۳۵ پاسخ

عزیزم اگه ممکنه این تاپیک پاک نکن😂😂
حالم خوب نبود اومدم کامنتارو خوندم، حالم خوب شد😂😂

هرکی اومده کامنت بخونه لایک کنه😷😂

هر کی 🍑 داره سوراخ داره هر کی م سوراخ داره 💨داره🤣

همیشه این مواقع بچه رو بزارکنارت بتونی بندازی گردن بچه😐🤣

وای دختر اینو پاک نکن کلی کامنت خورده بمونه 😂

وای نمیرین شما انقد خندیدم دلم درد گرفت😂😂😂😂

شورت و شلوارتو میتوکندی بعد مشرف میشدی 😅🤣🤣🤣🤣

وای من دو روز مونده بود به زایمانم پا میشدم یکی در رفت بابام اینا خونمون بودن نگام کردن باپرروی برگشتم گفتم گوزیدم خب چیه🤣🤣🤣 بابام گف هچی راحت باش🤐🤣🤣🤣

رفته بودیم مسافرت شب مجبور شدیم تو یه اتاق با زن پسر خاله شوهرم بخوابیم نصف شب شوهرم یه گوز رگباری داد پیچاره زن پسر خالش فک کرد جنگ شده صدای تیره پر از خواب تا نیم ساعت تو رخت خواب جیغ داد خدا قسم که تیر اندازی شده 🤣🤣

زیادددد . 10نفر از جمع فرار کردن منو شوهرم پهن شده بودیم از خنده . هنوز موندم من زدم بقیه چرا در رفتن

وای خدا حفظتون کنه تا حالا اینقدر نخندیده بودم

واااای یکی دیگ از خاطره ها یادم افتاد اینم تو بارداریم بود
شوهرم رفته بود مسافرت کاری
منم خونه بابام
۳ ساعت مونده به خوابیدنمون هی گفتم دارم میمیرم از معده دردو....
خلاصه حالم بد بود شدیدددددد هر چی میرفتم سرویس هیچی نبود
دیگ گذشت و وقت خواب بود منم دراز کش
همه هم خوابیدن
نیمه شب بود من یه شدید و صدای شدید در رفت ازم
گفتم با خودم خدایا کاش مامان بابا متوجه نشده باشن 😂😂😂😂😂
شد فردا
مامانم ظهر یجور ک با شوخی باشه
گفت مامان دیشب دلت خوب شد
گفتم اره خوب شدم ، گفت اره دیشب یه صدای بدی اومد همون موقع گفت اخیش باخره راحت شد 😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂مرده بودم از خندددددده

جمع جمع گوزوهاس😂😂😂😂
مامان منم یبار خونشون بودیم داشت می‌خندید ازش دررفت از خجالت سرخ شد زن داداشم خاست بگه من نفهمیدم رفت سرکیفش آینه برداشت دست کشید رو چشمش داداشم گفت چی شد خورد به چشمت😂😂😂😂😂دیگه همه زدیم زیر خنده

من ببار خواب دیدم جلوی مهمون ازم در رفت فرداش افسردگی بعد از گوزیدن گرفتم

چرا همه پیش خواهرشوهر مادرشوهر کلا خانواده شوهر گوزیدن... یعنی ریدن بهمشون 🤣🤣🤣🤣🤦😷😷😷

منم یبارم خاهرشوعر و مادر شوهر اینا نشسته بودن تو اتاق منم داشتم میرفنم آشپزخونه آب بیارم یدونه گوزیذم و سریع رفتم بعد برگشتنی اومدم تو اتاق گفتن اینجا یکی گوزیده صاحبش نیس🤣🤣🤣

من یه بار جلو جاری و مادرشوهرم و بردارشوهرم و شوهرم تو جمع بودیم خلاصه در رفت داشتم میخندیدم خیلییی بد بود😐💔😂هنوزم یادش میفتم میخوام بمیرم

من ۱۳ سالم بود اومده بودن خواستگاری ابجیم🤣🤣🤣🤣😭😭تو جمع در رفت

😂😂😂😂😂😂
باردار بودم ، یبار تو جمع مهمونی دو سه نفر تو اتاق بودیم
منم ۶ ماهم بود یا ۷
یهو در رفت 🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️
یکم اولش حالت خجالت بودم
بعد گفتم باردارم دیگ بهم فشار اومده 😂😂😂😂😂😂😂😂 بعد اونا هم یه لبخند زدن و بحث عوض شد
بعدا ابجیم گفت خوب خودتو تبرئه کردیاااااااا😂😂😂😂😂😂😂😂
خلاصه خیلی بد بود الان یادش میفتم میخام بمیرم از خجالت
من تا حالا پیش شوهرم اینکارو نکردم 🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️ شوهرمم میگه راحت باش اما من نمیتونم 🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️😂😂😂😂

حالا منو خواهر شوهرم امروز تو باغ رفته بودیم
بعد دخترش سالش پسر منم ک ۳سالش همراه مون بودن
گفتم وای چرا یهو دلم درد اومد گفت باد داری حتما گفتم ن بابا
بچه ها تند تند برد جلوتر منم ی ۲۰۰،۳۰۰متری باهاش فاصله داشتم دوتا زدم
یهو گفت آخيش راحت شدی
من چیزی نگفتم یهو دوتایی خندیدیم
خواهر شوهرم ۱۱سال ازم بزرگتر من ۷۱ متولد
اون ۶۰
منم ۱۵سال عروسیشون 😂😂😂😂
خیلی عادی بعد ۱۵سال شکوفا شدم 😂😂

من تازه که ازدواج کردم خونه پدرشوهرم زندگی مکردیم پدرشوهرمم مشکل داره نمیتونه خودشو نگه داره من تو اتاقم بودم با شوهرم بعد چند باری صدا اومد ترررر ترررر اون موقع قیافه من😐😐😐😐😐و بعدش ترکیدم😂😂😂شوهرم گفت عادت مکنی بابام مریضه بعضی وقتا اینجوری میشه وای یعنی من دیگه اون روز از اتاق بجای پدر شوهر بیرون نرفتم یعنی خنده ام می گرفت😂😂😂یبارم مامانم اون شب اتاق خودم باهام خوابیدیم صدا میمومد وایی آنقدر خندیدم ب مامانم گفتم بیین باچه آدمایی سرکله میزنم 😂😂😂😂

راه حل میدم برا مواقعی که شدید دارین و نمیخان صدا بده
یک گوشه پناه بگیرید و یک طرف باسن مبارکتون رو بگیرید و بکشید جوری که یکم سوراخش باز شه بعد راحت خارجش کنید🤣🤣

من کلاس سوم دبستان بودم رو حیاط نشسته بودیم با همسایه مونو پسرش که دانشجو بود هیچی خندیدن همانا باد در رفتنم همانا الان ۱۷سال میگذره پسر همسایه مون میبینم فرار میکنم هنوزم باهاش سلام علیک نمیکنم آب میشم از خجالت 😵‍💫😵‍💫

من یه خاستگار داشتم فامیل بود مامانش هی می اومد خونمون بعد من یه بار بد نشستم یه گو ز دادم وای درست کنارش نشسته بودم داشتم میمیردم از خجالت ولی دیگه پسره نیومد خاستگاری فعک کنم مامانش گ و زمو گفت که نیومد😂
نتیچه گیری با یه. گ و ز عشقم رفت 😂😂

یه دقه نگوزید ببینیم چی شده😂

خواهر خوب کردی چسیدی مگه دیگران نمیچسن

🤣🤣🤣🤣واااای شاشیدم به خودم
خدا لعنتت نکنه
گوزوک🤣🤣🤣🤣

من ۱۴سالم بود خواهرم جلو من نشسته بود
چندتا از دوستای مامانم اومده بودن خونمون
من دوتا زانوم بغل کرده بودم یدفعه یه گوز با صدای خیلی بلند ازم در رفت 😐😐😆🤣
بعدم یدونه ابجیم زدم گفتم خاک تو سرت اون ۶سالش بود
ابجیم والا من نبودم تو کردی من میزنی
دوستای مامانم وای گوزیدی خواهرت میزنی 😆😆😆🤣🤣🤣

وای نمیری😂😂😂😂

وایییی من پیش دوتا خواهرشوهرام
یهو در رفت لامصب مررررردم از خجالت😭😭😭😭

تو اتاق گوزیدی اومدی بیرون حالو احوال کردی ؟باادکلن خودت؟🤣🤣🤣🤣

لعنت به باد معده😁😄

همیشه خودتو بتکون😂

من تو جمع ازم دررفت هنوز ک هنوزه فراموش نکردم

😂😂😂😂.

سوال های مرتبط

مامان جوجه رنگی مامان جوجه رنگی ۳ سالگی
مامان جوجه رنگی مامان جوجه رنگی ۳ سالگی
مامان جوجه رنگی مامان جوجه رنگی ۳ سالگی