۱۰ پاسخ

منیش زور له فکری دام کچکی منیش زور وابستیه ماشاءالله
نازانم چون بیگرموا لی اونده م پی گناه
دبه به اذن الله دوای رمضان بیگرموا نازانم چبکم
تو هر شوانه شیری ددی؟

منیش هر ل ایستو خفتمه

من اروم اروم گرفتم

تاپیکای اخرمو بخون منم توی پروسشم

منظورم از تلخک لاک تلخ هیدرودرمه

پسر منم خ وابسه بود.هم رژ قرمز زدم هم تلخک!۳ماه سعی کردم تدریجی بگیرم اصلا نشد

صبر تلخ بزن به سینت چند بار دیگه نمیخوره

لاک تلخ بزن قبلشم چیزی نگو بزار ببینه تلخع

باید بری از عطاری بگیری تلخک هست سدر زرد بود اگر اشتباه نکنم اسم یاد نبوده عطاری بگی خودشون راهنمایم میکنن

هووو خیلی وقته گرفتم راحتم شدم سختیش فقط ۲شب اول بود بعد دیگه تنهایی هم میخوابه تو اتاقش

سوال های مرتبط

مامان مهیار مامان مهیار ۲ سالگی
مامان نیلا💝 مامان نیلا💝 ۲ سالگی
سلام شوتون بخیر
خواستم تجربمو در مورد پستونک گرفتن بگم نیلا امشب شب سومی بود که بدون می می خوابید😍
دختر من فقط موقع خواب میخورد و هیچجوره بدون اون نمیتونست بخوابه حتی دو سه بار از تو خواب برای پستونک بیدار میشد ۲۰ ماهش بود ۴روز ازش گرفتم به روش قیچی کردن پستونک ولی خیلی خیلی خیلی گریه میکرد و بی قراری تو اون ۴روز سرجمع ۵ساعتم نخوابید اونم تا مسخوابید یادش میافتاد می می نیست با گریه بیدار میشد دیگه نمیخوابید ناموفق بود و اینسری هفته پیش یه بار با اهنک لالایی بدون پستونک خوابوندمش امتحانی دیدم جوابه شنبه هم امتحان کردم جواب داد دیگه ازشنبه بهش ندادم شب اول تا ۳نصف شب فقط گریه کرد و بهونه می می میگرفت هی میگفت مامان میمی کو با بغض و گریه دلم ریش ریش میشد هربار میگفت به باباش میگفت بابغض بابا می می کو شوهرمم طافت نیاورد گفت بمونم بهش میدم رفت بیرون از اتاق خوابید اما دیروز دیگه برای خواب ظهرش گفت میمی کو پسونکشو قیچی کردم گفت شکسته خراب شده خورد دید نمیتونه بخوره گرفت دستش لالاییش کردم خوابید 😔
شبشم گریه نکرد فقط چندبار گفت می می کو همون خرابرو بهش نشون دادم چیزی نگفت فقط هی بازیگوشی میکرد حرف میزد نمیخوابید😅 دیگه بغلش کردم خوابید تا ۱۱ونیم صبح اصلا هم بیدار نشد😍 امشبم خداروشکر راحت خوابید یکم بازیگوشی کرد و حرف زد بغلش کردم خوابید فقط یه بارگفت می می کو گفتم خراب شده دیگه خلاصه من طبق تحربه ناموفق قبلی که نیلا خیلییی گریه کرد و بی قراری اینسری خیلی خیلی استرس داشتم و یهویی هم شد که ترکش بدم از می می میترسیدم ولی واقعا خیلی راحتتر از اون چیزی بود که فکرشو میکردم و نیلا هم خیلی خوب با نبود پستونک کنار اومد فقط مونده پوشک گرفتن اونم چند ماه دیگه ایشالله راحت بگیرمش
مامان قلب خونه 🫶🩵 مامان قلب خونه 🫶🩵 ۲ سالگی
فرزند پروری
روز اول تجربه شیر گرفتن که خیلی هم وابسته سینم بود
دیشب از داروگیاهی صبغ زرد تهیه کردم امروز صبح مالیدم به سینم
صبحانه یدونه تخم مرغ با کمی نون خورد بعد گفت می می گفتم ببین اوف شده نخورد رفت بازی کرد منم تلویزیون زدم سرگرم بشه بعد رفتم سراغ کارام بعد یساعت بهش یکم چوب شور دادم چون اشاره کرد میخواست تا ناهار ناهار هم‌غذای مورد علاقش بود کباب تابه ای با برنج قشنگ خورد موقع خواب ظهرش باز گفت می می سریع اون صبغ و زدم به سینم گفتم مامان اوف شده یکم شیر پاستوریزه دادم خورد خوابید عصز پاشد گرسنه بود یه دونه موز با کمی مغزیجات بهش دادم بعد رفتیم خونه مادرشوهرم که با بچها بازی کنه سرگرم بشه یادش بره بازیاشو کرد اومد گفت بازگفتم اوف شده ببین گرسنش هم شده بود سریع اومدم خونه غذاشو گرم کردم خورد بعد همه میگن اشناهامون که شیر محلی بگیر پسر عموم داره ازش یک کیلو خریدم جوشوندم الان که میخواست بخوابه یه مقدار دادم بهش که سیر باشه دیگ نگفت می می ولی واقعا دلم سوخت خیلی صبوری کرد بچم‌انشالله امشب هم راحت بخوابه اذیت نکنه من هنوز سینه درد نکردم شیرمم ندوشیدم ممکنه فردا سینه درد کنم چکنم اگه سینه درد کردم ممنون میشم راهنمایی کنید
آنومالی
فرزند پروری
مامان قلب خونه 🫶🩵 مامان قلب خونه 🫶🩵 ۲ سالگی
فرزند پروری
روز اول تجربه شیر گرفتن که خیلی هم وابسته سینم بود
دیشب از داروگیاهی صبغ زرد تهیه کردم امروز صبح مالیدم به سینم
صبحانه یدونه تخم مرغ با کمی نون خورد بعد گفت می می گفتم ببین اوف شده نخورد رفت بازی کرد منم تلویزیون زدم سرگرم بشه بعد رفتم سراغ کارام بعد یساعت بهش یکم چوب شور دادم چون اشاره کرد میخواست تا ناهار ناهار هم‌غذای مورد علاقش بود کباب تابه ای با برنج قشنگ خورد موقع خواب ظهرش باز گفت می می سریع اون صبغ و زدم به سینم گفتم مامان اوف شده یکم شیر پاستوریزه دادم خورد خوابید عصز پاشد گرسنه بود یه دونه موز با کمی مغزیجات بهش دادم بعد رفتیم خونه مادرشوهرم که با بچها بازی کنه سرگرم بشه یادش بره بازیاشو کرد اومد گفت بازگفتم اوف شده ببین گرسنش هم شده بود سریع اومدم خونه غذاشو گرم کردم خورد بعد همه میگن اشناهامون که شیر محلی بگیر پسر عموم داره ازش یک کیلو خریدم جوشوندم الان که میخواست بخوابه یه مقدار دادم بهش که سیر باشه دیگ نگفت می می ولی واقعا دلم سوخت خیلی صبوری کرد بچم‌انشالله امشب هم راحت بخوابه اذیت نکنه من هنوز سینه درد نکردم شیرمم ندوشیدم ممکنه فردا سینه درد کنم چکنم اگه سینه درد کردم ممنون میشم راهنمایی کنید
آنومالی
فرزند پروری