نوشین جون بچت به محیط اروم و خلوت خونه عادت کرده
چون رفت و امد زیاد نداشتی
یادمه یبارم رفتی مهمونی گفتی اولبن باره میبرمش مهمونی بعد گفتی خیلی اذیت کرده و نق و گریه
خب فرقی نداره چه مهمونی بری چه مهمون بیاد خونت حتی همون نزدیکانت چون عادت نکرده به هم میریزه
براش صدقه هم رد کن
بچه از دوست داشتن زیادم چشم میخوره همیشه از بدی نیس که
بچه همینه گلم
پسر منم جایی بریم یا کسی بیاد
نمیخااابه
میکه همه باید بخابن بعد من بخابم
از شش ماهگی به بعد اضطراب جدایی شروع میشه و علائم تشخیص و حضور غریبه درونشون فعال میشه برای همین حس امنیت اصلی رو نمیکرده احتمالا
خدایی خیلی سخته منم پسرم بچه اولمه و خونمون آرومه وقتی مهمونی میرم یا مهمون میاد پدرمو در میاره از اول همین طوری بود تا الان ک هنوز دوسالشه
اره دختر منم وقتی جایی میریم یا کسی میاد چشم برنمیداره ک ن شیر بخوره ن بخوابه از کنجکاوی و حالا توجه
دختر منم از صبح تا غروب مهمون داشته باشم یا مهمونی باشیم تحمل میکنه ولی از غروب به بعد به شدت بیقرار میشه دلیلشم اینه وقتی تو خونه خودمون تنهاییم خونه آرومه حواسش به کسی پرت نیس چرت های کوتاه میزنه ولی کسی پیشش باشه در طول روز نمیخوابه غروب انرژیش تموم میشه گریه میکنه نق میزنه
واسه همین من خیلی سختمه شبا جایی بمونم.که البته مجبورم خانواده خودم و همسرم شهر دیگه هستن😮💨
وای نوشین هفته پیش خواهر شوهرم از صبح تا بعدظهر خونمون بود
بچم فقط همون ۱ساعت اول بازی میکرد
ب بعدش تا موقعی ک عمش رفت مگه گریه میکرد این بچه فقط جیغ میزد تا موقعی ک رفت همین ک رفت ی بچه آرومی شد انگار اون بچه نبوده😐😐
نمیدونم چش بود قریبه ای میکرد یا چی
والا پسر من حالت عادی پدر در میاره بخوابه
نوشین دوس داشته بازی کنه من همچین چیزیو از چت جی پی تی پرسیدم
گفت نمیخواد بخوابه چون حس میکنه از تایم بازیش داره کم میشه
مقاومت میکنه
دقیقا دختر منم اینطوری بود خونمون انقد همیشه ساکت بود به سروصدا عادت نکرد وقتی مهمون میومد یا ما میرفتیم مهمونی هرکاری میکردم نمیخوابید بعدش هم از بیخوابی هی بهونه میگرفت گریه میکرد یعنی پدرمو در آورد ولی پسرمو دارم سعی میکنم بع شلوغی عادت بدم مثلا تو اتاق خالی نمیخوابونم وقتی خوابه حداقل تلوزیونی روشن میذارم که یا صدایی تو خونه باشه
پسر من مهمونی بریم خوبه مهمان میاد اذیت میکنه گاهی چون نظرشون بهم میخوره
من نمیدونم مهمونت کی بوده ولی چون بچت تو آرامش و جای ساکت بوده بالاخره مهمون مثل خودتون رعایت نمیکنه هرچی باشه من مامانم اینا میان یا میریم خونه پدر شوهرم دخترم خیلی بی قرار میشه تا میایم خونه یا اونا میرن خونشون اروووم آروم میشه من یه وقتایی میگم مهمون و مهمونی دوست نداره 😂حالا اینم بگم الان یه سری میگن خرافاتی ولی بچه انرژی های آدما رو خیلی زود میگیره شاید انرژی خوبی نداشتن
بچه ی منم مهمون میاد روتینش که خراب میشه بداخلاق میشه
سلام عزیزم چون عادت کرده توی خونه ی خودتون با خودتون باشه و عادت به حضور اونها توی محیط امنش نداره
خونه محیط امنشه و شما آدم امن این فضا
و اینجوری نیست که فکر کنید حس می کنه اونا بد هستن که بی قراره
حتی همین آدم ها اگه برید خونه ی اونا دخترتون بی نهایت آروم و خوش اخلاقه کنارشون ولی وقتی اونا میان ممکنه واکنش نشون بده
معمولا بچه ها خوابشون بهم بخوره بداخلاق میشن.احتمالا تو فرصت نمیکردی مثل سابق سر تایمش بخوابونیش اونم بی اعصاب شده🥴🤣
عزیزم دخترت به تنهایی و آروم بودن خونه عادت کرده مثل پسر من مهمونی بریم یا خونمون مهمون باشه نمیخوابه
از بس خونه بودیم به آرومی عادت دارن
خب بچه خوشحال بوده دلش ذوق میزده خواب تو چشمام نمیومده فقط بازی میخواسته
عزیزم پسر منم همینجوری بود مهمون داشتم
چون بچه از محیط اروم توی محیط شلوغ و سر و صدا قرار میگیره اینجوری کلافه میشه
مهمونام روز اول ک اومدن باهاشون میخندید پسرم ولی شب ک شد شروع کرد صداشون در نیومد جیغ میزد تا رفتن دوباره خوب شد
بچس دیگه شاید شلوغ شده دورش یا هرچی احساس راحتی نکرده
بچه من اصولا مهمونی ک میریم خانوم میشه و ساکت 😂ابرو من و برعکس میبره
مثلا میگم اذیتم نیکنه اینطوری آن ک این ؟! بچه به این آرومی
ولی یکی از اقوام اصلا حس خوبی به آوین نمیده کافیه اون اونجا باشه بچم هلاک مبشه از جیغ و گریه
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.