برادرمم چند هفته پيش خبر داد كه به جايى نرسيده و هيچ چيز خاصى تو گذشته مسعود نبوده راستش فكر كردم شايد يكم هم خودم سخت گيرى كردم و به قول مسعود ماجرا رو جنايى كردم مهم اينه كه الان مسعود دوستم داشت و كنار من بود از وقتى كه ما تصميم گرفتيم باردار بشم مسعود خيلى ذوق داشت و هر روز يك وسيله بچه گانه مىخريد كه بيشتر هم دخترانه بود ماه اول باردار نشدم البته خيلى هم مهم نبود مسعود گفت هنوز جا داريم اما وقت قضيه كشيد به سال فهميديم يک جاى كار مىلنگد مسعود بهم گفت كه برو زير نظر يك دكتر منم يك دكتر زنانى كه طبق صلاحديد مادر شوهرم بود رانوبت گرفتم و رفتم وقتى معاينم كرد يك سرى ازمايش نوشت كه در ويزيت بعدى بهم گفت كه هيچ مشكلى براى بارورى ندارم گفتم پس چرا بارور نمىشوم؟ گفت :همسرت ازمايش داده ؟ گفتم :نه چه نوع أزمايشى ؟ خانم دكتر براى مسعود هم ازمايش نوشت و قراد شد جوابش را پيش دكتر اورولوژيست ببريم قبل از اينكه أزمايش مسعود آماده شود مادر شوهرم تيكه و كنايههايش شروع شد و مدام به مادرم مىگفت دخترتو يه دكتر ببر من بچههام همه سالمن فكر كنم عيب از دخترته كه باردار نمىشه مادر من هم كه مثل هميشه سر اافكنده نگاه مىكرد و مىگفت انشالله دامنش سبز بشه اما وقتى جواب آزمايش مسعود آمد و پيش دكتر برديم همه چيز عوض شد

۴ پاسخ

بقیش🫠🫠

من اینو تو اینستا خوندم

رمانه ؟؟یا زندگی خودته؟

💐💐💐

سوال های مرتبط

مامان ایلماه🩷🫀 مامان ایلماه🩷🫀 ۹ ماهگی
پارت ۲۲
دکتر گفت :ممکنه این جواب درست نباشه
دوباره برات آزمایش می‌نویسم تکرار کنی
مسعود گفت :چطور مگه؟ مگه اوضاع چطوریه؟
دکتر گفت: اونچه که من دارم می‌بینم مشکل باروری هست حالا باز بخواب تا معاینتم بکنم
دکتر، مسعود را معاینه کرد و ازش چند تا سوال پرسید وقتی پرسید داروی خاصی مصرف می‌کردی یا نه ؟
مسعود که انگار بودن من در آن اتاق معذبش می‌کرد معلوم بود که دروغ می‌گوید و ناچاراً گفت نه
دکتر هم فهمید و دوباره سوالش را تکرار کرد که مسعود باز هم گفت نه
دکتر گفت: به هر حال این آزمایش باید تکرار بشه تا بتونم نظر دقیقتری بدم..
وقتی از مطب دکتر اومدیم و به مسعود گفتم: چرا جواب دکتر رو درست ندادی؟
مسعود که حسابی اعصابش خورد بود گفت: نیلوفر تو هم که همیشه به من گیر میدی میشه ول کنی آدمو؟ دست از سرم بردار...
گفتم: چرا اینجوری می‌کنی حالا مگه دنیا به آخر رسیده ؟
گفت :نه نرسیده هیچی نشده سوار شو تا برگردیم...
مسعود چند روز بعد دوباره آزمایش رو تکرار کرد اما باز هم همان جواب‌ها بود
مامان بَشِه❤️ مامان بَشِه❤️ ۱۱ ماهگی
رفتم خونه مادرم تبریک گفتن و با مامانم رفتم ازمایش دادم گفت چند ساعت دیگه جوابش اماده س از ازمایش که برگشتم استین مانتوم کوتاه بود چسبی مه زده بودن روی دستمو دوستم دید و گفت رفتی ازمایش بارداری؟گفتم اره
اون چند ساعت نمیگذشت رفتیم دنبال جوابش و گفتم جوابش چیه گفت مثبته خوشحال برگشتم و زنگ زدم شوهرم گفتم کجایی گفت خونه مادرم
😑😑😑گفتم جوابو گرفتم مثبت بوده ولی چیزی نگیا گفت باشه
شب اومد خونه مامانم بهش گفتم راستشو بگو گفتی یانه گفت اره گفتم
😂😂😂
هنوزنزاشته بود جواب بیاد رفته بودگفته بود
روزا میگذشت و رفتم دکترم و گفت تیروییدت مشکوکه ازمایش نوشت و یکم بالا بود تااخر بارداریم مجبور شدم قرص بخورم
نه هفته با همسرم رفتیم سونوی تشکیل قلب دراز کشیدم و شوهرمم بالای سرم بود دکتر سونو کرد و گفت قلب تشکیل شده صداشو گذاشت و از شوهرم خاستم ازصدای قلبش فیلم بگیره
چقدر خوشحال بودم
نوبت رسید به سونوی انومالی حدود بیست روز بعدش
اینم بگم من چهارروز بعد پریودیم باردار شده بودم
سونوی انومالی و با شوهرم رفتم خیلی ذوق داشتم که یه جنسیتی بهم بگه
اینم بگم دوست داشتم بچه اولم پسر باشه
دکتر خیلی کار بلد و خیلی بداخلاق بود سونو کرد گفت سالمه گفتم خب جنسیت چی گفت هیچی معلوم نیست از سونو که اومدم بیرون به شوهرم گفتم سالمه ولی احتمال جنسیت نداد اونم کلی خندید گفت چطور خورد تو ذوقت😂😂 و بعدش رفتم ازمایش
جواب ازمایش که یه هفته بعد حاظر شد رفتیم جواب و به دکتر نشون دادم گفت خوبه یه قسمتش کمی کمتره باید کواد مارکر بدی
استرس گرفتم گفتم ینی چی گفت مهم نیست پونزده هفته ازمایش غربالگری دومو میدی
رسید اون موقع و با مادرم رفتم ازمایش بدم گفت هزینش میشه دوتومن
خیلی زیاد بود اون موقع ترسیدم که این چه ازمایشیه..
مامان بَشِه❤️ مامان بَشِه❤️ ۱۱ ماهگی
ادامه داستان...
از ازمایشگاه برگشتم خونه شوهرم اومد انقدر گربه کردم دست خودم نبود خیلی خساس تر شده بودم تو بارداری میگفتم حتما ازمایش خطریه که بخاطرش دوملیون پول گرفتن حتما مشکلی داره شوهر بیچارمم میگفت اشکال نداره دوباره بچه میاریم
خلاصه جواب ازمایشو که اومد بردم به دکترم نشون دادم گفت سالمه مشکلی نداره و نوشت برای انومالی
تاحالا هسچکس خبر نداشت باردارم بجز چند نفر
انومالیو با مادرم رفتم و خیلی خیلییی طول کشید تا نوبتم شد
رفتم پیش همون دکتر بد عنق که برای انتی رفته بودم استرس داشتم هم برای جنسیت کنجکاو بودم هم میترسیدم برای اینکه مشکلی نداشته باشه
رو تخت دراز کشیدم دکتر سونو کرد گفت بهت احتمال ندادم تو انتی؟گفتم نه گفت پسره
دروغ چرا خوشحال شدم همیشه دوست داشتم بچه اولم پسر باشه بعدش هرچی بچه داشته باشم دختر باشه
یکم دیگه سونو کرد و جواب سونو رو داد گفت مشکل خاصی نداره
برگشتم به مادرم جنسیت و گفتم و گفتم سالمه اونم خیلی خوشحال شد
به شوهرمم زنگ زدم گفتم و شام رفتم خونه بابا اینام
دنیامون ابی شده بود و من ذوق پسری که بتونم مادر خوبی براش باشم بتونه دختری و خوشبحت کنه
فرداش شد قرار بود برم پیش دکترم رفتم و ....
مامان آرسام مامان آرسام ۱۷ ماهگی
مامان هایلین🌈 مامان هایلین🌈 ۱۰ ماهگی
ادامه تاپیک قبلی 👉🏻
برای عفونت مثانه برای زنای بالای ۴۰ سال استفاده میشه گفتم والا این همش برای دخترم نوشته گفت اضلا هیچ کدومو بهش نده ببر یه دکتر دیگه
بردم یه دکتر دیگه داخل شهر خودمون متخصص اظفال بود اون گفت سرما خورده
بهش گفتم دخترم نه سرفه داره نه ابریزش نه عیچ علائم دیگه ای از سرما خوردگی گفت نه من مطمئنم سرما خورده کارم اینه شما دخالت نکن
باز من رفتم دارو هارو بگیرم گفتم چی داده دکتر؟ گفت سیتریزین و استامینوفن😕 گفتم بچم ابریزش ندارههع تب داره فقط بنده خدا داروخونه ای گفت پس بهش نده تبشو کنترل کن
دیگه من بعد حدودا دو روز دخترمو بردم پیش دکتر خودش که شهر دیگس یه چکاپ براش نوشت ما رفتیم ازمایش دادیم و جوابو بردیم پیش دکتر گفت که همون عفونت خونی که قبلا داشته باز برگشته ( توی تاپیک قبلی توضیح دادم) کلی دارو داد که خداروشکر بعد دو روز استفاده دخترم خوب شد
از اونجا من فهمیدم که به هر خری که مدرک داره نمیشه گفت دکتر
بعضی ها از دکتر بودن فقط اسمشو دارن
شمام وقتی میرین دارخونه نسخه بگیرین بگین که نسخه برای بچه هست و تک تک دارو هارو حتما بپرسین که برایع چیه و چجوری استفاده کنین که مبادا یکی از این خرایی که اسم دکتر رو یدک میکشن با جون بچه هاتون بازی کنن 😒😒