اتفاقای این چندروز خییییلی اذیتم کرد حالم بحدی بدبود که دیگ هیچی برام مهم نبودحتی بچهام واقعا ادمبه امیدزندست
...راستش ی سالی بود ازمشتریای شوهرم ک خانمه دویاسه سری به شوهرم زنگ میزد ک اقای فلانی جایی گیرکردم اگ میشه ۳یا۴تومن برام واریزکنید .شوهرم میگقت شرمنده ندارم
چندبارم من گفتم خوب شایداحتیاجه اگ مشتری دائمیه بده قرض میگفت نه و...ازاین حرفا هفته پیش سرکاربوده همسرم مشتریای زیادی داره این خانم میره دم بساطش گوشی هم گرفته بوده رو سینش بااشاره میگفته ۳تومن .شوهرم به اون یکی مشتریه گفته ۲۰دیقه دیگه میفرستم میاره این خانم فیلم میگرفته.ی دفعه میگفت یه اقایی بهم حمله کرد میگفت اصلا شوک بودم نمیدونستم چ خبره میگفت ب دوستم گفتم بزنگ ۱۱۰بیاد این اقاپلیسه اشتباهیهم اومده بجای صورتجلسه ازشوهرم ازاونا صورت جلسه گرفته .هیچی دیگه اینارومیبرن کلانتری زنه دیده زیرش خیسه زده ب بی عابرویی گفته این اقامزاحم شده
.من دیدم شوهرم نمیاد ساعت شد۱ظهر دیدم زنگ میزنن کلانتری شوهرم گفت ی مشکلی برادوستم پیش اومده اومدم اینجا هرکارکردم نگفت کجا اخرش گفت بایه اقادعوام شده .فقط میگفت ب هیچ کس نگو دوستم نظامیه اینجاست حل میکنه میام
بقیه پایین

۱۵ پاسخ

انگار کشیدنم بالای دار حسم بهم دروغ نمیگ گفتم ی اتفاق دیگه ای افتاده .این موندتاشب فقط زنگ میزد میگفت به هیچکس نگو من دارم میمیرمو ازاین حرفا نگفت قضیه اون زنس .دیگ شب گفت موندگارشدم ماشین ی جوری ازسرکاربیارنمونه اونجا .یعنی میگن غریبه ازاشنابهتره من باگوشتوخونم حس کردم هیچی بابدبختی باجای خالیش کنارمیومدم جولب بچها ک خیلی سخت بودددددخیییلی ....اخرش طاقت نیاوردم مستاجرمون حاج خانم اومدبالاگفتم پسرشم نظامیه گفت بزاربگم بره دنبالش نزاشتم گفتم فقط زحمت بکشه بادخترم و همسرت برن ماشین بیارن رفتن اوردن .صبح گفتم اومد پیش بچها من خودم رفتم کلانتری
بقیه پایین

خوب شما چرا الان از اب گل الود ماهی میگیری عزیزم؟؟؟ ببین اینکه بخوای حق طلاق بگیری یا چیزی به اسمت بشه کار خوبی هستا ولی اینکه الان بخوای جوری رفتار کنی که همسرت جلو شما هم احساس شرمندگی کنه وبخواد بخاطر نگه داشتنت تو این اوضاع حساس چیزی به اسمت کنه درست نیست.... اتفاقا حمایتش کن کنارش باش اخر کار بخاطر قدر دانی و اینکه همه جا کنارشی ازش بخواه که کسی جز من نمیتونه کنارت باشه تو هر شرایط و خواسته ات رو ازش بخواه.... انشالله که مشکلتون به خوشی حل بشه گلم

رفتم خدابه هیچکس نشان نده شوهرم اونجابازداشتگاه به دوتاتیکه لباس توسرما یعنی سخت ترین لحظه عمرم بود گفت نبایدمیومدی همون خانمه اخرش برامون ماجرادرست کرده.از مسغول پروندش پرسیدم گفت فیلم گرفته ک این اقا مزاحمه نگو وقتی شوهرم به اون یکی مشتریه گفته ۲۰دیقه دیگ میفرستم این خانم ازفرصت استفاده کرده فیلم گرفته اخه بعضی وقتا شوهرم اخرکارش سفارشاروجمع میکنه میبره درخونه هاشون
دوستش اومدرفتیم دادسراگفتن ازادی تاروزدادگاه حالا شماره زنه بابرادرش پیداکردیم ک حتی این خانم شمارکارتم میفرستاد وکیل گرفتیم پرینت بگیریم و شکایت کردیم ازدوتاشون رفتیم پزشک قانونی دماغ و دستش ضرب دیده .یک پرونده ای براش درست کنم اخ خدا توتاریخ اسمشوبنویسن .میدونین شوهرم من فقط برامن زبون داشت اصلافکرشم نمیکردم انقدساده باشه ازوقتی اومدیم ازاین روبه اون روشده میگ تاصبح نشستم دم بازداشتگاه فقط ب بچهاوتوفکرکردم تازه فهمیدم زندگی یعنی چی اخلاقش عوض شده انگارباادم جدیدمن ازدواج کردم سختمه کناربیام اون مرد باابهت شده موش میگه انگاراون ی شب تلنگربوده ک بفهمم زندگی چیه
فقط هرچقدلازم باشه خرج میکنم ایناروبنشونم سرجاشون تابه توثابت بشه
منم گفتم اگ غیرازاین چیزاباشه من درخواست طلاقمونوشتم توروبهبچهات میزارمو میرم پی زندگیم
بقیه پایین

میگفت تو تواین موقعیت ازمن میخای چیزی بزنم ب اسمت یاحق طلاق .باشه من این کارومیکنم ولی نه بخاطراین قضیه .فقط بخاطرخودت دلت .حالانمیدونم بعددادگاه روحرفش وایمیسه یانه

ی سوال اگ پزشک قانونی هم دستش و دماغو کوفتگی بنویسه دیه ای نمیبورن براش؟بنظرتون؟ .من براپول نمیگما فقط میخام براش دیه بزنن اخ فقط میخام او ن برارضایت دنبال مابیفته اخ خدا

مشتریای شوهرم واقعاخیلیاشون باشخصیت میشناسمشون من دخترمو اونطرفانوشتم مدرسه میشناسنم .ولی این زنه اون جا نیست ی خیابون اونطرف تره شوهرم میگفت چندباراومده ازم خریدکرده .و حتی شوهرش هم اومده ۸۰۰تومن بدهکاره اگ من مزاحمت ایجادکردم چرابازمیومد ازم خریدمیکرد.ایشون ازدوست شوهرم هم خریدکردهو پولشم نداده .ولی حالا شانسش بدجایی افتاد اخ بلایی سراین زن بیارم براش یادگاری بمونه .منتظرم اون روزم فقط

اینم ازاین ولی من حسم هیچوقت بهم دروغ نمیگه میدونم چیزی نیست بحرحال مواظب اینجوراخاذی هاباشین .ادما دیگ ادم نیستن بلانسبت حیوانی شدن ک بیاببین براپول چ کارامیکنن .

میگ قضیه تموم بشه میریم مشهد اونجا میشینم پاتو بوس میکنم عابروم نگهداشتی .حالامیخام بگم بچها هرمشکلی بکسی مخصوصا خودی هانگین ماخودمون میدونیم چ خبرشده .کس دیگ ک مطمعن نیست هزارتاحرف میفته پشت ادم .این دوستای شوهرم و مشتریاش میگن بیاین استشاهدمحلی بگیرین ک ۵ ساله شوهرم اونجاست جزچشم پاکی چیزی ازش ندیدیم بعضیا میگن این مرده برادرزنه نیست .من شمارشون دراوردم فامیلاشون یکی نیست .
همشون پشت شوهرمنن مطمعنن ولی من دلم لشوبه .خوبمخوب ولی منتظرم روزدادگاه اخمن اون زنه ببینم.
میدونید شوهرمن ت این مساغل دادگاه و اینا بی سرزبونه بشدتتتتت فکرشم نمیکردم انقدضعیف باشه .

بحرحال خودش میدونه من اخلاقمجوریه ک فقط خودم میتونم خودمواروم کنم .باید فکراموبکنم گفتم تصمیم من بعددادگاه معلوم میشه گفته ماشین میزنم ب اسمت .ولی نمیخام گفتم حق طلاق میخامممم.خیلی این چندروز حرف زده خیللللی تشکرکرده ک پشتش وایسادم.ب کسی هم نگفتم خداروشکر

خب منتظر ادامه‌اش هستیم

بقیه ش

بعد ش چی شد

خب بعدش

خب بعدش

بعدش چی شد

سوال های مرتبط

مامان علی مامان علی ۳ سالگی
سلام مامانا اومدم درد و دل کنم امروز پسرم خیلی اذیتم کرد از صبح ک بیدار شد همش گریه کرد هیچ می‌گفت میخام بزنمت محکم چندتا خوابوندم تو صورتم و چشمم منم همش بغلش میکرد میگفتم چی میخوای مامان فقط می‌گفت میخام بزنمت و گیر داده بود الان باید بریم فروشگاه گفتم مامان دست و صورتمو بشورم صبحانه بخوریم میریم می‌گفت نه نمیرفت دسشویی نه یمذاتش من برم اهرم جیش کردن تو شلوارش پشت در دستشویی هم کلی گریه کرد بعد یک ساعت تمام با زور گوشی و تلویزیون ساکت شد بعدم ک بردمش بیرون کلی اذیتم کرد میخواستم خرید کنم همش می‌رفت و من دنبالش آخرم کیلی داد زدم سرش جلوی همه و زدمش زنعموش اومده بود فروشگاه رفته پیش اون میگه میخام پیش اون باشم و نمیومد با زور دیگه باهم اومدیم بعدم خونه دوباره کلی اذیت کرد شلوارش در آورده بود و لخت راه می‌رفت نمسذات بپوشونمش هی جیش میکرد دور خونه با کتم هم نپوشید منم کلی جیغ و داد کردم و گریه کردم نمیدونی. مایر کرد که اینقدر ازش بدم اومده بود ب خدا باورتون نمیشه وقتی زنعموش رو میبینم انکار اون مامانشه از این رو به اون رو میشه ب شوهرم میگم این دعا داره همش میعاد بره خونه اونا پیش اون باشه منو کلی زده و اذیتم کرده منم اعصاب ندارم دیگه زورم میاره جاریم خودش ی بچه داره جیکش در نمیاد ولی این ابرو برا من نداشت تو همسایه ها از بس جیغ و داد کردم و همش داره گریه میکنم از بچگی هم همین بود الآنم همینه ی دستشویی نمیتونم برم