۱۵ پاسخ

همه همینطوریم نگران نباش من که صبرم تموم شده...

من حالم افتضاحه
خداروشکر حداقل روحی بد نیستم
اما جسمی همین امشب نگم برات رو ب موت بودم

چرا تو تنها نیستی منم مثل توام هیچی هم نمیخورم از درد معده به خودم میپیچم

آره خیلی بهتر شدم ولی بعدش به خونریزی افتادم تو استراحت مطلق هستم

بعده ویار بی نهایت شد افتادم تو خونریزی الان از جام نمی تونم تکون بخورم فقط واسه سرویس رفتن بلند میشم

انشالله خوب میشی من اون قدر شدید بودم که روزی هزار بار می رفتم جهنم بعد برمی گشتم الان هفته بیست و یک هستم بازم بو اذیتم می کنه ویار دارم من خودم مردم و زنده شدم

دقیقن منم انگا سرطانی چیزی گرفتم خیلی حالم بده افتادم ی گوشه

منم همینم
خیلی داغونم
پشیمونم از بارداری
خسته م از این حالم
همش حس میکنم سربار شدم رو سر بقیه 😭😭
حالت تهوع ، بالا اوردن زیاد ، خستگی ، از کارای خونه و زندگی موندم
تنها نیستی عزیزم

منم هفته‌های شما اینطوری بودم ماه سوم که تموم میشه خیلی بهتر میشه ماه ۴ و ۵ که تقریبا به زندگی عادی برمیگرده آدم

من سبکی سر و سرگیجه ضعف و بی حالی و بی میلی و تهوع دارم افتضاحم

کلا نمیدونم توی بارداری چرا همش فکرای منفی میکنی 😑😑

عزیزم خودت رو سرزنش نکن طبیعی هست ممکنه خیلیامون این حس و تجربه کنیم و پشیمون بشیم
من هم بعد از تمام این اتفاقات بد و این شرایط گاهی پشیمون میشم که تو این اوضاع بچه دار شدم🥲ولی باید امیدوار باشیم
همه ی این حالات گذرا هست عزیزم هورمون ها حسابی ادمو به هم میریزن

عزیزم منم همینطوری بودم از هفته ۱۵ به بعد اوضاعم خیلی خیلی بهتر شد فقط باید تحمل کنی سرم خیلی کمک میکنه سعی کن بزنی من گاهی یک روز در میون میزدم داخلش تقویتی و ضد تهوع میزد خوب بودم

عزیزم منم اینجوری بودم اما الان بهترم تهوم رسید به روزی یبار تحمل کن عزیزم

دقیقا منم همینجوری بودم فک میکردم فقط منم که داغون شدم ولی بیخیال شو بهش فک نکن میدونم نمیشه

سوال های مرتبط