۱۴ پاسخ

ماشاالله بهش
دختر من دو بار موهاشو کوتاه کردم یه گریه ها میکرد توی سالن یه جیغ هایی میزد که آبرومو برد برای حموم رفتن هم همینقدر اذیت میکنه نمیدونم کی میخواد آدم بشه

ماشالله عشق خاله

دختر منم‌مو کوتاه البته دخترونه رو بیشتر دوست داره چون حوصله شونه زدن و بستن مو رو نداره

ماشالا عزیزم چقدم آروم بنظر میرسه

ماشالله😍❤️

جااااان دلم
هزار ماشالله
و بهارم اینسری با خاست خودش رفت و قشنگ نشست🥺😍

وای خدایا
ای جونم

عزیزممم ماشاالله به نورخانم قشنگ احسنت مبارکش باشه موهای نازش😍😍❤️❤️❤️

آخی نور قشنگم کجا بودی دلم تنگ شده بود دنبالت میگشتم

ماشاءالله 😍

قشنگ شده،دستش درد نکنه

خدابرات حفظش کنه عزیزم خشکل خانوم رو❤️

وای ننه😂😂 ماشالله به نور✨️

هزار ماشاالااا

سوال های مرتبط

مامان شکلات 🍼🧑‍🍼🍫 مامان شکلات 🍼🧑‍🍼🍫 ۲ سالگی
چه خبرا خوبین ؟
دخترم این موقع خوابیده شبی پدر منو دربیاره
بچه ها ما یه دختر همسایه داریم پنج سالشه
میاد خونه ما با کل وسایل دختر من بازی می‌کنه ولی هیچ کدوم از وسایلش رو دست دختر من نمیده همیشه کارش همینه دفعه پیش اومده بود خونه ما قشنگ یک ساعت بازی کرد موقع رفتنش دخترم خیلی گریه کرد باهاش بره مجبور شدم بفرستم باهاش بره بعد پنج دقیقه خودم دم در بودم دخترمو از خونه انداخت بیرون درم بست
چند روز پیشم بازم یه لحظه دخترم رفت پیشش دیدم جیغش در اومده خیلی گریه کرد بعد که آروم شد گفت منو زده
باز امروز مامانش زنگ دخترم بیادخونتون اومد یه دوساعتی بازی کرد
ولی خودش اصلا اسباب بازی هاشو دست دختر من نمی‌ده به هیج وجه من سر همین موضوع قطع رابطه کردم با مامانش چون مامانش میگه بچه باید هنر نه گفتن بلد باشه
اون موقع که دختر من یک سالش بود یه سه چرخه داشت چند بار دختر من دست زد بهش دخترش جیغ میزد که دست نزن به سه چرخه ام من دخترمو با کالسکه برده بودم تو کوچه دخترش داشت با کالسکه دختر من بازی میکرد دختر منم سوار سه چرخه اش شد تا دید دختر من سوار شده سریع جیغ داد که پیاده شو من هر کاری میکردم دخترم نمیومد پایین مامانشم اصلا نگفت که مامان نی نیه تو هم داری با کالسکه اون بازی خدا شاهده یک کلمه از دهن این زن در نیومدکه بگه بزار یه ذره بازی کنه منم زوری بچمو پیاده کردم آوردمش خونه دیدم دخترش زودتر از ما در حیاط وایستاده که بیاد خونمون 🤦
منم بهش گفتم برو خونتون تو بی ادبی دختر من با تو بازی نمیکنه مامانش تا مدت ها قهر بود که بچمو تو خونه راه نداده
به جاریمم گفته من نمی تونستم به بچم چیزی بگم اعتماد به نفسش میموده پایین
باز دوباره امروز خیلی شیک بچشو فرستاده خونه ما
مامان آرین و عرشیا مامان آرین و عرشیا ۳ سالگی