کاش همه قبل حرف زدن یکم به مغزشون رجوع کنن شاید ینفر با اون داغون بشه بهم بریزه کاش جهلش نادانی هیچ وقت نباشه که بعضی مادرا بخواطر نفهم بودن بقیه بخوان حرص بخورنت اذیت بشن .
دیشب دوست شوهرم با خانوم بچش اومدن خونمون هنوز دم دره ماشینشو خاموش نکرده میگه بچت چرا اصلا رشد نکرده چرا لاغر تر شده حالا بچه خودشم همسن پسر منه ریزه تره اومده خونه باز نه قدم نکشیده که بگی بخواطر قدشه خوب به تو اصلا تو به فکر بچه خودت باش حالا منومیگی اول به فکر بچمم هوش اولویتم اونه اول به اون غذا میدم همیشه بد اینا زنوشوهر نشستن غذا خوردن به بچشونم ندادن صبحانه ام همینطور خانومش شیر خودشون میده به من چرا شیر ندادی بچه گناه داره تو نمیخواد به فکر شیر ندادن من باشی بچتو سیر کن بخدا اصلا انگار بعضی آهار پشت کوه اومدن هیچی نمیفهمن فقط بلدن حرف مفت بزنن چرا من یه عالمه نکات منفی دیدم ازشون ولی یبار نگفتم که مبادا ناراحت بشه نمی‌دونم بعضی ها چطور میتونن اینقدر بی عقل باشن انگار از دستی به بچم شیرمو ندادم 😔 اندکی تفکر بخدا

فرزند پروری شیر خشک

۸ پاسخ

اینجوری آدما می‌خوان با این حرفاشون مثلاً بگن که خیلی با تجربه و فهمیده هستن ولی هیچی حالیشون نیس😪
خودتو ناراحت نکن

خوشونو دایه عزیز تر از مادر میدونن بخدا چرا دهنتونو نمیبندین نصبت. به بچه یکی دیگه حالا جالبش اینه هیچی نمیدونستن تازه مرده بچه دومش بوده طلاق گرفته قبلا هیچی حالی‌شون نمیشد اومده بودن رو منبر برامن بعدش گفتم ویتامین بده بهش ضعیف میشه شیر فایده ای نداره برا رشد میگه چیزی میدونی بگو بدم به بچم فلان یعنی دیگه نمی‌دونم واقعا چی بگم از بعضی حرفای مردم واقعا خسته شدم حالا بهتر باشن یه چیزی الگو میشن ولی همیشه بدتراز ما هستن بخدا زبون دارن صد متر خستم کردن از حرفای مفتشون

همینکه فهمیدی از روی بی عقلی حرفاشو زده کافیه نمیخواد حرص بخوری
سری بعدی چیزی گفت خیلی راحت بگو ما و دکترش از وضعیتش راضیم حرف بقیه برام اصلا مهم نیست

بنظرمن اینطورادماازحسادت هست اینطورن
داشته بهتون حسادت می‌کرده میخواسته یجوری خودشو آروم کنه این چرتو پرتارو‌بهت گفته
کار خوبی کردی جوابشو ندادی چون اینجورادما ارزش صحبت کردن ندارن چون بیشتر کلکل میکنن نه صحبت

عزیزم حرفاش از نفهمی ش نبوده از ک س کشیش بوده.توام مثل خودش جواب بده

من باشم کلا باهاشون قطع رابطه میکنم .بعضیا بیشعوریشون رو باید حتما نشون بدن که برمیگرده به اون خانواده ای که توش بزرگ شدن

هیییب قشنگ درکت می‌کنم هنوز دوست شوهرت بوده ی شب اومده پیشت ،،من چی که خانواده شوهرم الخصوص مادر شوهرم که فکر میکنه عقل کله و بچمو انگار اون شب روز بزرگ کرده با اینکه سر چند روز میبینم یا پیشش میشینم چند شب دیگه وای بیا و حرفاش ببین ک چقد لاغر شده بهش غذا بده برو پوشکشو عوض کن بهش شیر بده یا برا من تکلیف تعیین میکنه ک اینکارو بکن اون کارو نکن با اینکه خودم زودتر خاستم اون کارو انجام بدم یا میدونم چکار کنم اینقد حرصم در میاد که خودشو عقل کل حساب میکنه منو خنگ

عزیزمممم وای اره واقعا....منم تجربش کردم این حسو خیلی حس بدیه..الان پسرم با کمک من راه میره دیوارو میگیره میره خودش هنوز نمیره راهش میبرم امت هنوز ی ترس داره خواهرشوهرم میگ تنبله باید راه بره منم گفتم هرچیزی وقتی داره نارتحتم میشن قربون خدا.‌حامله ک بودم مادرشوهرم مبگفت شکم فقط شکم دخترخودم بزرگ تو ک شکم نداری ..شیر خشکی شد گفتن حوصله نکردی بدیش وابییی درکت میکنم

سوال های مرتبط