۱۰ پاسخ

خب چ اشکال داره اگه بره؟
با هم مشکل دارید؟
منم اگه بودم قطعا کار جاریتو میکردم
اگه کسی نزاره بچش بیاد پیش بچم
منم نمیزارم بچم بره خب
اگه هم دلیل قانع کننده داری واضح بگو
اینجا واقعا مقصر جاریت نیست خب

اگه بسرش بي ادبه خب چه فرقي داره كه اين بره يا اون بياد ؟اينجوري بايد به دخترت ياد بدي كلا باهاش بازي نكنه مامان اونم حق داره خب

عزیزم کلا خوب نیست تنها باهم بازی کنن و چون شما دختر داری بهتره چهارچشمی حواست به بچه ها باشه چون هر دو سن حساسی و کنجکاوی دارن وقتی پسر جاریت نمیاد دختر شما هم نباید بره چون اگر مشکلی پیش بیاد میخوان بگن خب نمیذاشتی بیاد ، بحث اون نمیاد اینم نره نیست بحث اینه که بتونی جلوی دخترت رو بگیری تو خونه سرگرمش کن با اسباب بازی بیرون ببر تو خونه براش سرگرمی درست کن و خیلی جدی بگو که اگر قراره بری باید باهم بریم تنها نمیتونی بری یکی دو روز جیغ و داد میکنه و ناراحته ولی عادت میکنه کم کم
این حرفی که میزنم صحبت تمام روانشناسای کودک هست عزیزم من کلاس های تربیت جنسی زیاد شرکت میکنم
درسته اشکالی نداره بازی کردن ولی بهتره تو خونه خودت و جلوی چشم خودت باشه و اگر رفتار زشت یا حرف زشت به دخترت یاد میده بهتره کلا محدود شه چون بعدا نمیتونی درست کنی

خیلی کار خوبی میکنی نمیزاری بری کلا تربیت جنسی از الان میگه نباید اجازه بدین بدون شما تنها جایی باشن

بهش بگو بدون اطلاع من بچه رو نبرید خونه تون. باید بدونه اول اجازه بگیره بعد بره جایی
اکرم امکانشو داری نیمه وقت بذارش مهد. بچه به همبازی نیاز داره. الان سنش مناسبه
اینجوری دیگه انقدر بهانه ی پسرعموشو نمیگیره

ما خانم هایی که بچه درایمدو تو یه ساختمون داستان زیاد داریم ولی چون این پسر بزرگتره و میگی رفتارهای بد داره سعی کن تا میخواد بره اونجا سریع بری به یه بهونه بیاریش بالا بگو میخوای بریم بیرون بیا به فلانی زنگ بزنیم حرف بزن بزرگتر شن آگاهتر میشه الان سعی کن خودت سرگرم کنی که نره یا با خودت بره خونه اونا

منم اگر کسی نزاره بچش بیاد خونم.منم اجازه نمیدم بچه ام بره خونه اشون...

نزار بره ولی بنظرم پیام هم نده باز یه کلمه میراره روش برعکس تعریف میکنه

بزار با هم بازی کنن بچه ها خب تنهایی گناه دارن

خوب بره دلیلش چیه

سوال های مرتبط

مامان الینا مامان الینا ۳ سالگی
فرزند پروری پوشک نی نی ...سلام خانما امشب چقدر دلم گرفته مجبور شدم با شما درد و دل کنم تا یکم آروم شم ..دختر بزرگم ۹ سالشه ..دختر خواهرم ۱۰ سال ..از. کوچکی هیچ وقت با هم نمیساختن همش اعصاب خوردی بود ..و همیشه دخترمو اذیت می‌کنه طوری که داداشم هم خیلی ناراحت شده دیگه جدیدا برا دخترم ..واقعا کم آوردم ..دختر من حساس و دل نازک سریع هم گریه می‌کنه اما اون محکمه ..مثلاً یواش بهش میگه حوصلتو ندارم یا لباست زشته یا مشقتو بد نوشتی و دختر من میاد شکایت ..منم همش میگم دوستیت عیب ندارم با هم کنار بیایید ..ولی خیلی ناراحت میشم ..ولی خواهرم دیگه هیچی نمیگه اصلا به دخترش حرف هم نمیزنه هیچ ..ولی خواهرم خدایی خیلی خوبه به دردم میخوره خیلی با هم گرمی هر روز باید صدای همو بشنویم ..ولی دخترش واقعا دخترمو نابود کرده دیگه ..منم به خاطر خواهرم هیچی نمی گفتم ..تا امروز که یه جشن دعوت بودیم همچون ..اقوام شوهر من هم بودن خواهر شوهر و مادر شوهر و اینا ..از صبح دختر خواهرم با یکی دیگه دوست بود و دختر منو تحویل نمی‌گرفت ..خیلی عصبی شده بود دخترم دیگه آخرش با گریه اومد که اذیتم می‌کنه ..منم عصبی شدم گلایه کردم به حالت عصبی از خواهرم که دخترمو عصبی کرده و اینا ..هر کاری کردم دخترم آروم نشد هلش دادم که بره تو ماشین بقیه نفهمه ..که خواهر شوم دید خیلی ناراحت شد گفت نباید عاشق می‌دادی و اینا خیلی امروز دختر داداشمو اذیت کردن و اینا ..به نظرتون از این به بعد چ رفتاری داشته باشیم منو دخترم ..تا یکم قدر دخترمو بدونه
مامان آوینا 💕 مامان آوینا 💕 ۳ سالگی
مامانا به نظرتون من حساس شدم یا ن؟
ببینید همه فکر کنم اینجا میدونن دیگه من با مادرشوهرم زندگی میکنم دیگه انقد داستان گفتم🤣
من طبقه بالا مادرشوهرمم خب یدونه دختر دارم تو خونه حوصلش سر میشه گاهی میره پایین وقتی بفهمه بچه ها عمش اومده اینم میره بعد ازونجایی که من باهاشون قهرم من اصلا نمیرم پایین گاهی صدا مادرشوهرم میاد که اوینا رو دعوا میکنه برو بالا دیگه چرا تا یک صدایی میشنوی سریع میای پایین فلان اخه من چیکار کنم در خونمون که ازینطرف باز نمیشه دست و پای بچم که نمیتونم ببندم اینم تا میفهمه یکی اومده میره پایین
حالا این هیچی همبن مادرشوهرم کافیه بچه ها جاریم بیاد صداش میاد انقدددددر قربون صداشون میره انقدددر تحویلشون میگیره البته بماند که جاریم ۲ تا پسر داره
از طرفی میگم ولش کن پیره حوصله بچه نداره ولی پس چرا پسرای جاریم انقد تحویل میگیره احساس میکنم دختر منو نمیخاد بخدا الان میخاست بره مسجد دخترم رفت رو پله ها با ذوق و شوق گفت مامانی نگاه عروسکم نگاه اصلا جوابشو نداد😐خیلی وقتا که اصلا تا می‌فهمن بچه من میخاد بره پایین سریع در خونشونو میبندن بچم میره پایین کلی گریه میکنه درو باز نمیکنن
احساس میکنن دختر منو نمیخاد نه بهش محل میده نه نگاش میکنه ن حتی جوابشو میده 😒
مامان شاهان مامان شاهان ۳ سالگی
بیاین تعریف کنم از خونه مامان دوستم 😐😐
وقتی رفت به مامانش گفتم گفته چرا قهره گفت آره گفته سر دوس پسرش 😐😐
گفتم من اینهمه احترامش رو دارم ولی قرار نیس تو همه مسائل من نظر بده که به من میگه با دوست شوهرم دوس شو
خب من خوشم نمیاد
من یبار راجب دوس پسر ناخنکارش نظر دادم بهم گفته گوه خوریش به تو نیومده
الان من ی جمله از دوس پسر خودم دفاع کردم اینهمه ناراحت شده ؟
منم ازش ناراحتم
گفت درست میگی این ادعاش خیلی رفته بالا
به منم دستور میده ،من بعضی وقتا از دستش گریه میکنم که چرا اینقدر به من دستور میده و برا همه چیز من تصمیم میگیره
گفتم من دیروز به چه قشنگی بهش پیام دادم
خیلی بد جوابمو داده
گفت گفته تو پیام نباید میگفته از هم دلخور نباشیم
باید میگفته ازم دلخور نباشی
من دوستشم هر چی میگم خیر و صلاحش رو میخوام
گفتم دوستمه ،منم همیشه سعی کردم دوست خوبی باشم ولی قرار نیس هر چی گفت بگم چشم همین که تو میگی
گفتم الان حرف آخرش چی بوده
گفت گفته فقط باید بیاد بگه ببخشید ،معذرت میخوام
😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂
منم عمرا همچین کاری نمیکنم میخواد بیکار شم هر چی شه
گور بابای دوستم و دوس پسر و همه…
یعنی چی که یکی اینقدر ادعاش بالا باشه و اینهمه خودخواه باشه
منم برا خودم شخصیت دارم ،برده دوستم نیستم که یبار خلاف میلش حرف زدم داره اینطور میکنه

پوشک پوشک پوشک شیر خشک نی نی نوزاد بچه پستونک شیشه شیر گهواره