تا حالا شده از دست بچتون برای خودتون آرزوی مرگ کنید؟
من روزی هزار بار دلم میخواد بمیرم😭
چند هفته هست که روزی چند بار گریه میکنم
هیچ وقت تصورم از مادر شدن این نبود
ناشکری نمیکنم ولی من خسته شدم از مادری کردن
از روزی که اهورا به دنیا اومده تا همین الان سر هر مسئله ای که شما فکر کنید باهاش چالش داشتم
این بچه اصلا انگار منو نمیبینه انگار صدامو نمیشنوه
نه فقط من انگار هیچکسو نمیبینه
از 7 صبح گریه و گریه تاااا 10-11 شب و بدی ماجرا اینه که یه روز دو روز نیست،دقیقا از دوسالگی شروع شده و روز به روز داره بدتر میشه
کی میخواد تموم بشه؟
خسته شدم،هیچ لذتی از زندگی نمیبرم درست تر بخوام بگم اینقدر فشار روحی روانی داره اذیتم میکنه که حس میکنم تو مرحله فروپاشی روانی گیر کردم،نمیتونم خودمو جمع کنم،نمیتونم خودمو ترمیم کنم
حس میکنم هیچکس منو نمیفهمه،اخه من دردمو به کی بگم😭
اصلا خودمو نمیشناسم،میشینم برای خود از دست رفتم زار میزنم
دلم برای خودم تنگ شده 😭😭😭😭😭😭



فرزند پروری بارداری زایمان
فرزند پروری بارداری زایمان
فرزند پروری فرزند پروری

۱۷ پاسخ

کاملا درکت میکنم کاش یه ساعتی مهد بزاری با خودت تنها هم باشی بهتر میشه حداقل

کم خونی نداره؟؟؟

فک کنم همه دردامون مشترکه ولی تا این حد نبوده خداروشکر 😔😔😔😔😪

منم همینم عزیزم از خستگی فقط میخام یه خاب ابدی برم

منم. اصن الان اومدم اینجا ببینم یکی همدردم هست که پیام شما رو دیدم. واسه من ۲۴ ساعته جیغ میزنه. منم میرنه.
در حالی که من نه کتکش میزنم نه تو خونمون داد و بیداده. روانی شدم. حالم بده

دختر من وقتایی که حوصلش سرمیره هی نق،گریه،غر،لج،گیر
بچه ها فقط وفقط بازی وتوجه میخان و یک مادر کاملادراختیار،که خب طبیعیه مادر کم میاره

حتما یه مشکلی داره
یه بنده خدایی اینجوری بود بعدها فهمیدن اگزما داشته و اذیت بوده
کاملا درکت میکنم اما اگه مشکلی نداشته باشه فقط خوندن کتاب‌های فرزندپروری بهت کمک میکنه تا بتونی آرومش کنی

با دیگران ارتباط برقرار می‌کنه ؟ حرف میزنه ؟ ببرش ی دکتر

منممممممممممم

دختر منم همین روانیم کرده حتی قرص اعصاب هم جواب نمیده رد دادم دیگ خونم مثل بازار شام انقدر حرص خوردم چشمام چپ شده موهام ریخته. از هرچی بچس بیزارم

درکت میکنم خدا بهت آرامش بده
منم همینم، وقتی گریه میکنن دیگه قلبم تیر میکشه، احساس میکنم مشکل قلبی پیدا کردم

منم همینطورم دخترم غرغروعه همش باید نازشو بکشم خسته شدم از بس این گریه کرده و من سعی کردم حواسشو پرت کنم دیگه ولش کردم به حال خودش اینروزا رفتارمو باهاش جدی کردم زیاد نازش نمیکنم زیاد سمتش نمیرم کار به کارش ندارم و خداروشکر بهتر شده

هروز نه، اما بارهااااا شده.
حتی نامادریشم تصور کردم بعد از مرگم🤦🏻‍♀️

ببر دکتر مغز و اعصاب کودکان

منم همینم ، دائم‌ از صبح غر تا شب

چ قد درکت کردم

پسر من از نوزادي همین بود،الانم همینجوره گریه هاش کاری با روانم میکنه که تیمارستان لازم میشم

سوال های مرتبط

مامان اهورا مامان اهورا ۳ سالگی
دیروز تاپیک زدم تولد اهورا بود،تولدی که زهر مارمون شد با گریه هاش
هر چیزی که تو تاپیکم نوشتم از ته ته قلبم بود ولی...
ولی واقعیتش دارم تموم میشم،دارم له میشم،روانی شدم،درمونده شدم،خسته شدم از این همه گریه الکی ،بهانه الکی،کارای خطرناک،حرف گوش ندادن،لجبازی،و جالبیش اینه که همه منو درک میکنن و میگن حق داری الا مامانم
همش میگه تو بلد نیستی با بچه رفتار کنی،حوصله نداری،حیف این بچه که تو مادرشی🥲
به قران که من خیلی صبر دارم،خیلی مراعات میکنم،خیلی خودمو کنترل میکنم که داد نزنم دعواش نکنم
امروز اینقدر خودمو زدم و گریه کردم دوتا هم زدم رو باسن اهورا، تمام بدنم به هم ریخته،هنوزم دارم گریه میکنم،اشکم بند نمیاد،اینکه مامانم درکم نمیکنه یه طرف حرفاش یه طرف
و جلوی من طرفداری بچه رو میکنه منو تو چشم بچه بد کرده
مامانم خیلی کمک میکنه بهم ولی خیلیم با حرفاش بهم ضربه میزنه
خستم خیلی زیاااااد خستم
مامانم که فقط حرف خودشو میزنه شما اگه راه حلی دارین بگین انجام بدم


فرزند پروری بارداری زایمان
فرزند پروری بارداری زایمان
فرزند پروری بارداری زایمان