۱۰ پاسخ

من که اصلاهرچی مطلبتو خوندم بیشتر متوجه نشدم.🤔🤔

منم دوست ندارم این حرف ها رو بخصوص ب دختر بزنی
از همین الان مجبور میکنن دزدکی برای خوراکی و اینکه چیزی بهش بدن بخوره مجبورش کنن هر کاری تاثیر داره رو بزرگ سالیش یعنی مث سگگگ شدم شدهرم برگرده پاره ش کنم

بنظرم به دخترت بگو ما خودمون همه چیز میخریم براتون بخاطر کیک دور و بر اونا نچرخ
به خواهرشوهرتم گوشزد کن که بچرو شرطی نکنه اگه هم کار بدی میکنه باید دلیلش رو جویا بشین توضیح بدین بهش و اینم وظیفه شماست نه اون
بگو دیگه این رفتارو نکنه اگه فلان نکنی فلان چیزو میدم یا نمیدم
بچه شرطی میشه

والا من ک نفهمیدم مشکلت چیه خیلی نامفهوم بود.ولی خودت با دخترت صحبت کن هر چیزی ک ب نظرت نامعقوله انجام نده.تقریبا متوجه میشه خوب و بد رو دیگ

چرا من هرچی میخونم متوجه نمیشم

وای مخم گوزید با متنت😂😂

ببین منم زیاد نفهمیدم منظورت چیه
ولی خوب خودت به دخترت آموزش بده تحت هیچ شرایطی از کسی خوراکی قبول نکنه ۶ سال سنی هست که تقریبا میفهمن حرف آدم . خودت متقاعدش کن که از کسی خوراکی و جایزه قبول نکنه

میفهمم ولی متوجه نمیشم😂😂😂

بایدشمابه دخترت یادبدی چون این جورآدم هازیادهستن همه روکه نمیتونی تربیت کنی ولی به دخترت میتونی آموزش بدی

اینم کیک خودم نیست امروز دستور مامان رستا لسکرین گرفتم مجبور شدم عکسی بزارم مامان رستا زهرا گلی حلال کن

سوال های مرتبط

مامان خانوم مامان خانوم ۳ سالگی
مامانهای خوشگل میتونین کمک کنین چه ی قلو دارها چه دوقلو دارها یا ۳قلوها
من بچهام آقا بلد نیستن حرف بزنن اصلا در حد چند کلمه مثلا روزی ۱۰ بار مسگم پنیر میگن شربت .. من میگم دوغ دوغ پشت سر من میگن بعد ۱دقیقه میگن ترشی
فقط جیغ حیغ جیکار کنم مامان باربد ی چیزایی نوشته بود داخل تامیکش ولی انجام دادم بی فایدس
🙄🤦🏻‍♀️😔💔
بعد شرط کردم با حضرت رقیه ب حرف بیان کش مو و ...نذرش کردم برای چهلم امام حسین
قبلا میگفتن گوشت الان میگن توشت😂🥲🤥💔😔
جمله سازی اصلا بلد نیستن
امروز خیلی دلم شکست خواهر شوهرم دخترش یکماه از اینها بزرگتره بعد 😶رنگ ها رو همش نشونش داد گفت
به من رو کرد گفت فلانی ببین دخترم ۱۲ رنگ بلده
یکی از بچهام آب خواست هی گفت آب
گفتم بگو آب بخورم گفت آب بخ بخ بعد خواهر شوهرم نیش خند زد
اون ی بچه س تا ۱۰ میخوابه صبح ها کارهاش میکنه خواهر شوهرم
بعد میبرتش خونه مادرشوهرش دم ب دیقه تا ظهر بخوابه
عذا هم بپزه یا کارش بمونه میده مادرشوهرم یا مادرشوهر خودش
یا هم عروسش میگیره میگه گریه نکنه گناه داره قشنگ دخترش مث بلبل حرف میزنه من در گقابلش کم میارم
حالا من چی شب روز باید بدو بدو کنم تمیز کنم جمع کنم بازم مورچه رژه میره خونه مون هی دعوا میکنن تا شب ۵۰بار گریه میکنن نفری
عصرها میبرم تا حیاط ولی یکساعتم نیست شوهرم میگه تقصیر تو هست مادر بدی هستی بهشون نمیرسی نمیبره دکتر چیکار کنم راه حلی دارین اصلا وقت بازی باهاشون ندارم روزها فرزندمروری شیرخشک پوشک
مامان الینا مامان الینا ۳ سالگی
فرزند پروری پوشک نی نی ...سلام خانما امشب چقدر دلم گرفته مجبور شدم با شما درد و دل کنم تا یکم آروم شم ..دختر بزرگم ۹ سالشه ..دختر خواهرم ۱۰ سال ..از. کوچکی هیچ وقت با هم نمیساختن همش اعصاب خوردی بود ..و همیشه دخترمو اذیت می‌کنه طوری که داداشم هم خیلی ناراحت شده دیگه جدیدا برا دخترم ..واقعا کم آوردم ..دختر من حساس و دل نازک سریع هم گریه می‌کنه اما اون محکمه ..مثلاً یواش بهش میگه حوصلتو ندارم یا لباست زشته یا مشقتو بد نوشتی و دختر من میاد شکایت ..منم همش میگم دوستیت عیب ندارم با هم کنار بیایید ..ولی خیلی ناراحت میشم ..ولی خواهرم دیگه هیچی نمیگه اصلا به دخترش حرف هم نمیزنه هیچ ..ولی خواهرم خدایی خیلی خوبه به دردم میخوره خیلی با هم گرمی هر روز باید صدای همو بشنویم ..ولی دخترش واقعا دخترمو نابود کرده دیگه ..منم به خاطر خواهرم هیچی نمی گفتم ..تا امروز که یه جشن دعوت بودیم همچون ..اقوام شوهر من هم بودن خواهر شوهر و مادر شوهر و اینا ..از صبح دختر خواهرم با یکی دیگه دوست بود و دختر منو تحویل نمی‌گرفت ..خیلی عصبی شده بود دخترم دیگه آخرش با گریه اومد که اذیتم می‌کنه ..منم عصبی شدم گلایه کردم به حالت عصبی از خواهرم که دخترمو عصبی کرده و اینا ..هر کاری کردم دخترم آروم نشد هلش دادم که بره تو ماشین بقیه نفهمه ..که خواهر شوم دید خیلی ناراحت شد گفت نباید عاشق می‌دادی و اینا خیلی امروز دختر داداشمو اذیت کردن و اینا ..به نظرتون از این به بعد چ رفتاری داشته باشیم منو دخترم ..تا یکم قدر دخترمو بدونه
مامان آرادکوشولو مامان آرادکوشولو ۴ سالگی
یکم دلدرد کنم شاید اروم شم خواب نمیرم از بس دلم شکسته....😔😔😔😔دیشب خونه آبجیم دعوت بودیم بعد شوهرم رفته بود ی سوسک داده بود دست پسرم و اونم باهاس بچه هارو میترسوند بعد خواستیم بیایم خونه من ب آراد گفتم مامان دیگه کثیفه بندازش دور بریم دستاتو بشوریم مریض میشی هرکار کرد نمیداخت بیرون منم گرفتم ازش و رفتم دستشو شستم و آراد خیلی گریه کرد یدفعه شوهرم جلو همه هرچی رسید بمن گفت ک چرا بچه رو ب گریه انداختی و ازش گرفتی خودم دادمش منم گفتم کارت اشتباهه نباید آیت چیزارو بدی دستش ولی اون خیلی بد رفتار کرد جلو همه واقعا قلبم شکست خیلی ماراحت شدم البته دفعه اولش نیستا همیشه بخاطر آراد هرچی میرسه بمن میگه اگ گریه کنه میگل هیچی نگو بهش ک گریه نکنه انگار من مامانش دیشب خونه آبجیم دعوت بودیم بعد شوهرم رفته بود ی سوسک داده بود دست پسرم و اونم باهاس بچه هارو میترسوند بعد خواستیم بیایم خونه من ب آراد گفتم مامان دیگه کثیفه بندازش دور بریم دستاتو بشوریم مریض میشی هرکار کرد نمیداخت بیرون منم گرفتم ازش و رفتم دستشو شستم و آراد خیلی گریه کرد یدفعه شوهرم جلو همه هرچی رسید بمن گفت ک چرا بچه رو ب گریه انداختی و ازش گرفتی خودم دادمش منم گفتم کارت اشتباهه نباید آیت چیزارو بدی دستش ولی اون خیلی بد رفتار کرد جلو همه واقعا قلبم شکست خیلی ماراحت شدم البته دفعه اولش نیستا همیشه بخاطر آراد هرچی میرسه بمن میگه اگ گریه کنه میگل هیچی نگو بهش ک گریه نکنه انگار من مامانش نیستم مثلا آراد رفته آب گرفته تو خونه و فرشارو خیس کرده میگه ولش کن چیز خاصی نشده ک 😔😔😔نمیدونم دیگه چ کنم ...نیستم مثلا آراد رفته آب گرفته تو خونه و فرشارو خیس کرده میگه ولش کن چیز خاصی نشده ک 😔😔😔نمیدونم دیگه چ کنم ...
مامان ساحل مامان ساحل ۳ سالگی
شوهرم کارش طوری هست تابستونا میوه می‌خره الان یک هفته هست میره شهر های اطراف می‌خره مثلا ۱۲۰ کیلومتر راه هست این مدت چند بار گفتم ما رو هم ببر حالو هوامون عوض بشه همیشه میگه نه امروز گفتم نبرد میگه اذیت میشین بچه اذیت میکنه ولی منم آدمم دلم میخواد برم بیرون بچمه ولی قرار نیس فقط من بسوزم که خودش حاضر نیس نیم ساعت با بچه تنها باشه آخه چرا اینجورین دلم گرفته هیچ جا هم نیس برم اینم که هیچ جا مارو نمی‌بره خودشم هیچ وقت خونه نیس خونه هم باشه یا خوابه یا داره تلوزیون میبینه من چیکار کنم شایدم حق با اون باشه ما جلو دست پاشو بگیریم ولی من چی پس 😭از طرفیم ناراحتم چون من با مادرشوهرم اینا قهرم بعضیا شاید بدون چرا خلاصه امروز با کلی گریه دخترمو برد بیرون شوهرم منم تو خونه بودم وقتی اومدن فهمیم رفتن خونه مادرشوهرم با اینکه کلی باهاش حرف زدم گفتم نرو اونجا بزار بفهمن کارشون اشتباه بوده گفت باشه نمیرم کاری باهاشون ندارم اما الان که می‌خواست بره رفت برادرشو با خودش برد 😭😭😭😭
پوشک بچه تب بالا شیرخشک تب کودک فرزند پوشک شیرخشک