۱۹ پاسخ

مهم همون شوهرت ک هواتو داره اینام میگذره

چقدر بعضی مادرها سنگدلن فقط اسم مادر رو یدک‌میکشن یکیش مادر خودم ده ساله ندیدمش هیچوقت هم دلم براش تنگ نشده تو این مدت

والا نمیدونم
مامانا چرا اینجور شدن
هرچی جلوتر میریم اخلاقاشون تغییر میکنن ول کن بابا خدا بچه هاتو همسرتو براات نگه داره
اصل کار خداس که توان انجام همه کارارو بهت میده که محتاج بنده ش نشی حتی اگه اون بنده مامانت باشه

مهم و اولویت شوهرته بقیه مهم نیس خداتو شکر کن اون هواتو داره
مامان منم همین بود من از خستگی تازه زایمان که کرده بود همش تب و لرز میگرفتم هیشکی کمک نمیکرد هیشکیییی الانم همینه کلا مامانم انگار منو از تو جوب پیدا کرده منم خیلی وقتا دلم میگیره از دست کاراشون

الهی بگردم دوستم بیا بغلم🥺🤍🫂🤍🥺
قدم نو رسیده ی خوشگلت مبارک عزیزدلم الهی برات شادی بیاره هر لحظه 🥹♥️🍼🤍🤲🏻
عزیزکم درسته وظیفه اشون بود ولی بیا و بیخیالش شو و همین ک همسرت دم ب دم دلته بذار حال دلت خوب بمونه عزیزدلم ♥️
دیگ بعضی مادرا هم این مدلی هستن دیگ......
چی میشه گفت....

چقدر مثل منی😭😭😭
منم مامانم خیلی هوامو نداره
تاپیک اخر منم بخون ....منم از صبح روانی شدم

اینکه محبت و توجه از طرف خونوادت ندیدی سخته و دل آدم میشکنه حق داری ناراحت بشی .💔
ولی با برنامه پیش بری، البته به سختی این روزها میگذره. یه وعده حجم زیاد بزاری وقتی نمیتونی داشته باشی و چیزهای مقوی که کار نمیبره مثل عصاره گوشت و‌... درست کنی قوت بگیری.

عزیزم
وااااااقعا حق با توعه، الان، تو این شرایط دل آدم خیلی خیلی کوچیک میشه که ممکنه با ی فشار کوچولو بشکنه
اما
اشکال نداره تو ببخش،
اگه میموند که خیلی خوب بود وعالی میشد
اما
اگه نموند هم درسته سخته اما میگذره، فراموش نکن که امید دو تا مرد کوچولو هستی
با حسین جان میشی ی لشکر دو نفره که جفتتون میتونید به محمد علی جان برسید😍
به خدا توکل کن، شاید ی امتحانه، سربلند بیا بیرون
تو میتونی،
دوست خوب منی ❤️

عجب مادری داری مامان من تا یک سالگی پسرم پاب پام اومد گاهی وقتا ده روز میرفتم خونش میموندم اون می اومد کلی هزینه کرد برام

مثل من

کاش نزدیکت بویم میومدم پیشت . پدرت کجاست؟ چرا مادرت نمیتونه غذا درست ‌کنه؟ مادرشوهری خواهری خواهر شوهر کسی نیست؟

عزیزم بچه رو بسپر به همسرت غذا درست کن چن مدل درست کن که چن روز استراحت کنی
خیلی سخته اما تو میتونی 🫂🫂

من ام کشیدم این ها رو انقدگریه میکردم

الهی بگردم برات کاش نردیکت بودم میتونسم کاری برات انجام بدم

بگردم🥲خیلی سخته❤️خداروشکر که شوهر با درک و شعوری داری

وا منم تنهایی بزرگ کردم چند روز مامانم بود بعدش همه چی باخودم بود الان هردو بزرگ شدن هنوز من شوهرم سرباز بود حتی شب هم تنها بودم سخت نگیر بخودت ت میتونی کم کم یاد میگیری خودت مسئول کار خودت باشی نه خانواده وقتی شوهرت باهاته غمت چیه

منم همینطوری شدم اصلا غصه نخور مثل خودت زیاده تنها نیستی

عزیزم قدم نو رسیده مبارک ،انشالله خدا ب خودت توان بده خودت کارات بکنی ،از همسرت کمک بگیر فعلا تا یکم رو ب راه بشی

عزیزم غصه نخور منم نه مامانم بهم سر میزنه نه مادر شوهرم همش تو خونه تنهام با بچم چه بچم مریض بشه چه خودم کسی نیس به دادم برسه

سوال های مرتبط

مامان حسین مامان حسین ۳ سالگی
مامان آوینا مامان آوینا ۳ سالگی
حالم از خودم و زندگیم و شوهرم و همه بهم میخوره
از ۸ صبح این بچه بیدار. میشه تا ۹ و ۱۰ شب
روزا بلند شده پدرم درمیاد غذا نمیخوره یا دائم در حال بدو بدو ام پشت سرش برا یه قاشق که اونم موفق نمیشم یا دارم میچرخونمش پارک تو کوچه تو حیاط و... دلم پر بود ب شوهرم گفتم دلم انقد گرفته یهو پرید بهم بسه دیگه بچه وظیفته خیلی کاری نکردی ی ساعت که میان خونه همش غر میزنی نزاشت اصلا حرف بزنم اومدم شام بدم دخترم نخورد دعواش کردم رفته زنگ زده مامانم میگه مامانجون مامانم منو دعوا میکنه (مامانم خیلی بشدت رو اوبنا حساسه میگه حتی کسی نگه بالا چشمش ابروعه)اونم هیچ نپرسیده که چرا سریع میگه اون مامان نیست که تو داری همش یا دعوات میکنه یا هی یه چیزی بهت میگه
ای خدا چرا هیشکی منو درک نمیکنه چرا یکی نمیگه بیا بشین درد و دل کن دلم ترکید از بی کسی دلم ترکید از این همه مسئولیت دلم ترکید از بی پولی دلم ترکید از اینکه هرکاری خواستم کنم پول نداشتیم
دردام به کی بگم دیگه


فرزند پروری پوشک مای بیبی ویروس بچه شیر شیرخشک پی پی ویروس بچه کولیک گریه
مامان اهورا مامان اهورا ۳ سالگی
دیروز تاپیک زدم تولد اهورا بود،تولدی که زهر مارمون شد با گریه هاش
هر چیزی که تو تاپیکم نوشتم از ته ته قلبم بود ولی...
ولی واقعیتش دارم تموم میشم،دارم له میشم،روانی شدم،درمونده شدم،خسته شدم از این همه گریه الکی ،بهانه الکی،کارای خطرناک،حرف گوش ندادن،لجبازی،و جالبیش اینه که همه منو درک میکنن و میگن حق داری الا مامانم
همش میگه تو بلد نیستی با بچه رفتار کنی،حوصله نداری،حیف این بچه که تو مادرشی🥲
به قران که من خیلی صبر دارم،خیلی مراعات میکنم،خیلی خودمو کنترل میکنم که داد نزنم دعواش نکنم
امروز اینقدر خودمو زدم و گریه کردم دوتا هم زدم رو باسن اهورا، تمام بدنم به هم ریخته،هنوزم دارم گریه میکنم،اشکم بند نمیاد،اینکه مامانم درکم نمیکنه یه طرف حرفاش یه طرف
و جلوی من طرفداری بچه رو میکنه منو تو چشم بچه بد کرده
مامانم خیلی کمک میکنه بهم ولی خیلیم با حرفاش بهم ضربه میزنه
خستم خیلی زیاااااد خستم
مامانم که فقط حرف خودشو میزنه شما اگه راه حلی دارین بگین انجام بدم


فرزند پروری بارداری زایمان
فرزند پروری بارداری زایمان
فرزند پروری بارداری زایمان
مامان ساحل مامان ساحل ۳ سالگی
شوهرم کارش طوری هست تابستونا میوه می‌خره الان یک هفته هست میره شهر های اطراف می‌خره مثلا ۱۲۰ کیلومتر راه هست این مدت چند بار گفتم ما رو هم ببر حالو هوامون عوض بشه همیشه میگه نه امروز گفتم نبرد میگه اذیت میشین بچه اذیت میکنه ولی منم آدمم دلم میخواد برم بیرون بچمه ولی قرار نیس فقط من بسوزم که خودش حاضر نیس نیم ساعت با بچه تنها باشه آخه چرا اینجورین دلم گرفته هیچ جا هم نیس برم اینم که هیچ جا مارو نمی‌بره خودشم هیچ وقت خونه نیس خونه هم باشه یا خوابه یا داره تلوزیون میبینه من چیکار کنم شایدم حق با اون باشه ما جلو دست پاشو بگیریم ولی من چی پس 😭از طرفیم ناراحتم چون من با مادرشوهرم اینا قهرم بعضیا شاید بدون چرا خلاصه امروز با کلی گریه دخترمو برد بیرون شوهرم منم تو خونه بودم وقتی اومدن فهمیم رفتن خونه مادرشوهرم با اینکه کلی باهاش حرف زدم گفتم نرو اونجا بزار بفهمن کارشون اشتباه بوده گفت باشه نمیرم کاری باهاشون ندارم اما الان که می‌خواست بره رفت برادرشو با خودش برد 😭😭😭😭
پوشک بچه تب بالا شیرخشک تب کودک فرزند پوشک شیرخشک
مامان اهورا مامان اهورا ۳ سالگی
تا حالا شده از دست بچتون برای خودتون آرزوی مرگ کنید؟
من روزی هزار بار دلم میخواد بمیرم😭
چند هفته هست که روزی چند بار گریه میکنم
هیچ وقت تصورم از مادر شدن این نبود
ناشکری نمیکنم ولی من خسته شدم از مادری کردن
از روزی که اهورا به دنیا اومده تا همین الان سر هر مسئله ای که شما فکر کنید باهاش چالش داشتم
این بچه اصلا انگار منو نمیبینه انگار صدامو نمیشنوه
نه فقط من انگار هیچکسو نمیبینه
از 7 صبح گریه و گریه تاااا 10-11 شب و بدی ماجرا اینه که یه روز دو روز نیست،دقیقا از دوسالگی شروع شده و روز به روز داره بدتر میشه
کی میخواد تموم بشه؟
خسته شدم،هیچ لذتی از زندگی نمیبرم درست تر بخوام بگم اینقدر فشار روحی روانی داره اذیتم میکنه که حس میکنم تو مرحله فروپاشی روانی گیر کردم،نمیتونم خودمو جمع کنم،نمیتونم خودمو ترمیم کنم
حس میکنم هیچکس منو نمیفهمه،اخه من دردمو به کی بگم😭
اصلا خودمو نمیشناسم،میشینم برای خود از دست رفتم زار میزنم
دلم برای خودم تنگ شده 😭😭😭😭😭😭



فرزند پروری بارداری زایمان
فرزند پروری بارداری زایمان
فرزند پروری فرزند پروری