یکسال پیش ۲۰-۲۱ سیکلم رفتم دکتر وسونو گرفتم گفت تنبلی تخمدان چپ داری و ضخامتت رحمت ۴ونیم هس گف اقدام بکن و قرص هم فقط گفت فولیک اسید و ویتامین د ۳ هزارواحدی بخور و ورزش زیاد بکن ..ک من بعد اون اقدام کردم و با اول و دوم اقدام ماشاءالله حامله شدم...فک میکردم شش ماه طول بکشه چون تنبلی داشتم ولی همون اول با کلی دعا کردن و خواستن از خدا بهم بچه بخشید فک میکردم دیگه باردار نمیشم اون روزای اخر ک نزدیک پریودیم بود باوجود اینکه میدونستم بدنم اماده پریود شدنه نه بارداری ناامید شده بودم...سه روز بعدتاخیربی بی منفی شد ولی یه هفته بعدتاخیر پریودیم رفتم خونه مامانم و بی بی چک زدم که اولش منفی بود بعد یه ساعت باز رفتم دسشویی دیدم بلههههه این هاله تو عکس افتاده😍انقد خوشحال بودم انگار رو ابرا بودم ۱۱ و ۱۳ و ۲۱ روزبعد تاخیر و حتی ۹ ماهگی هم بی بی چک زدم که همشون خط دومش کمرنگ بود🤣🤣ارزو بدلم موند بی بی چک مثبت داشته باشم و نشد....من برا بارداری اولم همیشه از خدا میخواستم و میگفتم یا رب اگه بصلاحمه یه دختر بهم بده توروخدا یه دختر میخوام بهم بده و بصلاحمم باشه🤣🤣🤣🤣برا دومی هم میگفتم زیاد مهم نیس ولی خدایا اگه بصلاحمه یه پسر بهم بده که از هردوش داشته باشم..الحمدلله هردو رو دارم😍اللهی همیشه سالم و صالح باشن و درراه خدا قدم بردارن..

تصویر
۳ پاسخ

منم هم پلی کیست داشتم هم تنبلی تخمدان خیلی دارو امپول خوردم که باردارشدم دوسال اقدام بودم

عزیزم انشاالله همونی بشن که خودت از خدا خواستی خوشبختی شونو ببینی

..بعدها هی ازم میپرسیدن چطور پسردار شدم.چون پسردار شدن یکم سخته و..زن باید ارضا بشه و ایا من شدم یانه..چیزای گرمیجات خوردم یانه و ....ولی خب من قبل اقدامم رفته بودم مهمونی یه شهردیگه که بییییش از حد سرد بود دوهفته اونجابودم و همش سرد و بدنمم سرد بود و گرمیجاتم نخوردم و کلا به فکر بارداری هم نبودم تا وقتی ک برگشتم ینی من اصلا به فکر رژیم برا جنسیت نبودم....حالا چرا این داستانو گفتم:اینو برا کسایی گفتم که ناامیدنشن اگه خدا بخواد بهت میبخشه فقط دعای خیر بکن و از خودش بخواه که ببخشه بهت



یه سال پیش این موقع منیب ۴هفته بود

سوال های مرتبط

مامان هانا مامان هانا ۸ ماهگی
داستان زایمان
#قسمت_اول

من سیماام ۳۴ سالمه و یه پسر ۷ ساله دارم و یه دختر حدودا سه ماهه. امشب تصمیم گرفتم داستان زایمانم رو براتون تعریف کنم و سختی هایی که قبل و بعدش کشیدم.

۲۱ آبان بود که از خرم آباد با خانواده همسرم (بدون همسرم) رفته بودم تهران عروسی یکی از اقوام. به محض اینکه رسیدم خونشون درد شدید کمر و سینه داشتم میخواستم مسکن بخورم ولی چون تو اقدام بودم گفتم قبلش بی بی چک بزنم و بعد با خیال راحت مسکن بخورم، هرچند حدود ۱۰ ماه بود تو اقدام بودم و میگفتم ۱ درصد احتمال بارداری وجود داره.

رفتم بی بی چک خریدم با اولین بی بی چک دو خط پررنگ افتاد، بی بی چک دوم رو که زدم مطمئن شدم نی نی در راهه 🥰. خلاصه که اونجا مجبور شدم به خانواده همسرم اطلاع بدم که تو راه برگشت خیلی آروم رانندگی کنن چون اوایل بارداری بود خیلی رعایت کردم.

تو عروسی خواهر شوهرم سرماخوردگی شدید گرفت و به منم انتقال داد تو راه برگشت و این شد شروع عفونت کردن گلوی من تا آخر بارداری و یه بهونه برای اینکه هر روز استفراغ کنم و چرک خشک کن هایی که اصلا جواب نداد.

وقتی برگشتیم خرم آباد رفتم پیش دکتر زنان و تشکیل پرونده دادم و یه آزمایش روتین دادم که متوجه شدم قندخونم از حد نرمال بالاتره ولی با نظر متخصص غدد دارو‌ نیاز نداشتم ولی همون اوایل سعی کردم قند مصنوعی رو خیلی کم کنم.
مامان 💖°آوین°💖 مامان 💖°آوین°💖 ۷ ماهگی
#یادگاری.آوین🎀

یادمه پارسال همین موقع بود الان ک ۱۰ هست من سه ماه تو اقدام بودم همش دلم میخواست زود باردار شم شوهرمم هی میگفت فک کنم مشکلی چیزی داریم 🥲❤️

تا اینکه بازم درد زیر دل و ترشح ابکی داشتم باز ناراحت بودم ک بازم پریود میشم 🫠🌿

دیگه گذشت روز پریودم بود اون ماه اصلا ب بچه فک نمیکردم تا روزایی ک ب پریودم نزدیک میشد دیدم عه روز پریودم باید ۱۳ پریود میشدم نشدم همش هی استرس داشتم خدا نشم خدا نشم 😅❤️ هی چک میکردم دیگه چند روز گذشت و من باز ب شوهرم گفتم پری شدم خیلی ناراحت شد دیگه رفتم داروخونه پنج روز از پریودم گذشته بود ولی شوهرم فهمید صبح روز ۱۸ رفت سر کار من پاشدم با ذوق و استرس بی بی زدم وای مثبت بود خیلی خیلی خوشحال بودم 😭❤️😍

از ذوق داشتم گریه میکردم برا بچه ای ک هنوز نمیدونستم میاد یا ن دختره پسره چ شکلیه انگاری چندین سال منتظر اومدنش بودم👶🏻💖

الان یک سال از اون موقع میگذره و الان دختر نازم جلوم خوابیده انگاری فرشته هست ❤️😍💝

خدایا شکرت خدایا ازت ممنونم ک یه نعمت ب این قشنگی بهم دادی 😘🧡

آرزو میکنم هرکی چشم انتظار بچه هاست خدا بهش بده و از این نعمت محرومش نکنه 🥹💝

آمین💞