۹ پاسخ

زینب...
یه چند روز پیش رفته بودیم مهمونی بعد حسن دستشو گزاش رو موز گفت مامان این چیه؟؟ ینی فقط دوس داشتم لهش کنم...وای خدایا از طرفی خندمم گرفته بود...حالا هرچی میگم این موزه میگه موووووززززز؟؟؟؟؟؟؟

وای زینب 😅
چند شب پیش خونه پسرعموی همسرم بودیم چندتا خانواده که بچه همسن و سال داریم دور هم بودیم.
با یک مامانی که پسرش یک ماه از یسنا بزرگتره درباره غذا و اینا صحبت میکردیم
گفت مگه یسنا چقدر میخوره غذا؟
گفتم نهاااااایت ۱۰ قاشق دیگه اگه خیلی گرسنه باشه.گفت ارره پس. منم همینطوره خیلی نمیخوره هنوز.

حالا موقع شام من سوپ برای یسنا برده بودم , جات خالی اشتهارش باز شده بود یا چی... تمااااام ظرف رو خورد🫣
اون بنده خدا هم چپ چپ نگاه میکرد🤣

خیلی حس سمی بود🤣😅

از الان باید آماده ی ضایع شدن تو جمع باشیم هر چی گفتیم عکسش عمل کنن

سلام عزیزم🩷 میشه دستور پختشو بگی 😍

منم میرم خونه همسایمون آرنیکا قشنگ میخوره😂

یه دختر دایی دارم مادرش میگه بچم هیچی نمیخوره😐میاد خونه مامانم اینا از منم بیشتر میخوره😐😂😂سه سالشه

چون مامانجونش داده خوشش اومدخ😐😂😂

دختر من که جمع رو دوست داره
تو خونه مامانم اینا داداشام رو که میبینه هم حالش بهتره هم نق کمتر میزنه
کلا اونارو بیشتر دوست داره😂😂
همه چی هم میدن میخوره کیف میکنه😀

وروجککک😂😍

سوال های مرتبط