۷ پاسخ

خواهرشوهرت توی خونه شما زندگی میکنه
ب شوهرت پیام بده منم دلم برات تنگ شده ولی شرایط اینجوریه بیام خونه کسی نیست ازم پرستاری کنه خودمم ک نمیتونم کار کنم روم هم نمیشه ب ابجیت چیزی بگم ک کاری برام انجام بده
یمدت باید صبوری منیم تا شرایط بارداری و بچه بهتر بشه بعد دیگه میمونم خونه خودمون
غروب بیا دنبالم حسامم میذارم خونه مامانمینا دوتایی بریم بیرون یکم

ببخشید اینو میگم اما آدم برای اینجور مردا بچه نمیاره
مگه بچه هستن که دهن بین باشه

وا مگه از خوشی رفتی خونه مامانت همین که دوستان میگن برو خونه حتی برا دستشویی رفتن هم صداش بزن بیا بلندم کن

اگه شوهرت راضی نیست بمونی خونه مادرت برگرد خونه
ولی تا آخر بارداریت استراحت مطلق باش
چون اگه خدای نکرده بچت نارس ب دنیا بیاد ممکنه اکسیژن ب مغزش نرسه و cp بشه
من خیلی اطرافم دیدم ک زود به دنیا اومدن و الان کلی نقص دارن تو رشد جسمی و حرکتی و مغزی
اینو ب شوهرت حالی کن عزیزم

سلام
وقتی خواهر شوهرت درک نداره و همسرت دهن بینه
صحبت هیچ فایده ای نداره

برو خونه ات از جات تکون نخور دست به سیاه و سفید نزن
فقط برای سرویس از جات پاشو

روز جمعه که تعطیل باشه و همسرت خونه باشه برو که خودش ببینه نمی تونی پاشی و باید کسی به خودت و‌بچه ات برسه

آخ و اوخ و ناله و ..... با پیاز داغ فراوان

وای ادم با بچه کوچک و بارداری و استراحت مطلق سخته
به خدا منم باردارم بچم کوچک پدرما در آورده

بگو از باشه خودت از کارت بزن یا خواهرت بگو منو پرستاری کنن چشم میام خونه
بگو مامانم داره از خودم و بچم مراقبت میکنه طلبکارم هستی

سوال های مرتبط

مامان جوجه مامان جوجه ۳ سالگی
پوشک
فرزندپروری
پسر من خونه خودمون خیلی پسر خوبیه و با ادب و حرف گوش کنه
امروز رفتم خونه همسایه امون که خیاطه کار داشتم.
میخواستم بیایم خونمون پسرم نمیومد میگف نریم همسایه مون گف خب تو بشین میگفت نه مامان تو هم نرو خونه نریم.
من پاشدم بیام خونه کار داشتم غذا و فلان.پاشد گفت بیشعور میگم نریم و با گوشی منو میزد.
همسایه مون گف بسکه بچه رو تو خونه نگه داشتی دلش نمیخواد بیاد.
شما بگین کارم اشتباهه؟اخه الان با هوای سرد کجا بریم؟
خونه همسایه هم ٣تا بچه داره همیشه یکیشون مریضه نمیبرم که مریض نشه یه وقت اذیتشه.
بیرون تو شهر یا خانه بازیم که پر بچه اس و اونجام یکی دوتا مریض هست و سرده خدایی نمیشه رف.
خونه عمه اش هم که با بچه اون دعوا میکنن و دست به همه چی که میزنه عمه اش هی میگه بکن نکن و فلان خوشم نمیاد برم که هی حرص بخورم.
خونه مامانمم که ۵روز موندم بخاطر پسرم و اومدم اونجام ابجی کوچیکم خیلی شیطونه هی باهم میرفتن بیرون از خونه بیرونم افتضاح سرد.ولی خدایی هوا که خوب میشه و دیگه سرد نیس عصرا کلا تو کوچه میبرم با بچه ها بازی کنه و سرگرمه خانه بازی میبرم شهر میرم خونه خواهرم میرم که حوصلش سر نره.
حالا اینکه هوا سرده و خونه بعضیام که نمیشه رف بخاطر خودش کارم بده؟اینکه حواسم هست مریض نشه.؟یجوری حرف میزنن انگار زندونی کردم بچرو.از لحاظ اینکه خونه خوبه بیرون اینجوری رفتار میکنه باهام چیکار کنم؟