کاش عمه بچه منم شعور داشت تااین حد

پس من چی
خواهر شوهرم هر بار که میاد وقتی میخواد بره دخترمو میبره سوپری کلی بستنی و پاستیل و آدامس و...این چیزا می‌خره ولی من به دخترم توضیح دادم با من هر موقع بریم سوپری یه دونه چیز میخرم برات و الان قانون رو فهمیده و خواهر شوهرم میگه تو سوپری هر چی بهش میگم چی بخرم میگه داریم 😅

دست عمه اش درد نکنه چ اشکالی داره با عمه اش بره اونم مثل خاله اش. شما باید از قبل ب عمه میگفتید هر سری زحمت نکشید چیزی بیارید بد عادت میشه حالا هم ک چیزی نشده

بنظرم چیزی نگو چنتا بسته پاستیل بگیر بزار تو خونه هرموقع عمش آوند بیار براش بگو ببر با عمه بخورین
یا مثلا هفته ای دوبار چنتا دونه بهش بده تا بفهمه تو خونه هست این خوراکی

سوال های مرتبط

مامان کوچولو مامان کوچولو ۳ سالگی
چند روز پیش گفتم دخترم میخواست با برادر زادم که ۶ سالشه بازی کنه اون نمیومد و دخترم یدونه زدش اونم دوید دنبالش چند تا دخترمو زد من ناراحت شدم و تصمیم گرفتم کمتر برم تا هم یادبگیره نزنه هم برادر زادم عوض در نیاد
داداشمم میگفت کتک خوردی باید عوضشو بزنی
امروز اومدن خونمون هرچی به داداشم گفتم نرو گوش نکرد دخترش موند خودش رفت
بازم سر خوراکی با دخترم دعواشون شد برادرزادم خوراکی رو نمیداد میگفت سهم خودمه دختر منم رفت اسباب بازیشو از دست اون کشید اونم خوراکی رو پرت کرد این اونو هل داد اونم اینو زد زود رفتم جداشون کردم و به برادرزادم گفتم نزن این کوچیکه باهم دوست باشین چرا میزنی آخه دخترمم دعوا کردم گفتم مهمونو بزنی میگم دیگه نیان برو معذرت خواهی کن رفت بوسش کرد و تموم شد
الان داداشم زنگ زده که هستی میگه نیلا منو زد گفتم تو از خودت دفاع کردی گفت نه عمه گفت بچه منو نزن
گفتم بهشون گفتم همو نزنین نگفتم بچه منو گفت دروغ نگو هستی همیشه دقیق میاد میگه و و خندید و خداحافظی کردیم
اعصابم خورده کشش ندارم بنظرتون ازین به بعد چجور رفتار کنم




فرزند پروری پوشک جیش پیپی شربت دارو دکتر فرزند پروری فرزند پروری پوشک جیش پیپی شربت دارو دکتر فرزند پروری