شوهرم کارش طوری هست تابستونا میوه می‌خره الان یک هفته هست میره شهر های اطراف می‌خره مثلا ۱۲۰ کیلومتر راه هست این مدت چند بار گفتم ما رو هم ببر حالو هوامون عوض بشه همیشه میگه نه امروز گفتم نبرد میگه اذیت میشین بچه اذیت میکنه ولی منم آدمم دلم میخواد برم بیرون بچمه ولی قرار نیس فقط من بسوزم که خودش حاضر نیس نیم ساعت با بچه تنها باشه آخه چرا اینجورین دلم گرفته هیچ جا هم نیس برم اینم که هیچ جا مارو نمی‌بره خودشم هیچ وقت خونه نیس خونه هم باشه یا خوابه یا داره تلوزیون میبینه من چیکار کنم شایدم حق با اون باشه ما جلو دست پاشو بگیریم ولی من چی پس 😭از طرفیم ناراحتم چون من با مادرشوهرم اینا قهرم بعضیا شاید بدون چرا خلاصه امروز با کلی گریه دخترمو برد بیرون شوهرم منم تو خونه بودم وقتی اومدن فهمیم رفتن خونه مادرشوهرم با اینکه کلی باهاش حرف زدم گفتم نرو اونجا بزار بفهمن کارشون اشتباه بوده گفت باشه نمیرم کاری باهاشون ندارم اما الان که می‌خواست بره رفت برادرشو با خودش برد 😭😭😭😭
پوشک بچه تب بالا شیرخشک تب کودک فرزند پوشک شیرخشک

۲ پاسخ

شوهرمنم تو خونه میخوابه یا کنترل دستش یا گوشی زورش میاد مارو ببره بیرون بهش میگم والا اسیر گرفتی ماهمش مثل جغد تو خونه تنهاییم نه بیرونی نه جایی بچمم مدام میگه حوصلم سر رفته از تنهایی ولی این مرد به هیج جاشم نیس یا خستس یا خوابش میاد یا پاتلویزیون

واااا عزیزم چرا ناراحتی خب بره. بعدشم شوهرت نباشه خودت برنامه بچین با بچت برین پارک و تفریح حتما که نباید شوهرت باشه. منم شوهرم شهر دیگه سرکاره دو هفته ۱بار میاد اما خودم تفریح میبرم بچمو

سوال های مرتبط

مامان شاهان مامان شاهان ۳ سالگی
بیاین تعریف کنم از خونه مامان دوستم 😐😐
وقتی رفت به مامانش گفتم گفته چرا قهره گفت آره گفته سر دوس پسرش 😐😐
گفتم من اینهمه احترامش رو دارم ولی قرار نیس تو همه مسائل من نظر بده که به من میگه با دوست شوهرم دوس شو
خب من خوشم نمیاد
من یبار راجب دوس پسر ناخنکارش نظر دادم بهم گفته گوه خوریش به تو نیومده
الان من ی جمله از دوس پسر خودم دفاع کردم اینهمه ناراحت شده ؟
منم ازش ناراحتم
گفت درست میگی این ادعاش خیلی رفته بالا
به منم دستور میده ،من بعضی وقتا از دستش گریه میکنم که چرا اینقدر به من دستور میده و برا همه چیز من تصمیم میگیره
گفتم من دیروز به چه قشنگی بهش پیام دادم
خیلی بد جوابمو داده
گفت گفته تو پیام نباید میگفته از هم دلخور نباشیم
باید میگفته ازم دلخور نباشی
من دوستشم هر چی میگم خیر و صلاحش رو میخوام
گفتم دوستمه ،منم همیشه سعی کردم دوست خوبی باشم ولی قرار نیس هر چی گفت بگم چشم همین که تو میگی
گفتم الان حرف آخرش چی بوده
گفت گفته فقط باید بیاد بگه ببخشید ،معذرت میخوام
😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂
منم عمرا همچین کاری نمیکنم میخواد بیکار شم هر چی شه
گور بابای دوستم و دوس پسر و همه…
یعنی چی که یکی اینقدر ادعاش بالا باشه و اینهمه خودخواه باشه
منم برا خودم شخصیت دارم ،برده دوستم نیستم که یبار خلاف میلش حرف زدم داره اینطور میکنه

پوشک پوشک پوشک شیر خشک نی نی نوزاد بچه پستونک شیشه شیر گهواره
مامان جوجه مامان جوجه ۳ سالگی
پوشک
فرزندپروری
پسر من خونه خودمون خیلی پسر خوبیه و با ادب و حرف گوش کنه
امروز رفتم خونه همسایه امون که خیاطه کار داشتم.
میخواستم بیایم خونمون پسرم نمیومد میگف نریم همسایه مون گف خب تو بشین میگفت نه مامان تو هم نرو خونه نریم.
من پاشدم بیام خونه کار داشتم غذا و فلان.پاشد گفت بیشعور میگم نریم و با گوشی منو میزد.
همسایه مون گف بسکه بچه رو تو خونه نگه داشتی دلش نمیخواد بیاد.
شما بگین کارم اشتباهه؟اخه الان با هوای سرد کجا بریم؟
خونه همسایه هم ٣تا بچه داره همیشه یکیشون مریضه نمیبرم که مریض نشه یه وقت اذیتشه.
بیرون تو شهر یا خانه بازیم که پر بچه اس و اونجام یکی دوتا مریض هست و سرده خدایی نمیشه رف.
خونه عمه اش هم که با بچه اون دعوا میکنن و دست به همه چی که میزنه عمه اش هی میگه بکن نکن و فلان خوشم نمیاد برم که هی حرص بخورم.
خونه مامانمم که ۵روز موندم بخاطر پسرم و اومدم اونجام ابجی کوچیکم خیلی شیطونه هی باهم میرفتن بیرون از خونه بیرونم افتضاح سرد.ولی خدایی هوا که خوب میشه و دیگه سرد نیس عصرا کلا تو کوچه میبرم با بچه ها بازی کنه و سرگرمه خانه بازی میبرم شهر میرم خونه خواهرم میرم که حوصلش سر نره.
حالا اینکه هوا سرده و خونه بعضیام که نمیشه رف بخاطر خودش کارم بده؟اینکه حواسم هست مریض نشه.؟یجوری حرف میزنن انگار زندونی کردم بچرو.از لحاظ اینکه خونه خوبه بیرون اینجوری رفتار میکنه باهام چیکار کنم؟
مامان 💗وروجک💗 مامان 💗وروجک💗 ۳ سالگی
من باردارم بعد اصلاااا حال ندارم همش خستم دلم‌میخاد بخابم دوست دارم همش دراز بکشم
یادم نیس سر دخترم چجوری بودم الان مثلا تا یکی دخترمو میبره بیرون فوری میدوعم رو تخت میفتم
این طبیعیه ب نظرتون؟؟الان شوهرم با دخترم رفتن بیرون شوهرم هی گفت توام بیا گفتم بخدا حال ندارم اصن انگار نمیتونه درک کنه هی میگه نمیخاد کاری کنی بشین من بچه رو میگیرم همش گفتم بابا من اصلا حال نشستنم ندارم دلم میخاد بیفتم همش😐
بعد اینجوری ک میگن ادم ب خودش شک میکنه میگم نکنه من زیادی گندش میکنم شاید اگه بخام برم بتونم و این حرفا ی جورایی عذاب وجدان میگیرم😵‍💫
ب نظرتون طبیعیه کسی بوده تو بارداریش اینجوریی حال و تنبل شه؟؟
الان خونه جارو میخاد ...سینک پره...بادمجونارو پوست کندم ک سرخ کنم رخت خواب وسط خونه پهنه تخت نامرتبه بعد تا اینا رفتن‌من اومدم دراز کشیدم تازه حمومم باید برم ولی اصلا دلم‌نمیخاد پاشم😣😣خدایا چرا اینجوری شدم اخه😟باور کنید از دست خودم ناراحتم فک میکنم شاید من زیادی گندش میکنم ولی بعد میبینم ن واقعا اینطور نیس ..مدام تهوع دارم و دلم بهم خوردس دولا راست ک میشم دلم میخاد بالا بیارم🫢
دیگه همینا مرسی ک خوندید 😙لازم داشتم بگم اینارو


پوشک بچه فرزندپروری بچه تپل شیرمادر شیرخشک رفلاکس کولیک شبانه شیشه شیر بچه
مامان ساحل مامان ساحل ۳ سالگی