۱۰ پاسخ

إلهی 🥺
با شوهرت حرف بزن با زبان خوش شاید حالیش شد اگه نشد جدی برخورد کن ادبش کن

شما هم براش نمیخواد بشینی غذا درست کنی
بگو با دو تا بچه نرسیدم
ک حساب کار بیاد دستش

ببخشیدا ولی شوهرت خیلی گاوه

الهی.خیلی سخته حداقل واسه منی ک الان بچه دومم ده ماهش شده بازم سختمه الان اگه ب عقب برمی گشتم اگه می‌فهمیدم دومی رو ناخواسته باردار شدم حتما سقط میکردم چون هیچ کمکی نداشتم ن توو بارداریم ن حالا .از بس پا درد دارم ب زور راه میرم.اونم شب و روز واسه خودش فیلم میبینه یا اخبار از بس دعوا کردم دیگه براش عادی شده.تو الان سن دخترت خوبه من ک دیگه می‌خوام بفرستمش مهد هم فهمیده تر میشن هم ما ی چن ساعت نفس میکشیم

عزیزم تا چهل روز که واقعا سخته خدا قوت بده بهت، بنظرم تا زمانی کولیک بچه هست دست به سیاه سفید خونه نزن از مادرشوهرت غذا بگیر خونه هم هفته ای یه بار جارو بشه بسه
میتونی گاهی بچه دومتو بدی مادر شوهرت با اولی وقت بگذرونی؟

بچه بزرگتو بفرست پایین خونه مادر شوهرت حالا که پسرش نیست وظیفه اونه از بچه پسرش مراقبت کنه چند بار بفرستی پایین خسته میشن به پسرشوت تذکر می‌دن

فقط همبن که جواب مادرشوهر فضولت رو دادی آفرین بهت زنیکه بجای بیاد از تو با دوتا بچه کوچیک طرفداری کنه تویی که تازه زایمان کردی رو آروم کردی داره از پسرش حمایت میکنه آه یاد مادرشوهرم عوضی خودم افتادم تمام روزای بعد از زایمانم رو بهم کوفت کرد

کاش شیر ب شیر بچه دار نمیشدی اونم شوهری که اصلا مسولیت پذیر نیس شوهر منم اونجوریه اما هر وقت حرف از بچه دوم میزنه میگم ن دس تنهام توهم کمکم نمیکنی خسته میشم

دختر منم کولیک داشت
اصلا خواب نداشتم
انکار می‌فهمید شب شده
دکتر بردم میگفت هروقت شدید بود استامینوفن بده دردش رو مغز بچه اثر میزاره
بعدم اینفاکول ام میدادم بهتر بود تقریبا

برا مرد رفیق باز آخه دوتا بچه شیربشیر چرا آوردی گلم؟🥲

سوال های مرتبط

مامان تیام👼 مامان تیام👼 ۳ سالگی