خدایا شکرت خدایا شکرت
بچم ی نق نزد
دراز کشیدم پیشم نشست ی خیلی سینمو بوس کرد ناز کرد
میگف نازی نازی
براش کلی غصه گفتم همه رو قشنگ گوش کرد
بعد گفتم پیش مامان لالا کن
کنارم دراز کشید گوش گیر خرگوش داشت اونو انداخت گردنش براش لالایی خوندم تو بغلم خوابید
از خوشحالی میخوام گریه
کنم

دیشب شب اول بود چون ۱۵ ساعت نخوابید و ساعت ها سرش تو گوشی بود بدجور لج اومد مجبور شدم بهش شیر بدم
ولی امروز از ظعر گوشی ندادم دستش تا جا داش باهاش بازی کردم بردمش بیرون

ساعت ۴ برای خواب لج کرد خیلی گریه کرد منم پا ب پاش گریه میکردم ولی شیر ندادم ده دقیقه گریه کرد دیگه بردمش سر چرخ خیاطی خواب یادش رف

ولی امشب خیلی اروم خوابید دلمم براش سوخت

موندم نصف شب چیکار کنم خدا کنه لج نکنه 🥲 براش شیر موز و اب گذاشتم کنار بیدار شد با نی بدم بخوره ایشالله ک قبول کن باز تو بغلم بخوابه

دعام کنین مامانا ایشالله هر کی این پروسه رو میگذرونه براش راحت باشه 🤲🏼

۶ پاسخ

عادتش نده ب خوردن چیزی نصف شب
اون شیرموز دندوناش داغون میکنه

انشالله میخوابه ولی صبر خودت رو حفظ کنه ممکنه تا یکماه هر از گاهی بهانه بگیره

دیگه داری میگیریش بهش تو خواب چیزی نده دندکناش داغون میشن بیدارم شد فقط اب بده

اب بده بهش
به چیز دیگه ای عادتش نده

باورت میشه من ارزومه این پروسه رو بگذرونم ولی بچم بعد دوماهگی سینمو نگرفت حتی شیرمو داخل شیشه نخورد

دیگ شیرموزم نده تو از شیرگرفتیش ک شبا کامل بخابه چیزی نخوره بیدار شد بغلش کن بهونه اورد اب بده بهش بزارش روپات تا بدونه دیگ شیرنیست

سوال های مرتبط

مامان یارا مامان یارا ۲ سالگی
یارا امشب حدود ساعت 12 شیر خواست بایاش تو شیشه براش آورد. گفتم برو بخواب گفت همینجا تو هال میخوابم دراز کشید و نخوابید
ساعت 1 بردمش تو تختش دگ شیرش ندادم
اول کمی بازی بازی کرد 3 بار شنگول و منگولو گفتم. بعد گفت شیر
بهش گفتم ی بار خوردی
گریه کرد
هرچی خواستم باهاش حرف بزنم گریه کرد

الان مامانم بود یا باباش فوری شیر تو شیشه میدادن. وسط گریه هاش همه ش باهاش حرف زدم صداشو میبرد بالاتر جیغ میزد و اصلا گوش نمیداد.
بعد گفتم همسایه ها گریه هاتو شنیدن الان همه خوابن...
هیچ بچه بزرگی با شیشه شیر نرفته تو مدرسه یا مهد (مهد دوس داره اونرثز رفتیم محیطشو دیدیم ثانیه ای دستمو ول نکرد)
بعد گفت شیر بازم. گفتم میتونم تو لیوان بیارم. گریه کرد گفتم میخوای تو قمقمه بخوری؟
گفت آره
آوردم براش ی قلوپ خورد دیگه نخورد
پرسیدم شعر بخونم؟ گفت آره خوندم براش تکون هاش تو تخت آروم شد
پاشدم دیدم تو آرامش قبل خوابه نوازشش کردم و خوابید.


خیلی دلم سوخت شیر خواست و شیشه شو ندادم.... 😔ولی ترک شیشه رواستارت زدم امیدوارم موفق بشم.